http://www.eblogame.com/BG/GHALEB/EKHTESASI/mojweb/moj_head.jpg

صفحه اصلي پيوندهاطراح قالب
 RSS

پيوند هاي وبلاگ
طاها نيوز
هامون نيوز
ملل نيوز
کلمه
ریفنا
موج رهروان1
معبود یگانه#
جبهه مقابله با حماقت های شیخ ساده لوح#
حجاب زن#
کمپین تحریم کالاهای اسرائیلی#
روز شمار#
قلم دل#
اسلام ستیزی در غرب#
حمایت از شهرزاد میرقلی خانی
حسینه رهروان ولایت
---------------------
NEWS Online
حامیان ولایت
خبری تحلیلی
ظهورسبز
همسنگران
انتفاضه سایبری #
.:: ايران اي هستي من/::.
.::دانشجو::.
.::رزمنده آنلاین::.
آزاد باش
.::خانه سبزما::.
.::ولایت مداری::.1
.::حامیان ولایت::.

آموزش وبلاگ بازي

لينک هاي روزانه
سیاسی-اجتماعی
بچه ولايتي
یاران ولایت
تاریخچه و تحولات و افکار وهابیت
عترت فاطمی
پايان انتظار
پخش زنده و مستقیم کربلا نجف کاظمین مشهد
سرباز رهبری
وقتی که دچار شدم...
....DDTA
عاشقان خدمت- جان نثاران ولایت
فدایی خامنه ای
هنر مردان خدا
دختر ایرانی
سیاسی ’ فرهنگی ’ طنز +فوتبال
هيـــئت جوانان بني هاشــم (ع)شهرستان رشت
دل نوشته ها
مکتب ولایت
علمدار نهضت حسینی
عاشقان خدمت- جان نثاران ولایت
منتظر
آمین
جانم فدای رهبر
پیروان ولایت
++هر چی که فکرشو بکنی داریم++
برهان الله
" پسری بنام غم "
آخرین دوران رنج
زنگینامه شهید همت
ارپيجي زن جنگ نرم
یا ضامن آهو
رهبری جهان اسلام
رسوا کردن دشمنان امام خامنه ای
رسوا کردن دشمنان امام خامنهای
راهی برای جوانی
السلام عليك ياروح الله(هیت محبین الائمه)
السلام عليك ياروح الله(باریس جمهور)
السلام عليك ياروح الله(هیت محبان الرسول)
السلام عليك يا روح الله(پايگاه مالك اشتر)
عکس واقعیت یا واقعیت بر عکس*
نفوذی*
آپلود سنتر*
کاریکاتورهای مازیار بیژنی*
آینده از ان حزب الله *
حسینیون*
شهید گمنام*
زندگینامه افراد بزرگ*
انتظار يار*
يكصد موضوع، پانصد داستان*
حسینیه*

:: تمام پيوندها ::
نويسندگان
نويسنده وبلاگ :
دوستدار ولایت
طراح قالب

DESIGNER  BloGame
لـوگـوي ما
http://www.eblogame.com/BG/GHALEB/EKHTESASI/mojweb/moj_logo.gif


درد دل فرزند مصطفاي شهيد با "آقا"
درد دل فرزند مصطفاي شهيد با "آقا"


سلام آقاجون! من چارسالمه. من شما رو خیلی دوست دارم. خیلی خوشحالم که امشب اومدی خونمون. فقط نمی دونم چرا بابا مصطفام هنوز نیومده.

مامانم میگه بابات رفته یه مسافرت و شاید به این زودی ها نیاد. اما نمی دونم چرا وقتی این حرفو به من می زنه روشو از من برمی گردونه و شونه هاش تکون می خوره و بعد که من می رم تا از جلو صورتشو ببینم، چشماش خیلی قرمز شده و صورتش هم خیسه!
این روزا مامانم خیلی صورتشو می شوره.نمی دونم چرا نگاش یا به منه یا به قاب های رو تاقچه و یا به در خونمون که بابا زنگ بزنه.
امشب که شما اومدی خونمون من می خوام یه رازو به شما بگم. من و بابام چند روز قبل یه قول مردونه به هم دادیم. اون شبی که بابام می خواست بره مسافرت یواشکی در گوشم گفت من و تو مثل دو تا مرد باید با هم صحبت کنیم و قول هایی به هم بدیم و هیچ کسی هم از اون با خبر نشه. من هم به اون قول مردونه دادم و حتی به مامانم هم نگفتم.
بابا مصطفام با دو تا دستاش شونه هامو چسبید و صورتشو آورد دم گوشمو گفت: پسرم تو دیگه بزرگ شدی و مرد این خونه ای. باید به من قول بدی مثل یه مرد به مامانت کمک کنی. مامانتو اذیت نکنی. به حرفاش گوش بدی. بهش کمک کنی و نذاری یه وقتی از دست تو ناراحت بشه. منم گفتم بابا یه شرط داره و اون اینه که وقتی از مسافرت برگشتی اون ماشین پلیس چراغ دارو برام بخری.

تو این چند روزی که بابا مصطفام نیست دلم خیلی براش تنگ شده مخصوصا برا اون خنده هاش. اما عیبی نداره... من هم هر وقت دلم براش تنگ می شه مثل بابام میام لب تاقچه و به عکس شما نگاه می کنم.

آخه بابا مصطفام هر وقت خیلی خسته بود و ناراحت، می اومد کنار تاقچه و با شما صحبت می کرد. نزدیک شما که میومد لبهاش تکون می خورد. بعضی وقت ها هم که خیلی خسته بود شونه هاشم تکون می خورد. فکر کنم مامانم هم این روزها خیلی خسته است که مثل بابام شونه هاش تکون می خوره و چشماش قرمز می شه!

بابام با شما آهسته صحبت می کرد. من که چیزی از حرف های شما دو نفر سر در نمی آرم اما اینو می دونم بابا مصطفام هر وقت با شما صحبت می کرد تا خیلی روزای بعد خوشحال بود. اگه ده شب هم کار می کرد عین خیالش نبود.

فکرشو کن اگه بابام مسافرت نبود و امشب خونه بود و شما رو می دید دیگه چی می شد. از خوشحالی بال درمیاورد و دیگه هر چی من بهش می گفتم ، می گفت چشب پسرم ،چشب عزیزم. هر چی می خواستم برام می خرید. من یه ماشین پلیس می خام که دشمنا رو تعقیب کنم. اما بابام میگه بزار بزرگتر بشی اونوقت برات می خرم. 
اما... وقتی بابام بیاد و بفهمه شما خونمون اومدید و اون نبوده ،خیلی ناراحت می شه . شاید هم اونقدر ناراحت بشه که تا چند روز دیگه به حرفام گوش نده... اما نه! بابا مصطفام خیلی مهربونه... وقتی بیاد و بوی عطر شما رو ببینه که توی خونه و محلمون پیچیده، مطمئنم به همه حرفام گوش می ده. بابام میگه شما بوی بهشت میدی. بابام همیشه از بهشت میگه...یه وقت نکنه این دفعه که مسافرت رفته، رفته باشه بهشت...!



نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |جمعه سی ام دی 1390| در ساعت 17:12 |
 

انکشاف گلشیفته، چه کسی را واقعاً ناراحت کرد؟
انکشاف گلشیفته، چه کسی را واقعاً ناراحت کرد؟
خبر انتشار درج عکس برهنه ی گلشیفته فراهانی، تکذیب والدین او و سپس تأیید مجدد او، فضایی غمگین را بر رسانه های کشور حاکم کرد. این غم، غم خوبی است و برخاسته از وجوه گوناگون. اما براستی در این قضایا، برای چه چیز باید بیش از همه غمگین بود و چه کسی از همه غمگین تر است؟

اگر اطلاعی از فضای سینمایی خارج کشور داشته باشیم، خواهیم دانست که برهنه شدن یک هنرپیشه و حتی همخوابی او آنچنان پدیده ی عجیبی برای آنها نیست. لذا می توان گفت که این حرکت را به مثابه توهین و تحقیر به کشوری نمی دانند. انواع بازیگران با ملیت های گوناگون بارها این عمل را انجام دادند و اصلاً این حرکت، به نوعی شرط ورود به هالیوود است. دقیقاً مانند فراماسونری که نقل شده هنگام ورود به آن، ناچاراً افراد را وادار به اعمال شنیع می کنند و عکس برداری می کنند تا هیچ گاه جرأت افشای اسرار لُژ را نداشته باشند. هالیوود هم برای ورود زنان، شرط جلوه دادن و همخوابی را دارد که مطمئن شود بازیگرانش تا پایان او را ترک نخواهند کرد و نخواهند توانست به فرهنگ یا مذهب خود بازگردند.

لذا بعید است بتوان گفت که این کار، موجب ریختن آبروی جمهوری اسلامی می شود. اصلاً برهنگی زن، برای تمدنی که به تعبیر دکتر عباسی "تمدن زنازاده" است، چیز عجیب و حتی قابل توجهی نیست. هر روز صدها و و هزاران تصویر و فیلم اینگونه در فضای رسانه ای غربی منتشر می شود و چنین چیزهایی اصلاً دیده نمی شود. پس نباید از این ناراحت باشیم که آبروی جمهوری اسلامی رفته است. تنها گلشیفته است که با توهم جلب توجه، تنها خود را بی هویت و روسپی اعلام کرده است. فردی که می توانست در کشورش ستاره باشد، شد تنها یک روسپی در کنار صدها هزار روسپی هالیوودی که فکر می کند مرکز توجهات است. ما نیز نباید به این توهم او دامن بزنیم.

اما در این بین، آن کسانی که این روزها واقعاً غمگین و سرافکنده اند، والدین گلشیفته هستند. قطعاً صحیح نیست در این ایام که این افراد هرکجا باید سرافکنده بروند و از شدت نگاه های ملامت گر دیگران، سر خود را به زیر اندازند، ما هرقدر هم با آنها اختلاف داشته باشیم، نمک روی زخمشان بپاشیم. اما ما می بایست از هر اتفاقی نکته پندآموزی برداشت کنیم تا در زندگی دچار تجربه های تلخ دیگران نشویم.

روزگاری بود که والدین گلشیفته، از اینکه دختر نازنین شان در سینمای جهانی و در کنار سوپراستار هالیوود، لئوناردو دکپریو ایفای نقش می کند، به خود می بالیدند و شاید پوسخندی تمسخرآمیز به حزب اللهی هایی که از این اتفاق عصبانی شده بودند می زدند. زمانی بود که شاید آنها سینمای بسته ی ایران و قوانین بازدارنده ی آن را بین خود مورد تمسخر قرار می دادند و تصور می کردند توجهاتِ (به نظر خودشان) جهانی به دخترشان، این خشکه مقدس ها را سر عقل خواهد آورد و روزی آنها را مجبور خواهد کرد برای استفاده از انبوه سوپراستارهای ایرانی مهاجر، این قوانین را لغو کنند. آقای فراهانی آن زمانی که همه انتظار داشتند این بازیگر پیشکسوت ایران، با اعلام انزجار از کار دخترش وجانت سینمای ایران را نشان دهد، با سکوتش و پزهای آزاداندیشانه اش به نوعی به همه دهن کجی می کرد. شاید هر فیلم از گلشیفته که به بازار می آمد، در نظر والدین گلشیفته، صحت افاده های لیبرال تربیتی نظیر "بچه را باید آزاد گذاشت که خودش هرجور می خواهد زندگی کند. تربیت دینی معنایی ندارد؛ چرا باید بی جهت جلوی تفریح بچه را گرفت؟ دین داری کودک به چه درد می خورد؟ خودش وقتی بزرگ شد، اگر احساس کرد دین به دردش می خورد، به آن می گراید" بیشتر اثبات می شد؛ زیرا تصور می کردند دخترشان دارد قله های موفقیت را فتح می کند. شاید روزگاری هرکجا که می رفتند، با افتخار می گفتند که ما گلشیفته را آزاد گذاشتیم که خودش انتخاب کند و البته به این انتخابش هم می بالیدند.

اما از آنجایی که این پروردگار حکیم است که دست تقدیرش در پس حوادث روزگار است و هیچگاه نخواهد گذاشت کسی از تمرد از راهنمایی ها و قوانینش به خیری دست یابد، سیر طبیعی اضمحلال گلشیفته کار را به جایی رساند که دیگر والدینش نه تنها نتوانند به او افتخار کنند، بلکه حتی در غیرمذهبی ترین مهمانی هایی که حضور می یابند هم شرمسار باشند که دخترشان روسپی گری کرده است. افتخار کردن اینها به فرهنگ غربی و بی اهمیت دانستن اوج ابتذال جنسی در آن، قطعاً روزی دامن گیرشان می شد که شد. ایشان هرقدر هم فرهنگ عفیف خود را انکار می کردند، بالاخره نمی توانستند شاهد روسپی شدن دخترشان شوند. جمع های غیرمذهبی هرقدر هم از خود ازاله هویت کنند، باز هم ایرانی اند و نمی توانند مثل حیوانات دوپای غربی بی غیرت باشند. برهنگی او و سپس تکذیب خبر انکار والدینش، آن هم در سنین پیری که انسان آرزوی شکفته شدن فرزندانش را دارد، برای والدینی که تصور می کردند با بی اعتنایی به دستورات تربیتی اسلام، دارند به فرزندشان لطف می کنند، مانند آب دهانی است از طرف او که به فرموده قرآن، خود را از حیوانات هم پست تر کرده.  امیدواریم چنین تجربه هایی تلخی باعث تنبه شود و از تکرار آنها بکاهد.



نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |جمعه سی ام دی 1390| در ساعت 17:7 |
 

دستگیری حامی اصلی منافقین
دستگیری حامی اصلی منافقین
"غسان الخزرجی" معاون استاندار دیالە و یکی از حامیان اصلی گروهک تروریستی منافقین در این استان ، بە اتهام شرکت در حملات تروریستی توسط نیروهای امنیتی عراق بازداشت شد.
بە گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در استان دیالە ، "غسان الخزرجی" معاون استاندار دیالە و یکی از حامیان اصلی گروهک تروریستی منافقین در این استان ، توسط نیروهای امنیتی عراق بازداشت شد.

بر اساس گزارش‌های منتشر شدە، یک گروە امنیتی ویژە "غسان الخزرجی" را بە اتهام شرکت در حملات تروریستی دستگیر کردە و بە مکان نامعلومی منتقل کردەاند.

یک شاهد عینی بە خبرنگار خبرگزاری فارس گفت: ٦ دستگاه خودروی مشکی نیروهای پلیس ، معاون استاندار دیالە را در منزل مسکونی وی واقع در منطقە "حی المصطفی" شهر بعقوبە ، دستگیر کردند.

"تراث العزاوی" سخنگوی استانداری دیالە در گفت‌وگو با خبرنگار فارس ، ضمن تائید این خبر ، ولی در عین حال اعلام کرد هنوز از دلیل دستگیری آقای الخزرجی اطلاعی ندارند.

غسان الخزرجی عضو فهرست العراقیە است و در چند ماە گذشتە بە شدت از ادامە حضور گروهک منافقین در استان دیالە حمایت می کرد.

پایگاە گروهک تروریستی منافقین هم اکنون در پایگاە اشرف واقع شدە است.


نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |جمعه سی ام دی 1390| در ساعت 17:3 |
 

شباهت شيوه‎هاي منافقان در ماجراي خيبر با ترساندن از تهديد و تحريم دشمن
شباهت شيوه‎هاي منافقان در ماجراي خيبر با ترساندن از تهديد و تحريم دشمن


 "تحلیل تاریخی غزوه خیبر و تطبیق مصداقی آن با شرایط روز، واکنش به اظهارات علایی و افروغ، لزوم مقابله به مثل عاملان شهادت دانشمندان کشورمان و عقب‌نشینی رژیم صهیونیستی بعد از هشدار رهبر معظم انقلاب نسبت به مجازات مرتکبان این ترور، واکاوی دلایل درخواست اوباما از ایران برای مذاکره با کشورمان که در نامه به مقام معظم رهبری مطرح کرد، انتقاد از حاشیه‌سازی دوباره در دولت به جای خدمت‌گذاری، تاکید بر بهتر اداره شدن کشور در شرایط فعلی با تبعیت از ولایت، چرایی لزوم جلوگیری از وابستگان و وام‌داران کانون‌های قدرت و ثروت به مجلس و توانایی بالای انقلاب نسبت به تحمل ریزش‌های بزرگ به دلیل رویش‌های بزرگ" از جمله محورهای سخنان عضو موسس جبهه پایداری انقلاب اسلامی در هفتمین نشست این جبهه در شیراز بود.


به گزارش رجانيوز، دكتر كامران باقري لنكراني اگرچه علي رغم اصرارهاي نخبگان، كانديداي انتخابات مجلس نشد، اما هر هفته به يك مسجد در شيراز مي‌رود و نشست‌هاي هفتگي جبهه پايداري را در اين شهر، فعال‌تر از همه مناطق كشور جلو مي‌برد. متن سخنرانی وي در مسجد امام حسن به همراه پرسش و پاسخ‌ها در ادامه آمده است:

چرا در دوران خیبر قرار داریم

هفته پيش رهبر عزيزمان فرمودند كه اگر دشمنان خيال مي‌كنند كه با اين تحريم‌ها، ما را در شرايط شعب‎‌ ابي‌طالب قرار می‌دهند اشتباه كرده اند، ما در شرايط بدر و خيبريم، هفته گذشته در خدمت دوستاني ديگر بوديم در خصوص شرايط جنگ بدر صحبت كرديم. در اين جلسه كه در آستانه شهادت پيامبرصلی الله و علیه و آله هستيم، فرصتي هست كه يك مروري بر آنچه در خيبر گذشت كنيم و ان‌شاء الله از خيبر براي امروزمان درس بگيريم. خداوند متعال در قرآن كريم فرمودند: "لقد كان لكم في رسول الله اسوة الحسنة"؛ پيامبر بزرگوار اسلام ‌صلی الله و علیه و آله براي همه ما اسوه است و دستور خداوند است كه از آن درس گرفته و براي امروزمان به كار ببريم.

سال هفتم هجري بعد از اتفاقات جنگ احزاب كه همه كفار بر عليه اسلام ‌بسيج شدند و پشتيبان مالي اينها هم يهوديان آن زمان بودند، مسلمانان تصميم گرفتند كه به برخی از اين يهوديان كه آن زمان در خيبر كه 32 فرسخي مدينه بود، پناه گرفته بودند، يك گوش‌مالي دهند و تكليف آنها را روشن كنند.

تدبیر رسول الله برای مقابله با فتنه منافقین در ماجرای خیبر

در اين غزوه و نبرد، ابتدا كه سپاه اسلام حركت كرد كه از مدينه خارج شود، حضرت رسول صلی الله و علیه و آله نفرمودند كه كجا می‌رويم و هدف حمله كجاست. يكي از دلايلش هم اين بود كه یهودیان متحداني داشتند. يكي از منافقين داخل مدينه به دشمنان اسلام خبر داده بود كه سپاهی در مدینه در حال تشکیل است ولي نمی‌فهميم كه سمت شما می‌خواهد بيايد يا سمت خيبر می‌رود. ينها يك هوشياري اجمالاً پيدا كرده بودند كه می‌خواهد يك حمله‌اي شود. اين احتمال وجود داشت كه اين دو جبهه با هم متحد شوند و كار براي سپاه اسلام مشكل شود. تدبيري كه حضرت رسول صلی الله و علیه و آله فرموده بودند، اين بود كه به كسي نگفتند كه به چه سمتي حركت می‌كنند. از سمت مدينه خارج شدند و وسط راه مسير را به سمت خيبر كج كردند. همين مانور باعث شد كه اين دو گروه فرصت اتحاد پيدا نكنند.

خيبر هفت دژ بود و هر كدام برج و بارویي داشت و  از آن مراقبت می‌كردند. از نظر كشاورزي فضاي حاصل‌خيز و از نظر توليد انواع و اقسام محصولات كشاورزي داشت. آنها از سابق سلاح‌هاي جنگي و مواد غذایي را جمع كرده و آماده بودند كه اگر حمله‌اي شود، سلاح و غذا به اندازه كافي ذخيره كرده باشند. علاوه بر آن دژهاي محكم با مردمانی جنگ آور هم داشتند. خلاصه آمادگي كامل جهت مقاومت را برای مقابله با سپاه اسلام داشتند.

سپاه اسلام ‌شبانه به آنجا رسيد و اين قلعه‌ها را محاصره كرد و طوري مخفيانه كار كردند كه صبح كه اينها در قلعه‌ها را باز كردند كه به سرزمين‌هاي‌شان بروند، با سپاه اسلام مواجه شدند. جنگ در گرفت و اين محاصره يك ماه طول كشيد. در اين يك ماه، برخي دژها فتح شد اما آن دژ اصلي فتح نمی‌شد. سپاهيان اسلام هم كه براي يك جنگ طولاني نيامده بودند در اين محاصره يك‌ماهه در فشار گرسنگي قرار گرفتند.

تاريخ صحنه‌هاي زيبایي را در اين ايام ثبت كرده است. يك چوپاني آنجا بوده که گوسفندان اين خيبري‌ها دستش بوده است، می‌آيد و مراجعه می‌كند به وجود مقدس پيامبر اسلام ‌صلی الله و علیه و آله و می‌گويد كه اسلام را به من عرضه فرمایيد، اسلام را عرضه می‌كنند و مسلمان می‌شود، می‌گويد اين خيبري‌هاي صهيونيست پدر ما را در می‌آوردند و ما را تحقير می‌كنند، ولي دين اسلام دين بسيار خوبي است. بعد می‌گويد اين گوسفندها امانت اينها دست من بوده است و حالا كه مسلمان شده‌ام چه كار كنم؟ خوب سپاه اسلام هم با کمبود غذا مواجه است، بعضي‌ها شايد می‌گفتند كه بلاخره ما داريم با آنها می‌جنگيم، اين گوسفندها هم حلال؛ خوب این گوسفندها را سر ببريم! حضرت رسول صلی الله و علیه و آله فرموند نه. چون اينها امانت دست تو بود، اينها را بايد جلو قلعه‌شان ببري كه داخل بروند و بعد خودت هم هر كاري خواستي بكن كه اين چوپان هم همين كار را می‌كند و بعد به سپاه اسلام باز می‌گردد.

اعتراض پیامبر به رد کردن اسیران یهود از کنار کشته‌های‌شان

صحنه زيباي ديگري هم تاریخ ثبت کرده است، زمانی که سپاهيان اسلام لشكر كفار صهيونيست را به هلاكت رساندند، جمعی را به اسیری می‌گیرند که دو نفر خانم هم كه يكي از آنها بعداً به همسري پيامبر صلی الله و علیه و آله در مي‌آيد، به نام صفيه جزو اسرا بوده‌اند. بلال حبشي اينها را از كنار كشته‌هاي سپاه كفر رد می‌كند. حضرت عتاب می‌كنند كه مگر تو رحم نداري. چرا اين خانم‌ها را از كنار كشته‌هاي فاميل‌شان رد كردي. چرا اين كار غير اخلاقي را انجام دادي. از اين جنس نكات زيباي اخلاقي در اين نزديك يك‌ماه در آنجا زياد اتفاق افتاد.

باز مشهور است كه آن قلعه اصلي فتح نمی‌شد. اولي و دومی ‌مامور شدند كه بروند آن قلعه را فتح كنند. رفتند و كاري از پيش نبردند، روز اول، اولي رفت و روز دوم هم دومی ‌رفت اما به نتيجه‌اي نرسيدند. حضرت رسول صلی الله و علیه و آله كه در اين جنگ تاريخ ثبت كرده كه سردرد شديدي داشتند و خودشان در ميدان جنگ نمی‌آمدند و از دور سپاه را هدايت می‌فرمودند، در شب سوم می‌فرمايند كه من فردا كسي را به ميدان می‌فرستم كه خدا و پيامبر خدا او را دوست دارد و او هم آنها را دوست دارد. پرچم را دست كسي می‌دهم كه هيچ شكستي در كارش نيست و اين قلعه را فتح خواهد كرد. صبح بعد از نماز همه جلو خيمه حضرت صلی الله و علیه و آله جمع می‌شوند كه ببينند اين افتخار نصيب چه كسي می‌شود. حضرت نگاه می‌فرمايند. همه منتظر بودند؛ خصوصاً اولي و دومی، ‌می‌گفتند بلاخره ما شيخين هستيم و لابد بايد به ما ‌بسپارند. حضرت محمد صلی الله و علیه و آله می‌فرمايند علي ابن ابي‌طالب علیه‌السلام كجاست؟ می‌گویند كه آقا چشم درد دارند و نمی‌توانند تشريف بياورند. كسي را می‌فرستند كه اميرالمومنين علیه‌السلام را بياورند. دعایي می‌فرمايند. چشم درد اميرالمومنين علیه‌السلام خوب می‌شود تا آنجا که حضرت امير علیه‌السلام فرمودند كه من تا اخر عمرم چشم درد نگرفتم. پرچم سفيد را به دست حضرت امير علیه‌السلام می‌دهند و حضرت حركت می‌كنند، جلوي در قلعه پرچم را مستحكم می‌كنند. خيبري‌ها جنگ آوران خود را می‌فرستند. جنگ آور اول كه كشته می‌شود، برادرش مرحب به خون‌خواهي می‌آيد و بلاخره در حين جنگ سپر از دست علی علیه السلام می‌افتد و در قلعه خيبر را از جا كنده و به عنوان سپر استفاده می‌كنند و مرحب هم كشته می‌شود. بعداً هشت نفر از مسلمانان هر چقدر سعي می‌كنند كه اين در را بلند كنند، نمی‌توانند. بلاخره آن فتح بزرگ رخ می‌دهد.

رهبر عزيزمان فرمودند كه ما امروز صحنه‌مان، صحنه خيبري است بايد از خيبر درس بگيريم و ان‌شاء الله اين صحنه را به تأسي از حضرت اميرالمومنين علیه‌السلام، واقعاً خيبري بگردانيم.

منافقان در جنگ خیبر دل سپاه اسلام را خالی می‌کردند

در جنگ خيبر يكي از اتفاقاتي كه افتاد اين بود كه قبل از شروع جنگ، منافقين سعي می‌كردند دل سپاه اسلام را خالي كنند. برخي اخبار را براي دشمن می‌بردند. اينها مورد لعن قرار گرفتند و حضرت تدبير هم كردند، حركت سپاه را بي اطلاع بيش بردند تا اين منافقين نتوانند كسب اطلاع كنند و به دشمن خبر دهند. ما امروز هم بايد حواس‌مان جمع باشد كه يك عده‌اي در بين امت حزب الله هستند که در تلاش هستند دل‌های مومنین را خالي كنند. مدام می‌گويند چطور مي‌خواهد شود، واي تحريم شده است، اتفاقات عجيب و غريبي دارد می‌افتد، بازار ديگر قابل كنترل نيست، ارز بالا رفته، گراني بي‌داد می‌كند. نه اينكه اينها نيست، اما دليل نمی‌شود كه ما از اعتمادمان و از باورهاي‎مان دست بردايم و به‌دليل هجمه دشمن، از حرف حق‌مان كوتاه بيایيم. آن كساني كه اين مسير را درجامعه اسلامی‌ترويج می‌كنند، خوب كه نگاه می‌كنيم شاهدیم که با منافقين صدر اسلام هيچ تفاوتي ندارند و همان كار را می‌كنند. باید اينها را بشناسيم و حواس‎مان باشد و در تار و پود آنها قرار نگيريم.

ما به عنوانین کار نداریم به موازین نگاه می‌کنیم

بعضي‌ها هم كه اين كارها را دانسته و ندانسته با مدل‌هاي ديگر مي‌كنند. شما در همين هفته اخير ملاحظه بفرمایيد. دو نفر كه در دفاع از انقلاب، ادعایي هم دارند، يكي‌شان سردار دفاع مقدس هم هست، يك مطلبي می‌نويسد كه تا مدت‌ها باعث شوق و ذوق ضد انقلاب می‌شود و لذت می‌برند از اينكه كسي كه كسوت سرداري سپاه اسلام، ‌تنها افتخارش بوده است، حالا می‌آيد حرف‌هایي می‌زند که از دل آن شبهه‌اي پيش می‌آيد كه مثلاً ما پشيمانيم. بايد حواس‌مان به اینها جمع باشد که حتي منصب سرداري، جانبازي و حتي حضور در جبهه و افتخارات بالاتر هم باعث مصونیت از لغزش‌ها نمی‌شود. ما شاقول و معيار داريم. طبق آن نگاه می‌كنيم. حالا يك آدمی‌بيايد و همه اعتقادات و باورهاي ما را زير سوال ببرد، اين آدم هر كس هم می‌خواهد باشد، از نظر ما همان روزي كه اين كار را كرد، ديگر هيچ احترامی‌ندارد. ما طبق موازين حركت می‌كنيم و به عناوين كار نداريم. هر كس به اين موازين پايبند بود، محترم است و اگر موازين را زير پاگذاشت، خودش احترام خودش را از بين برده و خود را از وجاهت انداخته است.

دو نفری که این هفته اظهاراتی داشتند، ابتدا با فتنه بودند بعد هم سکوت کردند

یک بحث اینجا مطرح است كه چرا برخي افراد اين طور می‌شوند. اتفاقاً افراد این‌چنینی قبلاً در يك صحنه‌اي رفوزه شده اند، آن‌هم صحنه سال 88 بوده است. هر دو نفري كه اين هفته يك صحبت‌هاي خلاف موازيني كرده‌اند، هر دو نفر اينها از كساني بوند كه در جريان فتنه ابتدا همراهي كردند و بعد هم ديدند كه مسير، مسيري است كه موافق خط مردم نيست، سكوت كردند. هيچ‌كدام‌شان كساني نبودند كه در مقابل فتنه در ميدان آمده باشند و روشن‌گري كرده باشند و يا با فتنه مقابله اي كرده باشند. هر دو نفرشان اين نمره رفوزگي را دارند. هم در تشخيص اوليه شان كه تا مدتي با فتنه همراهي كردند و هم در تشخيص ثانويه كه نتوانستند برگردند و جبران كنند.

هر دو نفر هم كه امروز آمده‌اند و اظهار پشيماني كرده‌اند، در اين پشيماني هم يك ذره نگراني می‌بينيد. نيامدند بگويند كه ما حرف‌هاي‌مان اشتباه بود، می‌گويند نه ما معتقديم. اين چه اعتقادي به رهبري و ولايت فقيه است كه شما يك چنين حرف‌هایي می‌زنيد، بعد هم از حرف خودت عذرخواهي نكني و نگویي من اين حرفي كه زدم اشتباه بود، اين امتحان است و همه ما در امتحان هستيم. كساني كه می‌توانند اين حرف‌ها را بزنند و می‌زنند، يك امتحان می‌دهند و رفوزه می‌شوند. آن كساني كه اين حرف‌ها را نقل کردند و سعی می‌کنند دل مومنين را خالي كنند، به یک شکل ديگر رفوزه می‌شوند. آن كساني كه اين حرف‌ها را باور می‌كنند، يك‌طور ديگر رفوزه می‌شوند. همه ما در امتحان هستيم، اين آيه اول سوره عنكبوت را همه شما بلد هستيد. می‌فرمايد "احسب الناس اين يتركوا ان يقولوا آمنا و هم لا يفتنون" چه خيال بي‌خودي كرده‌اند. خيال كرده‌اند هر كس آمد، گفت من ايمان آورده‌ام، از او قبول می‌كنيم و امتحانش نمی‌كنيم، نخير همه را امتحان می‌كنيم. اين سنت الهي است، هيچ كسي از اين سنت خارج نيست و همه ما امتحان می‌شويم. امتحان هر كسي يك جوري است. آن کسانی که دل مومنين را خالي می‌كنند و حرف‌هاي دشمن مشاركتي را بزنند و حرف‌هایي بزنند كه نتيجه‌اش نوعي ترديد، ابهام و نااميدي باشد، معلوم است كه اينها در اين امتحان رفوزه هستند. حالا هر چقدر كه حرف‌هاي‌شان را شكل علمی ‌و روشن‌فكري دهند. بايد از وقايع تاريخي درس بگيريم.

رمز پيروزي در خيبر

در جبهه خيبر، آن چيزي كه باعث پيروزي شد، اطاعت از پيامبراسلام صلی الله و علیه و آله بود. پرچم سفيد به دست اميرالمومنين علیه‌السلام بود. اميرالمومنين علیه السلام كه با همه عظمتش در اين سپاه خودش را سرباز حضرت رسول صلی الله و علیه و آله می‌داند و از خودش ادعايي ندارد و پشت سر حضرت و با دستور ایشان با چشم بيمار، آمده و كارش را انجام داد. امروز هم اگر قرار است ما صحنه خيبري بيافرينيم كه ان‌شاء الله به فضل خدا خواهيم آفريد، بايد متاسي به اميرالمومنين علیه‌السلام باشيم از خودمان و براي خودمان حيثيتي قائل نباشيم و هرچه داريم را فداي باورها و اعتقادات‌مان و فداي اين حبل متصل به ولايت الهي‎مان كنيم. راه پيروزي همين است.

خیبر صحنه برجسته پیروزی مسلمانان به دلیل تبعیت کامل از رسول الله بود

خيبر يك صحنه كاملاً برجسته‌اي از پيروزي است كه بر مبناي ايمان اسلامی ‌و اطاعت از رهبر وقت جامعه اسلام يعني پيامبر صلی الله و علیه و آله ایجاد شد. ما كه امروز می‌گویيم "خيبر خيبر يا صهيون"، می‌گویيم كه يادت نرود كه آن خيبري كه مولاي‌مان در 1400 سال پيش براي شما رقم زد، ان‌شاء الله باز هم رقم می‌زنيم، بايد همان طور علوي و حيدري عمل كنيم. هم در شجاعت و هم در اطاعت علوي و حيدري عمل كنيم.

اسرائیل در ماجرای ترور اخیر تا دید ماجراي خیبر در حال تكرار است، عقب کشید

همين دو سه موضع گيري كه حضرت آيت الله خامنه‌اي روحي فداه فرمودند و تاکید داشتند که ما نمی‌گذاريم خون اين شهيد بزرگوار پايمال شود و آن كساني كه اين شهيد بزرگوار و بقيه شهداي جهاد علمی ‌را به شهادت رساندند را به سزاي عمل‌شان خواهيم رساند، ديديد كه امروز ریيس رژيم پليد و جعلي اسرایيل گفته که اسرایيل در اين كار دست نداشته است! حالا تا ديروز براي اينكه ابهتي براي خودشان بتراشند، خبر ساختند و خبرگزاري رويترز دقيقه به دقيقه شهادت شهيد احمدي را روايت كرد كه يك اتاق فرمان داشتيم و اتاق فرمان با اسرایيل ارتباط داشت و ما از آنجا دستور داشتیم و اين شهيد ساعت 8 سوار ماشين شد و... حالا كه ديدند نه، دارد خيبر رقم می‌خورد، گفتند نه ما نبوديم. معلوم است كه اين حرف‌ها به جایي نمی‌رسد و ان‌شاء الله انتقام الهي از مسببان و همراهان اين كار گرفته خواهد شد و درس عبرتي خواهد شد كه ديگر در كارهاي كشور عزيزمان صهيونيست‌ها دخالت نكنند و به خودشان اجازه فضولي ندهند.

اما روسياهي به كساني می‌ماند كه درست در اين صحنه آمدند، حرف‌هاي دشمن شاد كن زدند. در همين هفته كه هنوز خون شهيد يك هفته از آن نگذشته است، آمدند خلاف آرمان‌هاي اين شهيد حرف زدند. اگر قرار باشد كه اين مسير را تا آخر برويم، بايد حواس‌مان باشد كه اولاً به خودمان و به احدي حسن ظن نداشته باشيم. ما يك شاقول بيشتر نداريم: "رهبر معظم انقلاب اسلامی‌ روحي فداه". ما همه را با اين شا قول می‌سنجيم. ولايت ما از اين كانال است كه ولايت تكويني و ولايت الهي می‌شود. اتصال ما با ولايت الهي، امر امام زمان‌مان ارواحنا لتراب مقدمه الفداه در عصر غيبت اين است كه بايد از ولي فقيه اطاعت كنيم. هر کس هر حرفی غیر از این بزند، برای ما حجت و محلی از اعراب ندارد، ما به اين شكل خودمان را تنظیم می‌کنیم و ان‌شاء الله شاهد خواهیم بود که ملت بزرگوار، رو سفید از این میدان خیبری هم بيرون خواهند آمد، همان گونه که آن پرچم سفید را امیرا المومنین علیه‌السلام در جنگ خیبر به پرچم ظفرو پیروزی تبديل کرد.

درخواست اوباما برای مذاکره با ایران بیش‌تر به نفع امریکا است

نکته‌ای که باید به آن اشاره کنم این است که بالاخره مشکلات اقتصادی وجود دارد، سخت‌ترین تحریم‌ها در طی این 33 سال در همین چند هفته اخیر دارد اعمال می‌شود؛ درست است که ما بعد از پیروزی انقلاب همواره با آمریکا در حال نبرد بوده‌ایم و همواره تحریم می‌شدیم، اما الان فشارشان را تشدید کرده‌اند. شاید به همین دلیل هم بوده که آن رییس جمهور پلیدشان خیال کرده که یک موقعیت خوبی است و مثلاً نامه نوشته و گفته كه با ما مذاکره مستقیم کنید. البته رهبری معظم انقلاب پیش از این موضع جمهوری اسلامی ‌را روشن کردند. جمهوری اسلامی‌ایران با هیچ مستکبری مذاکره نمی‌کند، به دلیل اینکه سلام بر متکبر باعث جری شدن متکبر در تکبرش می‌شود. وقتی دو نفر آدم به هم احترام می‌گذارند با هم حرف می‌زنند، یک وقتی از موضوع اقتدار و زورگویي می‌خواهد منوياتش را تحمیل کند، معلوم است که درست نیست که آدم زیر بار زورگویی برود، چون این زورگویی هم حدی ندارد. تا استقلال کشور و اسلامیت نظام و حیثیت نظام و کشور ما را به باد ندهند، دست برنمی‌دارند. امروز آنها خیلی بیش از ما احتیاج به مذاکره دارند. جنبش بیداری اسلامی ‌جهان را به لرزه درآورده است و این جنبش امروز نه فقط در کشورهای اسلامی ‌بلکه در سراسر جهان اثر گذاشته و معلوم است که برای آنها خیلی مهم است که اين نقطه اقتدار مسلمین جهان و این ام القرای جهان اسلام را دراذهان مردم تضعیف کرده و ضعیف نشان دهند.

روشن است که آنها در این مذاکره خیلی بیش از ما سود می‌کنند و هیچ امتیازی هم نخواهند داد. کما اینکه در گزارش‌های‌شان هم هست که ما باید از این مذاکره استفاده کنیم و این کشورهایی را که مردم‌شان علیه استکبار و نوكران‌شان شورش کرده‌اند، نا امید کنیم و بگوییم هیچ‌کس نمی‌تواند جلوي قلدری آمریکا بایستد و بعد هیچ امتیازی هم نمی‌دهیم، مگر اینکه امتیازهای بسیار بزرگ‌تری را بگیریم. رهبری هم مطلب را روشن فرمودند و هرچه هم امر کنند ما باید همان را عمل کنیم.

ما معتقدیم کشور را خیلی بهتر از این می‌شود اداره کرد/ توقع ما از مسئولان این است که به‌جای تطهیر اشخاص به وظیفه خدمت‌گزاری‌شان بپردازند

اما معتقدیم کشور را خیلی بهتر از اینها هم می‌شود، اداره كرد. نمی‌خواهیم اجر و زحمت مسئولین محترم و خدمت‌گزار را زیر سوال ببریم، از زحمات شبانه روزی همه مسئولین دلسوز تشکر می‌کنیم. البته از آنها می‌خواهیم و خاضعانه هم می‌خواهیم که به جای اینکه بخواهند برخی از اشخاص را تطهیر کنند و بگویند آقای فلانی، خیلی آدم خوبی است یا آقای فلانی خیلی دید روشنی دارد، به جای اینکه به این کارها مشغول شوند - که به نظر ما شأن مسئولین نیست - به همان وظیفه خدمتگزاری‌شان بپردازند. ما دست‌بوس خدمتگزاران نظام اسلامی‌ هستیم و توقع داریم که مسئولین ما حاشیه‌ها را به حداقل رسانند، ولی اعتقاد داریم که حتی در این شرایط اگر بتوانیم متعهدانه‌تر با پاکی و خلوص بیشتر با تمسک بیشتر به ولایت عمل کنیم، حتماً این بحران‌ها را هم می‌توانیم پشت سر بگذاریم و حتماً هم فشار بر مردم کمتر خواهد شد.

رهبر معظم انقلاب امسال را، سال جهاد اقتصادی اعلام کردند اما بعضی‌ها گمان کردند که این یک فرمایش شعاری است. رهبری عزیز می‌دیدند که دشمن دارد صحنه اقتصاد را به صحنه فشار آوردن به کشور تبدیل می‌کند، توقع از مجلس و دولت محترم این بوده که آماده شرایط شوند. این فضا می‌تواند خیلی بهتر از این مدیریت شود. ما کشوری هستیم که توانمندی درونی‌مان بسیار زیاد است. کشور کوچکی نیستیم. باید از این توانمندی‌ها بیشتر استفاده کنیم و فراتر از لج‌بازی و بحث‌های سلیقه‌ای با دست به دست هم دادن، به ویژه قوه مقننه و مجریه شاهد باشیم که این قبیل بحران‌ها کمترین آسیب به اقشار محروم و ضعیف وارد آورد.

کسی که وام‌دارانه به مجلس می‌رود، وام‌دارانه تصمیم می‌گیرد

ما فکر می‌کنیم که مجلس آينـده می‌تواند خیلی موفق‌تر از مجلس فعلی باشد، ما فکر می‌کنیم که مجلس آینده اگر یک مجلس مومنانه باشد خیلی قوی‌تر می‌تواند عمل کند. دقت کرده‌اید رهبر عزیزمان امسال چند بار که در مورد مجلس صحبت کردند، یک جور نگرانی‌شان را گفتند و فرمودند که افرادی که وابسته به کانون‌های قدرت و ثروت هستند، به مجلس نروند. به نمایندگان که فرمودند که خودتان را وام‌دار کانون‌های قدرت و ثروت نکنید. چرا این هشدار را می‌دهند؟ چون کسی که وام‌دارانه به مجلس می‌رود، تصمیماتش را هم وامدارانه می‌گیرد. ما باید ان‎شاء الله شاهد باشیم که مجلس آتی بتواند این منویات را پیگیری کند و کار را به نتیجه برساند.

ما معتقدیم که در این صحنه جهاد اقتصادی هم آنچه که می‌تواند ما را به پبیش ببرد، تقوای الهی و حرکت بر مسیر تقوای الهی است. تقوای الهی برای عرصه تصمیم‌گیران حکومتی این است که تاکیدشان این باشد، هر تصمیمی‌ که می‌گیرند اولین دغدغه‌شان این باشد که طبق احکام الهی عمل کنند. بر اساس سلیقه‌ها و توصیه‌های بانک جهانی و خود مستکبران عمل نکنند.

در تصميم‌گيري‌ها نگاه به عامه مردم و ملاحظه اقشار ضعيف جامعه اصل باشد نه دور و بري‌ها

یکی از مهمترین توصیه‌های دینی ما که هم امام و هم رهبر معظم انقلاب روحی فداه مرتب به مسئولان فرمودند این است که هر تصمیمی ‌که می‌گیرند، ملاحظه اقشار ضعیف جامعه را بیش از همه داشته باشید. امیرالمومنین علیه‌السلام فرمودند که شما هر تصمیمی‌ که می‌گیرید نگاه‎تان به عامه مردم باشد، برای دل‌خوش کردن چند نفر دور وبری تصمیم نگیرید.

مردمی‌که در فتنه‌ سال 88، فتنه‌ای که 20 سال دشمن برای آن برنامه ریزی کرده بود، سربلند بیرون آمدند، معلوم است که مقاله 19 دی 90 را زیر پا می‌گذارند، معلوم است که به هر کسی که حاشیه و انحرافی بخواهد درست کند، محل نمی‌گذارند. معلوم است که به کسانی که با توسل به کانون قدرت و ثروت و وامدار شدن به آنها می‌خواهند به مجلس بروند محل نمی‌گذارند.

انقلاب به دلیل رویش‌های بزرگش، ریزش‌های بزرگ را به راحتی تحمل می‌کند

انقلاب یک حرکت مستحکمی‌است که ریزش‌های بزرگ را به راحتی تحمل می‌کند چون رویش‌های بزرگی دارد. مهم‌ترین رویش‌هایش هم در میان نسل جوان است که همین شهید بزگواری که امروز هفتمین روز شهادتش را در این مسجد گرامی‌می‌داریم از جمله آنهاست. جوان نسل سوم این انقلاب که متولد 1358 است. یعنی حتی انقلاب را ندیده است، این شهید بزگوار به مقامی‌می‌رسد که در این صحنه افتخار آفرینی می‌کند. این رویش‌های بزرگ انقلاب ما را بیمه کرده است.البته آرزو می‌کنیم که ریزش نداشته باشیم.

از خدا می‌خواهیم که به همه ما این توفیق را بدهد تا آخر با این نظام و انقلاب باشیم و دستمان را از ولایت کوتاه نکنیم و مسیر ولایت جز از مسیر ولایت فقیه نیست، این را باور داریم.

 خدایا خودت شاهد باش که این را با اعتقاد می‌گوییم و اعتقاد داریم که باید از رهبر عزیزمان اطاعت کنیم، همان‌طور که شهید دستغیب به ما یاد داد و فرمود "من اطاع الخمینی فقد اطاع الله". یادم نمی‌رود این جمله را شهید دستغیب در سال 58 و 59 در همه محافل مکرر می‌فرمود که اطاعت خدا یعنی اطاعت امام؛ امروز هم اطاعت خدا یعنی اطاعت این امام، رهبر عظیم الشان انقلاب اسلامی، و ما افتخارمی‌کنیم که در شهری هستیم که آن شهید محراب، این را به ما یاد داده است.

 اسم و وابستگی فامیلی که اصل نیست، مشی و مرام مهم است. ما این مرام را از شهید دستغیب یاد گرفته‌ایم. ما با همین همه را محک می‌زنیم و با همین معلوم می‌شود که چه کسی دارد راه شهید دستغیب را طی می‌کند و چه کسی خلاف این راه حرکت می‌کند. این یک شاقول روشنی است. خداوند متعال وعده داده که "فان مع العسر یسرا، ان مع العسر یسرا،" باید تلاش کنیم که ان‎شاء الله این عروة الوثقی یعنی مسیر ولایت را از دست ندهيم.

برخی با خلط حق و باطل هم خودشان گمراه می‌شوند و هم‌دیگران را گمراه می‌کنند

در ادامه این مراسم، دکتر لنکرانی به پرسش‌های حاضران پاسخ گفت:

سوال: در رابطه با اظهارات "عماد افروغ" در برنامه پارک ملت توضیح دهید.

بنده در سخنرانی عرایضی را در این خصوص داشتم، اما از بابت تکمیل آن باید بگویم که هیچ کسی در طول تاریخ نگفته که آی مردم دروغ بگویید، آی مردم خلاف مسیر الهی حرکت کنید، همیشه شروع انحراف با یک توضیحات خوبی بوده است.

مثلاً آدم‌های دروغ‌گو این‌طوری شروع می‌کنند و می‌گویند: "خدا را خوش می‌آید که ما زحمت کشیده‌ایم ضرر کنیم؟!" خوب حالا یک دروغی هم می‌گوییم! توجیه بر مقدمه قرار دادن یک سری اصولی که مورد قبول است، مسیر همیشگی انحراف بوده است. هیچ آدم منحرفی در طول تاریخ پیدا نمی‌کنید که از اول گفته باشد من منحرف هستم. هر کسی یک توجیهی بافته است. خیال نکنید که همه حرف‌ها غلط است. اشکال به اين شكل پیش می‌آید که برخی حرف‌های درست را با حرف‌هاي باطل مخلوط می‌کنند و هم خودشان گمراه می‌شوند و هم دیگران را گمراه می‌کنند.

این مسیر فعلی و ریزش‌های فعلی هم از این موضوع جدا نیست. اینها هم از مصادیق صحبت جبهه پايداري است که می‌گوید کسانی که در فتنه 88 در دفاع از نظام و رهبری کم گذاشتند، قابل اعتماد نیستند و در صحنه‌های دیگر امر که مشتبه می‌شود و فشار و شبهه آفرینی‌ها دشمن بیشتر می‌شود، اینها به جای اینکه رفع شبهه کنند خودشان می‌روند در زمره شبهه افکن‌ها!

جبهه پایداری تا اطمینان پیدا نکند کسی را معرفی نمی‌کند

سوال: می‌گویند اصلاح طلبان وجریان انحرافی با چراغ خاموش و موتور روشن وارد شده‌اند، اگر ممکن است در خصوص موضع جبهه پایداری در این زمینه و اینکه آیا احتمال نفوذ آنها در جبهه پایداری وجود دارد توضیح بفرمایید.

ما در جبهه پایداری با وسواس درخصوص کاندیداها برخورد می‌کنیم. به دلیل همین وسواس ممکن است در برخی جاها نتوانیم کاندیدا معرفی کنیم. یعنی اگر اطمینان پیدا نکنیم، قطعاً معرفی نمی‌کنیم. جایی معرفی می‌کنیم که نسبت به آن فرد یک اطمینان خوبی پیدا کنیم.

البته خداوند متعال با کسی شوخی ندارد و در سوره مبارکه عنکبوت هم مضمون آیه شریفه این است که همه ما همیشه در معرض امتحان هستیم، این‌طور نیست که اگر در یک صحنه امتحان موفق بودیم، همیشه تا آخر موفق خواهیم بود.

جمله‌ای از رهبر عظیم الشان انقلاب هست مبنی بر این که بصیرت یعنی اینکه این شمری که فجیع ترین فاجعه تاریخ را درست کرد، جانباز جنگ صفین است! در جنگ صفین در میدان حق بوده و حتی زخم هم خورده است. بنابراین احدی نمی‌تواند بگوید که من در یک اوجی هستم که در آینده هیچ اشکالی برای من اتفاق نمی‌افتد. مهم این است که ما همیشه هم خودمان و هم دیگران را رصد کنیم و بر اساس موازین برخورد کنیم.

البته در این انتخابات بر اساس مشاهدات در جریان اصلاحات و جریان فتنه یک نوع گسست فکری ایجاد شده است. برخی افراد بودند که اعتقاد داشتند که حضورشان در صحنه انتخابات خوب است و آمده‌اند ثبت نام کرده‌اند. کسانی هم که در فتنه نقش بیشتری داشتند، برا این باور بودند که نباید بیایند. البته حتماً از کاندیداهای نزدیک‌تر به خودشان حمایت می‌کنند. مکرر هم در رسانه‌های‌شان گفته‌اند.

ما خوشحالیم که رهبر اصلاحات از جبهه پایداری احساس خطر می‌کند

همین آقایی که خودش را رهبر اصلاحات تلقی می‌کند، اخیراً در جلسه‌ای گفته است که ما نگرانی‌مان درخصوص مجلس آینده، درباره جبهه پايداري است که خیلی عجیب از رهبری اطاعت می‌کنند، این جبهه پایداری خیلی از رهبری حمایت می‌کنند. البته ما خوشحال هستیم که ایشان از جبهه پایداری احساس خطر کرده و این را به فـال نیک می‌گیریم.

امیدواریم که همین مسیر را بتوانیم پیش ببریم و خوشحال هستیم که آن آقا ناراحت شده‌اند و فکر می‌کنیم که اگر ما این مسیر را با همین پرچم و رويكرد پیش ببریم، می‌توانیم مطمئن باشیم که آینده انقلاب اسلامی‌ تضمین می‌شود. البته باید هوشیار بود و به صرف ادعا بسنده نکرد و ملاحظه عملکردها را داشت. خیلی‌ها حرف‌های خوبی می‌زنند. باید مطمین شویم که این حرف‌های خوب با عملکردها همراهی و همسویی داشته باشد.

بر مبنای قرآن هر رقابتی بد نیست

سوال: چرا تفرقه و چند گانگی در جبهه اصولگرایی ایجاد شده است؟ نظر جنابعالی در خصوص جبهه متحد چیست و آیا تعاملی با ایشان دارید؟

ما خوشحال خواهیم شد که همه بتوانیم براساس موازین روشن به یک فکر و هدف برسیم. اولا كه ما احدی از دوستان را متهم به اصولگرا نبودن نمی‌کنیم. اعتقاد داریم که هر کس می‌گوید من اصولگرایم حرفش درست است. منتها یک مشکل داریم و آن این است که صرف ادعای اصولگرایی باعث اطمینان نمی‌شود، باید نگاه به عملکرد کنیم. اگر کسی عملش خلاف اصولگرایی بود، مثلاً سال 88 در فتنه، رهبری گفته‌اند روشنگری کنید اینها گفته اند ما آبروی خودمان مهمتر است و سکوت را ترجیح می‌دهیم یک دعوایی شده و به ما ربطی ندارد، دید بصیر نداشته و ندیده که این صحنه، صحنه مقابله با انقلاب است. حتی عاشورای 88 هم که خیمه عزاداری سید الشهداء علیه السلام را آتش زدند، باز هم سکوت کرده یا واکنش در خور توجه نشان ندادند، اینها را نمی‌توانیم فراموش کنیم.

اما در مجموع جبهه پایداری در حال مذاکره است و امیدواریم در برخی حوزه‌ها این مذاکرات به نتیجه برسد و بتوانیم با همراهی و هم‌فکری بیشتر در آن صحنه‌ها حاضر شویم درعین حال هم رقابت همیشه هم چیز بدی نیست. یکی از مصادیق «فاستبقوا الخيرات» این است که نظرها و سلیقه‌های مختلف وقتی وجود دارند، خودشان را عرضه کنند و مردم بین اینها انتخاب کنند و آن سلیقه‌ای را انتخاب كنند که بیشتر و سریع‌تر و مستحکم تر به هدف می‌رسد.

سوال: کسانی هستند که از نام شخصیت‌های مشهور مثل شهيد آیت الله دستغیب خیلی سوء استفاده و البته بسیاری هم خوب استفاده می‌کنند! اینها را برای مردم توضیح دهید که مردم آگاهانه رای دهند، حالا به صرف اینکه فامیل کسی دستغیب است یا مطهری است یا بهشتی است مردم رای دهند در حالی‌که هر گردی گردو نیست.

خدا خیرتان دهد! شما بهتر از من توضیح دادید و کار ما را هم آسان کردید! صلوات ختم بفرمایید.



نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |جمعه سی ام دی 1390| در ساعت 17:0 |
 

ما به دنبال تغییر رژیم در ایران نیستیم*سند
آمریکا باز هم عقب نشینی کرد؛
در حالی که از ابتدای انقلاب اسلامی، آمریکا به دنبال سرنگونی جمهوری اسلامی بوده است، مارک تونر، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا، گفت که دولت باراک اوباما به دنبال سیاست تغییر رژیم در ایران نیست.

سایت رادیو فردا، روز پنجشنبه 19ژانویه(30 دی) نوشت: «مارک تونر، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا، در گفتگو با رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی، گفته است، دولت باراک اوباما به دنبال سیاست تغییر رژیم در ایران نیست.»
این سایت ادامه داد: «مارک تونر روز سه شنبه در این گفتگوی اختصاصی تصریح کرده است: هدف آمریکا در قبال ایران، تضمین تولید نکردن بمب اتمی توسط جمهوری اسلامی ایران است.»
بنابر این گزارش، مارک تونر در پاسخ به این پرسش که "به نظر می رسد آمریکا فقط به یک مسیر یعنی فشار بیشتر را در قبال ایران در پیش گرفته و بسیاری از ناظران در واشنگتن معتقدند که هدف این سیاست ها فروپاشی نظام سیاسی در ایران است"، می گوید:«استراتژی آمریکا واضح است، ایران باید متوجه شود که اگر با جامعه بین المللی وارد تعامل شود می تواند به سوی همکاری بیشتر و دیگر نتایج مثبت پیش رود.»
مارک تونر اضافه کرده است:«البته ما به وضوح اعلام کرده ایم که یک ایران هسته ای را قبول نخواهیم کرد، این را فقط ما نمی گوییم این خواست جامعه بین المللی است.»
مارک تونر در پاسخ به این پرسش که "هفته گذشته روزنامه وال استریت جورنال نوشته بود که مقامات دفاعی آمریکا نگران حمله اسرائیل به تاسیسات هسته ایران هستند، آیا اسرائیل بدون رضایت آمریکا به ایران حمله می کند؟"، گفت:« اسرائیل همپیمان نزدیک آمریکا است و دو کشور در مورد این گونه مسایل رایزنی می کنند.»
وی می افزاید:«ما همیشه گفته ایم که همه گزینه ها بر روی میز قرار دارد از جمله گزینه نظامی، ولی درحال حاضر ما سیاست فشار را از طریق تحریم دنبال می کنیم.»

 

ایران



نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |پنجشنبه بیست و نهم دی 1390| در ساعت 15:58 |
 

پول‌های زیرمیزی سردبير BBC فارسي در رشت!
http://www.yjc.ir/image/journal/article?img_id=121024&t=1326968516594با انتشار این خبر که صادق صادق‌نژاد (صبا)، سردبير بي‌بي‌سي فارسي برای مصاحبه با عوامل سلطنت‌طلب و بیوه شاه مخلوع زیرمیزی‌های زیادی دریافت کرده است، منابع خبری از چگونگی هزینه کردن این درآمدهای میلیون دلاري توسط وی خبر داده‌اند.

 


صادق صبا درآمدهای خود را از طریق چند تن از نزدیکان خود در كار خريد و فروش ملك در رشت انداخته و از این بابت درآمد زیادی نیز دارد. شایان ذکر است معروف‌ترین رشوه دریافتی او زیرمیزی است که وی از بیوه شاه مخلوع و اشرف خواهر پهلوی دریافت کرده است.



نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |پنجشنبه بیست و نهم دی 1390| در ساعت 15:54 |
 

در اقدامی عجیب
http://www.nedayeenghelab.com/images/docs/000029/n00029738-s.jpgروزنامه دولتی ایران در اقدامی عجیب عکس امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب را از صفحه آخر این روزنامه حذف کرد.
طی روزهای اخیر این روزنامه که بعضا مواضع خاصی را نسبت به برخی موارد دارد عکس مربوط به رهبر معظم انقلاب و امام خمینی(ره) و جملات ایشان را از صفحه آخر این روزنامه حذف کرده است . این اقدام روزنامه دولتی ایران مورد اعتراض خوانندگان این روزنامه قرار گرفته است.
هنوز از علت این اقدام مسئولان روزنامه ایران اطلاعی در دست نیست!
روزنامه

روزنامه


نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |پنجشنبه بیست و نهم دی 1390| در ساعت 15:54 |
 

سوتی پاچه خوار همایونی

 سوتی پاچه خوار همایونی

پهلوی'مسعود صدر' سلطنت طلب دو آتشه و مجری تلویزیون پارس به گمان اینکه روز 26 دی سالروز خروج پهلوی اول (رضا خان قلدر) از ایران است دقایق زیادی از برنامه خود را به تعریف و تمجید از او اختصاص داد تا اینکه بالاخره از اتاق فرمان به وی اطلاع دادند که 26 دی ماه سالگرد فرار پهلوی دوم (محمد رضا) است و پهلوی اول در شهریور ماه دربدر شد!





نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |پنجشنبه بیست و نهم دی 1390| در ساعت 15:42 |
 

 

http://www.yjc.ir/image/journal/article?img_id=163096&t=1326964546909انتقاد یعنى سره و ناسره و قوّت و ضعف را در کنار هم دیدن. معناى انتقاد این نیست که انسان نقاط قوّت را نبیند و نقاط ضعف را هم حتّى گاهى با انگیزه‏هاى گوناگون ملاحظه کند..

فرق انتقاد و نق زدن

یک فرق اساسى وجود دارد بین انتقاد کردن و نق زدن. انتقاد کردن این است که شما یک نقطه‌ى منفى را پیدا کنید، با تکیه‌ى بر نقطه‌ى مثبتى که در این اثر نمایشى شما، در این داستان شما وجود دارد، آن نقطه‌ى منفى را نشان بدهید و مغلوب کنید....من به عنوان یک روحانى و به عنوان یک مسئول در نظام جمهورى اسلامى، به شما عرض میکنم: اینجور انتقادى هیچ اشکال ندارد، بلکه مطلوب است؛ چون این انتقاد، جامعه را به سمت رفع نواقص پیش میبرد و حرکت میدهد؛ این خوب است.

اما یک وقت این نیست؛ نق زدن است. آدم یک نقطه‌ى منفى را بگیرد، همین طور هى بنا کند آن را تکرار کردن. مگر نقاط منفى و نقاط ضعف از یک جامعه رخت برمیبندد؟ مگر بکلى ریشه‌کن میشود؟... افتخارى نیست؛ همین طور انسان نق بزند، سیاه‌نمائى کند، یأس بپراکند. شما وقتى زشتى را نشان میدهید، اما آن عامل خیرى را که بناست بر زشتى غلبه پیدا کند یا با آن مبارزه کند، نشان نمیدهید، در جامعه یأس پراکنده میشود و نومیدى به وجود مى‌آید...

کسانى که تریبون هایى در اختیارشان هست - هر تریبونى؛ از منبرها و روزنامه‏ ها و صدا و سیما و مجلس و نماز جمعه و امثال اینها بگیرید تا هر تریبونى در هر گوشه کشور - مراقب باشید که تهیّج سیاسى براى کشور مضرّ است. فضا باید آرام و متعادل باشد تا دولت و مسؤولان بتوانند به وظایف خود عمل کنند. ... یکى از بدترین عیوب براى فعّالان سیاسى این است که درصدد انشقاق و جدایى و بهانه گیرى از یکدیگر باشند. وحدت کلمه را حفظ کنید. یکى از بدترین کارها این است که مسؤولانِ موظّف نظام، به وسیله اشخاص دیگر - صرفاً به خاطر این‏که تریبونى در اختیارشان قرار گرفته - مورد تخریب واقع شوند. انتقاد کردن غیر از تخریب کردن است.انتقاد، خوب و نعمت است. اگر دولت یا مسؤولان دیگر، مورد انتقاد قرار نگیرند، عیوب خودشان را نمى‏ فهمند. انتقاد در واقع هدیه کردن عیوب آنها به خود آنهاست. ممکن است گاهى انتقاد درست باشد، ممکن هم هست نادرست باشد؛ اما انتقاد کردن غیر از تخریب کردن است.... باید یکپارچه باشید؛ کما این‏که هدف و خاستگاه فکرى شما یکى است. این معنى ندارد که اگر کمبود و ضعفى در کار دولت و در بخشى ایجاد شد، کلیّت دولت مورد اهانت قرار گیرد و یا اگر کسى به یک حکم قضایى اعتمادى ندارد، قوّه قضایّیه را تخریب کند. بدترین رفتار با قوّه قضایّیه یک کشور همین است که کسى به خاطر نپسندیدن صدور و اجراى حکمى از صدها و هزاران حکم، بنا کند کلّ قوّه قضایّیه و دادگسترى کشور را زیر سؤال بردن و مورد اهانت قرار دادن. یکى هم یک حکم دیگر را قبول ندارد، دیگرى هم حکم سومى را قبول ندارد؛ این‏که مجوّز اهانت نمى‏ شود. اهانت کردن و تخریب کردن و زیر سؤال ناشایست بردنِ قوّه مقنّنه - چه مجلس و چه شوراى نگهبان که جزو قوّه مقنّنه است - برخلاف مصالح ملت و ناسپاسى نسبت به رأى ملت است. همه باید مراقب باشند.

انتقاد در جامعه چیز خوبى است؛ زیرا انتقاد موجب مى‏ شود انتقاد شونده بتواند نقاط قوّت و ضعف خود را بفهمد و همچنین ناظران صحنه بتوانند بفهمند. این به پیشرفت کار کمک مى‏ کند. لیکن انتقاد، غیر از عیب جویى، آن هم عیب جویىِ خصمانه است.
انتقاد درست

انتقاد دو گونه است. علامتِ دلسوزانه بودن انتقاد این است که وقتى انسان انتقاد را بیان مى‌کند، نقطه‌ى قوّت را هم در کنار او بیان کند تا معلوم بشود که بناى نظر شخصى، بناى انتقام‌گیرى و بناى اذیت کردن ندارد؛ والا اگر ما یک مجموعه‌اى داشته باشیم که نقاط قوّت و نقاط ضعفى هم دارد، آن وقت در بیان انتقاد، نقاط قوّتش را اصلاً در نظر نگیریم و به زبان نیاوریم، بعد یک یا دو یا ده‌تا از نقاط ضعف را همین طور بنا کنیم گفتن؛ معلوم است که تضعیف خواهد شد. علامت این که نمى‌خواهیم تضعیف کنیم، این است که نقاط قوت را هم بیان کنیم. حالا اگر یک وقت در موردى انتقادى هم داریم، بگوئیم؛ اشکالى ندارد و کسى با آن مخالفتى ندارد.

اگر آقایان از این دیدگاه که همه می‏خواهند نظام و اسلام را پشتیبانی کنند به مسائل بنگرند، بسیاری از معضلات و حیرتها برطرف می‏گردد ولی این بدان معنا نیست که همۀ افراد تابع محض یک جریان باشند.... که انتقاد سازنده معنایش مخالفت نبوده و تشکل جدید مفهومش اختلاف نیست. انتقاد بجا و سازنده باعث رشد جامعه می‏شود. انتقاد اگر بحق باشد، موجب هدایت دو جریان می‏شود. هیچ کس نباید خود را مطلق و مبرّای از انتقاد ببیند. البته انتقاد غیر از برخورد خطی و جریانی است.
حذف و تخریب دیگران ضربه به اسلام و انقلاب است

اگر در این نظام کسی یا گروهی خدای ناکرده بی‏جهت در فکر حذف یا تخریب دیگران برآید و مصلحت جناح و خط خود را بر مصلحت انقلاب مقدم بدارد، حتماً پیش از آنکه به رقیب یا رقبای خود ضربه بزند به اسلام و انقلاب لطمه وارد کرده است.

در هر حال یکی از کارهایی که یقیناً رضایت خداوند متعال در آن است، تألیف قلوب و تلاش جهت زدودن کدورتها و نزدیک ساختن مواضع خدمت به یکدیگر است. باید از واسطه‏ هایی که فقط کارشان القای بدبینی نسبت به جناح مقابل است، پرهیز نمود. شما آنقدر دشمنان مشترک دارید که باید با همۀ توان در برابر آنان بایستید، لکن اگر دیدید کسی از اصول تخطی می‏کند، در برابرش قاطعانه بایستید.

من میگویم شما انتقاد کنید، منتها انتقاد به معناى واقعى کلمه؛ یعنى مبارزه و چالش خیر و شر را نشان بدهید تا معلوم شود که اگر این نقطه‌ى زشت و مردود در جامعه هست، اما انگیزه‌اى براى رفع آن وجود دارد، جریانى براى نابودى آن وجود دارد. اگر فقر را نشان میدهید، معنایش این نباشد که در جامعه فقر هست، اما هیچ انگیزه‌اى براى مبارزه‌ى با فقر وجود ندارد. اگر اینجور شد، طبعاً فیلم یأس‌آور میشود؛ فضا را تاریک نشان میدهد و برخلاف واقعیت هم هست.



نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |پنجشنبه بیست و نهم دی 1390| در ساعت 15:39 |
 

زنی هنرمند به نام میلیشیا!

زنی هنرمند به نام میلیشیا!

عجیب است حکایت برخی آدم ها.آدم هایی که در هر زمان و هر برهه هنرشان تنها یک تعویض است.تعویض ماسک ها و نقاب ها.

altبی شک هنرمندترین این آدم ها خانم میلیشیا است.زنی متوهم و غرق شده در آئینه خودساخته.


 به گزارش ندای انقلاب، توهم امروز او که بی گمان ضد خردی محض است،هر روز او رابه کنار آئینه می کشاند.نقشه را که برای تخریب مرور می کند دست به انبان نقابش می کند و بنا به ضرورت،ماسکی را بر چهره می زند.


روزی مادر همگان می شود،روزی الهه عشق و دگر روز هیئتی و روزی دگر، دگر اندیش. و امروز او اما نقاب آموزگار به چهره زده است.

برای خانم میلیشیایی که برای رسیدن به مقصودش ننگ و انگ را به حد اعلایش می رساند دروغزنی و تهمت ابزار کارش است.پس بی سبب نیست که او امروز سر در خانه دیگران می کند و خود را معلم می نامد تا با این نقاب نیز به دروغگویی و ایفای نقش بپردازد.

او این بار فرزند حداد عادل را خطاب قرار می دهد و او را بر پدر و شوهر می شوراند.او را آسیه می خواند و ازاو می خواهد که علیه فرعون باشد!.

این اظهارات اما در حالی از سوی خانم میلیشیا صورت می گیرد که تو گویی این الهه عشق مغروق در شوهر فتنه گرش تدبیر را در نقابی می جوید که لااقل بدترین آموزگار برای فرزندانش بوده است.

او در حالی از رسالت معلمی برای خود سخن به میان آورده که ساحت این شغل شریف را به غفلت های خود آلوده ساخته که اگر جز این بود حاصل آموزش هایش حداقل و کاملا بارز در فرزندانش تجلی می یافت.

شاید سخت باشد گفتنش اما ایکاش فرزندان خانم میلیشیا و همسرجان باور به حساب و عقاب داشتند و مشق عشق در خانه بیگانه نمی کردند.کاش معلمی خانم میلیشیا واقعیت داشت و او غلط های فرزندانش را گوشزد می کرد.چه می شد که او خط می کشید بر خواسته ها و کرده های فرزندانش در دفتری که آنان تعامل اجتماعی می نامندش،تعاملی ای که ارتباط میان فردی حداقلش بود.

بی شک خانم میلیشیا بهره ای از آموزگاری نبرده است که اگر برده بود به سخن معصوم باور داشت که اگر کسی تلاش کند که تا ننگ بر مومن و مومنین نثار کند خداوند ولایتش را به شیطان خواهد سپرد.

خانم میلیشیا کمی دقیق شو تا ببینی نقش آفرین کدامین ولایتی!

 



نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |پنجشنبه بیست و نهم دی 1390| در ساعت 15:7 |
 

پشت پرده انگليسي شبكه هاي وهابي

پشت پرده انگليسي شبكه هاي وهابي

altدولت انگليس در ادامه سياست هاي تفرقه افكنانه خود تامين هزينه يك شبكه تلويزيوني فرقه اي را برعهده گرفت. 

گزارش هاي منتشر شده نشان مي دهد دومين شبكه ماهواره اي فارسي زبان وهابيت با نام شبكه جهاني «بيان» پخش برنامه آزمايشي خود را از لندن شروع كرده است. 

شبكه ماهواره اي نور هم كه به همين مركز وابسته است از دو سال قبل به صورت آزمايشي و از سال گذشته رسماً فعاليت هاي خود را شروع كرده بود. 

دولت انگليس اخيرا و با وجود بحران هاي متعدد اقتصادي و اجتماعي كه با آن دست به گريبان است، همچنان به صرف بودجه هاي كلان براي ايجاد تفرقه ميان مسلمانان ادامه مي دهد.



نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |پنجشنبه بیست و نهم دی 1390| در ساعت 15:1 |
 

خبر تکان‌دهنده کامران نجف‌زاده درباره پسر شهید احمدی روشن

خبر تکان‌دهنده کامران نجف‌زاده درباره پسر شهید احمدی روشن

خبرنگاري يادم رفت وقتي ديشب فهميدم پسر چهار ساله شهيد مصطفي احمدي روشن، هنوز خبر ندارد پدر را شهيد کرده اند. پسر را فرستادند خانه خاله، سراغ بابا را نگيرد.

alt

کامران نجف زاده، خبرنگار مطرح صدا و سیما شب گذشته به دیدار خانواده شهید مصطفی احمدی روشن رفت.


او از دیدار شب گذشته خود با خانواده این شهید 32 ساله خبری 2 خطی اما تکان دهنده بیرون آورد.

نجف زاده این خبر را در مطلبی با عنوان "با گذشت اين همه روز..." در وبلاگش منتشر کرده و نوشته است: خبرنگاري يادم رفت وقتي ديشب فهميدم پسر چهار ساله شهيد مصطفي احمدي روشن، هنوز خبر ندارد پدر را شهيد کرده اند. پسر را فرستادند خانه خاله، سراغ بابا را نگيرد.


شهید مصطفی احمدی روشن معاون سایت هسته ای نظنز و از نخبگان شیمی کشورمان چند روز پیش در اثر یک حمله تروریستی به شهادت رسید. رسانه ها و محافل غربی و صهیونیستی اذعان کردند که این ترور کار موساد و سیا بوده است.



نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |پنجشنبه بیست و نهم دی 1390| در ساعت 14:58 |
 

تکذیب ترور اکبر هاشمی رفسنجانی

تکذیب ترور اکبر هاشمی رفسنجانی

"مجمع تشخیص مصحلت نظام هیچ اعتنایی به این اخبار کذب ندارد و خبر تیراندازی به اتومبیل آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز کذب محض است و از سوی مجمع تشخیص مصلحت نظام تکذیب می گردد."
altروابط عمومی مجمع تشخیص مصلحت نظام، شایعه سوء قصد به جان آیت الله هاشمی رفسنجانی را تکذیب کرد.
به گزارش عصر امروز، مدیر کل روابط عمومی مجمع تشخیص مصلحت خبر برخی رسانه های ضد انقلاب در خصوص تیراندازی به خودروی اکبر هاشمی رفسنجانی را تکذیب کرد.

دیروز برخی رسانه های وابسته به ضد انقلاب مدعی شدند که روز دوشنبه هفته جاری، یک موتورسوار به سمت اتومبیل هاشمی رفسنجانی تیراندازی کرده و گریخته است!

رضا سلیمانی، مدیر کل روابط عمومی مجمع تشخیص مصلحت نظام، ضمن تکذیب این خبر، اخبار رسانه های ضد انقلاب را فاقد اعتبار دانست و گفت: "مجمع تشخیص مصحلت نظام هیچ اعتنایی به این اخبار کذب ندارد و خبر تیراندازی به اتومبیل آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز کذب محض است و از سوی مجمع تشخیص مصلحت نظام تکذیب می گردد."

رضا سلیمانی درباره شایعه تغییر محافظان هاشمی نیز به دلیل جلوگیری از ترور ایشان به وسیله موساد گفت: "محافظان آیت الله هاشمی رفسنجانی عوض نشده اند و کماکان همان افراد قبلی محافظت از ایشان را برعهده دارند."

وی انگیزه دلیل انتشار چنین خبری را سوءاستفاده نیروهای ضد انقلاب از فضای موجود در جامعه، برای رسیدن به اغراض سیاسی نامعلومی دانست که مد نظر خود آنها و نیازمند تحلیل و بررسی ویژه است.


نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |پنجشنبه بیست و نهم دی 1390| در ساعت 14:35 |
 

تلاش حداکثری جریان انحرافی برای تفرقه اصولگرایان

altيكي از ليدرهاي جريان انحرافي در جلسه اخير خود با دست اندركاران انتخاباتي اين جريان بر تلاش حداكثري خود براي مقابله با ائتلاف جبهه پايداري و جبهه متحد اصولگرايان، تأكيد كرده است. 

به نقل از جوان آنلاين، وي با القاي اين مسئله كه جبهه متحد اصولگرايي به نتيجه نخواهد رسيد، اين ادعا را مطرح كرده كه هاشمي رفسنجاني پشت پرده اين جريان قرار دارد و او چون مقبوليتي در ميان مردم ندارد، بنابراين اقبالي از سوي مردم به آنان نخواهد شد. پروژه قطبي‌سازي انتخابات و پيوند جريان اصولگرا به هاشمي از مدت‌ها قبل در دستور كار جريان انحرافي قرار گرفته است، حال آنكه به دليل مواضعي كه آقاي هاشمي در جريان فتنه ۸۸ و حوادث پس از آن اتخاذ كرد، همواره مورد نقد اصولگرايان قرار گرفته و به نظر مي‌رسد، اين پروژه تاكتيكي انحرافي است.



نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |پنجشنبه بیست و نهم دی 1390| در ساعت 14:33 |
 

سفید کاری به سبک انحراف کلید خورد

altاخبار مختلف حاكي از آن است،‌ كه جريان انحرافي به دنبال رد صلاحيت هاي ظاهری براي سفيد كردن چهره هاي وابسته به اين جريان است.

بر اين اساس شنيده شده است، كه كانديداهاي جريان انحرافي كه شانس بيشتري براي كسب كرسي هاي مجلس دارند، توسط هيات هاي اجرايي وابسته به وزارت كشور رد صلاحيت شده اند و اكنون به دنبال شكايت براي تائيد صلاحيت از سوي شوراي نگهبان هستند.


اين مجموعه فعل و انفعالات باعث مي شود كه آنها در تبليغات خود با تاكيد بر رد صلاحيتشان توسط هيات هاي اجرايي، خود را جداي از جريان انحرافي معرفي كنند تا بتوانند اقبال عمومي را به سمت خود جلب كنند.

برای مثال فرماندار سابق يكي از شهرهاي لرستان كه نزديكي بسيار زيادي به لیدر انحراف دارد و در انتخابات ثبت نام كرده، از سوي هيات اجرايي رد صلاحيت شده و وقتي كه در اين خصوص از وي سوال شده، گفته است كه من توسط شوراي نگهبان تائيد صلاحيت خواهم شد و اين موقعيت خوبي است كه ارتباط با اين جريان را كتمان كنيم.



نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |پنجشنبه بیست و نهم دی 1390| در ساعت 14:26 |
 

سفید کاری به سبک انحراف کلید خورد

altاخبار مختلف حاكي از آن است،‌ كه جريان انحرافي به دنبال رد صلاحيت هاي ظاهری براي سفيد كردن چهره هاي وابسته به اين جريان است.

بر اين اساس شنيده شده است، كه كانديداهاي جريان انحرافي كه شانس بيشتري براي كسب كرسي هاي مجلس دارند، توسط هيات هاي اجرايي وابسته به وزارت كشور رد صلاحيت شده اند و اكنون به دنبال شكايت براي تائيد صلاحيت از سوي شوراي نگهبان هستند.


اين مجموعه فعل و انفعالات باعث مي شود كه آنها در تبليغات خود با تاكيد بر رد صلاحيتشان توسط هيات هاي اجرايي، خود را جداي از جريان انحرافي معرفي كنند تا بتوانند اقبال عمومي را به سمت خود جلب كنند.

برای مثال فرماندار سابق يكي از شهرهاي لرستان كه نزديكي بسيار زيادي به لیدر انحراف دارد و در انتخابات ثبت نام كرده، از سوي هيات اجرايي رد صلاحيت شده و وقتي كه در اين خصوص از وي سوال شده، گفته است كه من توسط شوراي نگهبان تائيد صلاحيت خواهم شد و اين موقعيت خوبي است كه ارتباط با اين جريان را كتمان كنيم.



نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |پنجشنبه بیست و نهم دی 1390| در ساعت 14:10 |
 

30 سال تحريم‌هاي بي نتيجه غرب عليه ايران

تحليل فارين پاليسي:
http://www.yjc.ir/image/journal/article?img_id=97214&t=1326944926197"دنيل برمرز"، پروفسور و استاد دانشگاه بوستون در رشته سياست بين الملل طي مقاله اي با اشاره به تلاش هاي غرب براي توقف روند پيشرفت هاي ايران، اظهار داشت: سياست تحريم و تشديد دوره اي آن بر كشوري مانند ايران بي اثر بوده است.

 

نشريه فارين پاليسي، طي هفته هاي اخير مخالفان غربي ايران برنامه پركاري را مي گذرانند چرا كه موفقيت هاي اطلاعاتي و نظامي تهران و نيز روند تضعيف موقعيت اقتصادي و استراتژيك آمريكا و همپيمانانش در جهان و بخصوص خاورميانه آنان را بيش از پيش وادار به چاره‌انديشي كرده است. اما گويا اين بار نيز سياستمداران قدرت هاي غربي راه حلي جز جنگ اقتصادي بر روي ميز خود ندارند.

آمريكا و هم پيمانان اروپايي آن در حالي طرح تحريم نفت ايران را مطرح كرده اند كه بسياري از آنان و نيز برخي كشورهاي آسيايي مشتري هاي پرمصرف اين كالا بوده و چرخه اقتصادي خود را بر مبناي آن طراحي و اجرا مي كنند.

با وجود اينكه اوباما در تبليغات دور اول انتخاباتي خود سياست تغيير را شعار مطرح نمود و مدعي از سرگيري مذاكرات صلح آميز با ايران بود اما نگاهي به اسناد اقدامات چهارساله وي نشان مي دهد كه نه تنها گفتگوي موثري از سوي آمريكا با ايران انجام نگرفته بلكه نسبت به دوران جرج بوش سياست هاي فتنه گرايانه و طرح هاي جاسوسي و خرابكارانه عليه ايران بيشتر شده است.

پس از ارائه طرح تحريم نفتي ايران، نمايندگان ايالات متحده در كشورهاي مختلف تلاش هاي گسترده خود براي همسو كردن ساير كشورها با خود را آغاز نمودند با اين حال علاوه بر كشورهاي اروپايي، كشورهاي شرقي نظير هند، ژاپن و كره جنوبي نيز راضي به پذيرش اين طرح نشده اند. چشم انداز اقتصادي بسياري از آنان براساس دادو ستد نفت خاورميانه بخصوص ايران برنامه ريزي مي گردد.

در مقابل پاسخ ايران نيز با مجموعه اي از تحركات اقتصادي، نظامي و استراتژيك در سطح داخلي و برون مرزي قابل توجه مي باشد. منطقه حساس تنگه هرمز بيش از دو هفته محل استقرار و رزمايش نيروهاي نظامي ايراني بوده و مسدود شدن اين تنگه توسط ايران، تنها شاهراه عبور و مروز نفتكش هاي آمريكايي را قطع خواهد كرد.

روزنامه واشنگتن پست هفته گذشته در گزارشي به نقل از مقامات كاخ سفيد اظهار داشته است كه اين فشارهاي اقتصادي و سياسي بر ايران تنها مي تواند اندكي از سرعت پيشروي هاي هسته اي اين كشور بكاهد اما براي توقف آن بي اثر بوده و بايد چاره ديگري انديشيد. هجمه هاي رسانه هاي غربي عليه ايران در راستاي متحدسازي افكار عمومي با سياست هاي آنان نيز بخشي از اين پروژه مي باشد.

درهمين زمان ايران علاوه بر ادامه بي وقفه غني سازي اورانيوم در نيروگاه هاي خود، خبر شروع به كار سايت هسته اي جديد خود در فردو و غني سازي اورانيوم در آن را منتشر مي كند.

"تريتا پارسي" مدير و موسس شوراي ملي آمريكا- ايران در مصاحبه اي اذعان كرده: اطمينان واهي و افراطي اوباما به تأثير تحريم ها برايران باعث شده وي ديگر تلاشي براي جلوگيري تهران از دستيابي به فناوري هسته اي نكند. حال سوالي كه بايد از رئيس جمهور بپرسيم اين است كه با شرايط موجود، سياست هاي تحريمي وي تأثير داشته است.

واشنگتن سعي مي كند با تشديد تحريم ها و فشارهاي سياسي و اقتصادي بر ايران، نظامن آن را وادار به تسليم در برابر خواسته هاي خود كند در حالي كه بسياري از كارشناسان سياسي معتقدند اين طرح نيز در ادامه بلندپروازي هاي بي حساب اوباما برنامه ريزي و اجرا شده است.
بيش از 30 سال تحريم هاي غرب در مورد تهران اعمال شده و اگر اين سياست موفقيت آميز مي بود، بايد پس از سي سال نشاني از شكست يا توقف پيشرفت هاي هسته اي ايران ديده مي شد.

در انتهاي اين گزارش آمده است: كمك به نيروهاي مخالف داخلي ايران، اجراي طرح هاي جاسوسي و ترور، هجمه هاي رسانه اي گسترده و ترغيب، تشويق، تقويب دشمنان خارجي از ديگر برنامه هاي واشنگتن عليه ايران بوده كه در كنار تحريم بتواند مانع پيشروي هاي استراتژيكي اين كشور گردد. اما گذشت زمان بيش از هر سند ديگري اثبات كرده كه اين موارد هدف اصلي كاخ سفيد را براي آنان تأمين نكرده است.



نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |پنجشنبه بیست و نهم دی 1390| در ساعت 14:9 |
 

دوری از ولایت فقیه آغاز فتنه و انحراف است

آیت‌الله سید احمد خاتمی شامگاه چهارشنبه در جمع عزادارن حسینی در مسجدالرسول شهر جیرفت اظهار داشت: نهضت امام حسین (ع) کوثر است و این کوثر یعنی چشمه جوشان برکات‌، کوثری که در تمامی عرصه‌ها میوه‌های آن‌ به امداد ما آمده است.

http://www.rasanews.ir/Images/News/Larg_Pic/23-4-1388/IMAGE633832505008281250.jpg

وی ماه محرم را یک ماه ارزشی برای مسلمین دانست و افزود: در همین ماه محرم بود که رژیم طاغوت امام خمینی (ره) را دستگیر کردند و مردم در حالی که حسین حسین می‌گفتند به خیابان‌ها آمدند.

امام جمعه موقت تهران با بیان برکات ماه محرم در دوران مختلف خاطر نشان کرد: رویش دوم انقلاب ما ۱۹ دی ماه سال ۵۶ بود که تا ۲۲ بهمن سال ۵۷ ادامه پیدا کرد و بعد از ۱۳ ماه مبارزه سرانجام نظام طاغوت نابود شد که این پیروزی را هم ما مدیون سیدالشهدا و ماه محرم و صفر هستیم. وی بیان داشت: ما هشت سال جنگ تحمیلی را داشتیم و بنده معتقدم رزم‌دار این جنگ تحمیلی سید‌الشهدا (ع) بود و همچنین به خانواده شهدا درس مقاومت آموخت.

آیت‌الله خاتمی با بیان اینکه ما قدم به قدم مدیون سیدالشهدا هستیم، اظهار داشت: بی‌دلیل نبود که امام خمینی (ره) فرمودند«محرم و صفر را زنده نگه دارید».
امام جمعه موقت تهران با اشاره به فتنه سال ۸۸ عنوان کرد: فتنه‌گران در سال ۸۸ نظام ولایی و عاشورایی ما را هدف قرار دادند.
وی خاطرنشان کرد: فتنه‌گران بعد از هشت ماه شیطنت در روز عاشورای سال ۸۸ با عزاداری سیدالشهدا در افتادند.
وی با اشاره به قیام مردم در ۹ دی ماه سال ۸۸ تصریح کرد: مردم وقتی دیدند فتنه‌گران مشکل اعتقادی دارند در ۹ دی حماسه‌ای عاشورایی آفریدند.
خاتمی بر پایی مجلس برای سیدالشهدا را حیاتی دانست و افزود: سیدالشهدا نهضتش را کانون امتحان می‌دید و در شب عاشورا آیه امتحان خواند.
آیت‌الله خاتمی اردوگاه سیدالشهدا را بی‌نظیر دانست و با بیان خصوصیات این اردوگاه افزود: سیدالشهدا نهضتش را تجلی امر به معروف ونهی از منکر، بیعت ناپذیری با ظالم، غیرت، مردان شیر و شهادت‌طلب، آگاهانه، بصیرت و معرفی بی‌بصیرتان می‌دید.
وی ابراز داشت: در مقابل اردوگاه سید الشهدا اردوگاه یزیدیان بود که خدا را باور نداشتند و دنیاپرست بودند در دورانی همین افراد در رکاب حضرت علی (ع) بودند.
وی با توجه به نزدیک شدن به انتخابات مجلس شورای اسلامی خطاب به مردم عنوان کرد: نگاه کنید و ببینید چه کسانی تشویق به حضور و چه کسانی خواستار عدم حضور شما هستند.
آیت‌الله خاتمی با اشاره به اردوگاه فتنه‌گران تصریح کرد: امریکا در خط مقدم جریان فتنه است و این بی‌سابقه بود که رییس جمهور کشور امریکا سه مرتبه نام یکی از سران فتنه را ببرد و از آن حمایت کند.
وی بیان داشت: نخستین زمزمه تقلب در انتخابات را وزیر امور خارجه آمریکا سر داد.
آیت‌الله خاتمی خاطر نشان کرد: منافقینی که در کارنامه خود ۱۲ هزار ترور را دارند از جریان فتنه و فتنه گران حمایت کردند.
وی با اشاره به بیداری مردم و گروه‌های مقابل فتنه‌گران گفت: در مقابل این جریان مردمی بودند که ۹ دی را خلق کردند و نایب امام زمان (عج) و خانواده شهدا هم قرا داشتند.
امام جمعه موقت تهران به کینه‌توزی دشمنان برای برهم زدن انتخابات اشاره و تصریح کرد: دشمنان می‌گویند مردم پای صندوق های رای نروند اما نمی‌دانند که اردوگاه عاشوراییان اردوگاه بصیرت است.
وی ولی‌فقیه را حجت شرعی همه دانست و اذعان داشت: در زمانی که معصومان حضور دارند آن‌ها حجت شرعی‌اند اما در زمانی که معصومان حضور ندارند ولی‌فقیه حجت شرعی است.
وی دوری از ولایت فقیه را مهم‌ترین دلیل آغاز فتنه و انحرافات دانست و خاطرنشان کرد: هر کس از ولایت فاصله بگیرد وحرفش با ولایت نخواند، بدانید که آغاز انحراف است و چراغ و تنها راه سعادت ولایت‌فقیه است.
آیت‌الله سید احمد خاتمی مردم شهرستان جیرفت را مردمی مومن خواند و اظهار داشت: مردم و مسئولان این شهر که «دارالولایه» نام گرفته است همگی ولایی و مومن هستند و برای این شهر افقی روشن می‌بینم.
وی خطاب به مردم شهرستان جیرفت گفت: سعی کنید انتخابات باشکوهی داشته باشید و با همدلی فرد اصلح را انتخاب کنید.
وی با وصف شرایط اصول‌گرایی خطاب به کاندیدهای اصول‌گرا تصریح کرد: کاندیدها اگر می‌خواهند اصولگرایی خود را نشان دهند باید تا زمان پایان انتخابات رقیب باشند و بعد از برگزاری انتخابات رفیق شوند و از همین الان متن پیام تبریک را برای نماینده احتمالی آماده کنند.
وی ابراز داشت: اصول گرای واقعی هیچ زمان بخاطر اینکه رای نیاورده است شهر را به هم نمی‌ریزد و دعوا درست نمی‌کند زیرا هر کس این کار را انجام دهد، فتنه‌گر است.



نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |پنجشنبه بیست و نهم دی 1390| در ساعت 14:5 |
 

پاسخ رهبری به سوالات و ابهامات آمریکا

پاسخ رهبری به سوالات و ابهامات آمریکا

عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس با بیان اینکه اوباما در پیام خود به رهبر معظم انقلاب اسلامی به هیچ عنوان از زبان تهدید استفاده نکرده است، افزود: تمام سؤالات و ابهامات آمریکا پیش از این، از سوی مقام معظم رهبری پاسخ داده شده بود.
alt
محمد کریم عابدی نماینده مردم طبس و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با فارس، با اشاره به پیام رئیس‌جمهور آمریکا به رهبر معظم انقلاب اسلامی، گفت: آمریکایی بعد از عملیاتی کردن تمام برنامه‌های خود علیه ملت ایران، محکوم به عجز و ناتوانی در برابر ملت ایران شده‌اند. وی با بیان اینکه اوباما در پیام خود به رهبر معظم انقلاب اسلامی به هیچ عنوان از زبان تهدید استفاده نکرده است، افزود: تمام سؤالات و ابهامات آمریکا پیش از این، از سوی مقام معظم رهبری پاسخ داده شده بود

عابدی گفت: مقام معظم رهبری بارها اعلام فرمودند که ملت ایران از صلح حمایت می‌کنند اما تن به ذلت نمی‌دهند. برهمین اساس اگر اوباما باید بدانند که ایران هیچ خطری برای کسانی که به حق خودشان قانع هستند، ندارد اما اگر کشوری بخواهد به حریم ایران اسلامی تجاوز کند، ایران اسلامی با تمام قدرت به متجاوزان و تمامی منافع آنها در سراسر جهان پاسخ خواهد داد.

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس درباره بستن تنگه هرمز نیر گفت: ایران برنامه‌ای برای بستن تنگه هرمز ندارد اما اگر تحریم‌های نفتی اعمال شود این حق ایران است که تحریم‌کنندگان پاسخ نفتی بدهد. وی افزود: اگر ایران قصد بستن تنگه هرمز را داشته باشند، آمریکا برای مقابله با از اقدام ایران، کاملا عاجز خواهد شد و اگر به بهانه بستن تنگه هرمز کوچکتریم درگیری نظامی در خلیج به وجود بیاورند، ایران پاسخی فراموش نشدنی به آمریکا خواهد داد.



نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |پنجشنبه بیست و نهم دی 1390| در ساعت 13:56 |
 

تخريب كانديداهاي ديگر براي اسلام فاجعه‌آميز است

تخريب كانديداهاي ديگر براي اسلام فاجعه‌آميز است

انتخابات و امام روح‌الله(10)
http://www.yjc.ir/image/journal/article?img_id=487480&t=1326932872778لازم است مطلبي را كه گاهي شنيده مي‌شود كه براي تبليغات انتخاباتي بعضي از كانديداها- خداي نخواسته- بعضي ديگر را تضعيف يا توهين مي‌كنند، در رابطه با آن تذكر دهم كه، امروز اين نحو مخالفتها خصوصاً از چنين كانديداهايي، براي اسلام و جمهوري اسلامي فاجعه‌آميز است...

 

 

لازم است مطلبي را كه گاهي شنيده مي‌شود كه براي تبليغات انتخاباتي بعضي از كانديداها- خداي نخواسته- بعضي ديگر را تضعيف يا توهين مي‌كنند، در رابطه با آن تذكر دهم كه، امروز اين نحو مخالفتها خصوصاً از چنين كانديداهايي، براي اسلام و جمهوري اسلامي فاجعه‌آميز است.

اگر فرضاً كسي در ديگري مناقشه دارد، ابراز آن در بين مردم هيچ مجوزي ندارد، و حيثيت و آبروي مؤمن در اسلام از بالاترين و و والاترين مقام برخوردار است، و هتك مؤمن، چه رسد به مؤمن عالِم، از بزرگترين گناهان است و موجب سلب عدالت است.

اميد است ان‌شاءالله چنين مطلبي نباشد و اگر غفلتاً اتفاق افتاده است تكرار نشود.



نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |پنجشنبه بیست و نهم دی 1390| در ساعت 13:54 |
 

روياي صندلي سبز با وعده‌هاي پوشالي جام جم آنلاين: تنها چند هفته ديگر تا برجسته ترين رويداد ملي و سرنوشت ساز كشور در سال جاري فاصله داريم و يكي از دغدغه هاي اصلي مردم و دلسوزان نظام، حفظ و اعتلاي "اخلاق انتخاباتي" در كارزار سياسي پيش روست.در حالي كه پنج هزار و 283 نفر براي راهيابي به مجلس نهم شوراي اسلامي كانديد شده اند اما واضح است كه همه اين چند هزار نفر، تنها براي رفع تكليف ملي و انجام وظيفه شرعي به ميدان رقابت نيامده اند. ضمن عمل به رسالت مطبوعاتي خود و در راستاي تنوير افكار عمومي به ذكر آفت ها و چالش هاي انتخاباتي مي پردازد كه مي تواند كام اين حضور پرشور مردم را را به تلخي و ياس مبدل كند. پرهيز از وعده هاي پوشالي تجربه انتخابات گذشته و بر زمين ماندن بسياري از مطالبات مردم، قرينه عرياني است كه نشان مي دهد براي برخي از نامزدهاي مجلس، وعده هاي دروغين آفرينش گلستان به بهاي حضور در بهارستان، راحت تر از نوشيدن يك ليوان آب است. البته بايد با آوردن چوب انصاف به زمين قضاوت عنوان كرد كه بسياري از كانديداهاي مجلس، در انديشه ساخت آينده اي بهتر براي شهر و كشور خود هستند و در ضمير و باطن آنان، انديشه خدمت رساني به آحاد جامعه موج مي زند اما اين سخن اصلا به اين معنا نيست كه همه نامزدهاي انتخابات اخير، با چنين نگاه قابل ستايشي به ميدان گزينش آمده اند. "اشتهار گرايي" و كسب قدرت از معبر صندلي هاي سبز مجلس، آنقدر وسوسه كننده هست كه برخي از نامزدهاي مجلس به گفتمان خودماني "وعده هاي سرخرمن" روي بياورند. شايد بتوان كم آگاه تلقي كردن مخاطب و دست كم گرفتن شعور عمومي شنونده را از جمله مهم ترين دلايل دادن اين گونه وعده هاي غير منطقي از سوي نامزدهاي انتخابات برشمرد اما اگر گذري اجمالي بر احوالات مردم ايران و حضور هوشمندانه آنان در صحنه هاي حساس و تاريخ ساز انقلاب اسلامي داشته باشيم، به سهولت درمي يابيم كه شاكله افكار ملت ايران به شمايل هوشمندي استوار است كه به راحتي تفاوت وعده هاي دروغين و قول هاي راستين را از يكديگر تميز مي دهد. وظيفه انساني و شرعي نامزدهاي انتخاباتي است كه بر مبناي حقيقت و نه بر پايه مجاز، از كيسه وعده ها خرج كنند و اگر اين چنين نكنند، قرباني اصلي اين گزافه سرايي ها، خود كانديداهايي هستند كه مردم فهيم ايران، آنان را از دايره انتخاب شدن طرد مي كنند. توانايي تحقق وعده هاي انتخاباتي نگاه به پشتوانه عملي هر وعده انتخاباتي كه بر زبان رانده مي شود از الزامات عقل انديشي و مصلحت جويي است. متاسفانه در فضاي انتخاباتي ادوار گذشته شاهد بيان گفته هايي از سوي نامزدها بوديم كه به هيچ وجه در ظرف توان و قدرت يك نماينده مجلس نبود. رسم ناپسند وعده دادن هاي پرشمار و رنگارنگ باعث شده است كه برخي از مردم مطابق با سخن سرايي هاي پرطمطراق كانديداها، انتظار داشته باشند كه با ورود فرد منتخبشان به صحن مجلس، به يكباره كليه مشكلات عمراني، بهداشتي و آموزشي شهرشان دگرگون شود. عدم توازن ميان حجم وعده هاي زباني با مصداق عملي و عيني شعارهاي انتخاباتي، موجب مي شود كه افكار عمومي نسبت به نتايج و خروجي انتخابات دلسرد شود. وقتي حتي نيمي از گفته هاي كانديداها در مقام عمل محقق نمي شود، بديهي است كه مردم در انتخابات بعدي، به بسياري از كانديداها نيز به ديد يك "حراف فرصت طلب" نگاه كنند و به بيان ساده تر، در آن شرايط همه كانديداها را با يك چوب مي زنند. عدم توانايي كانديداها در به منصه ظهور رساندن قول هاي انتخاباتي، خود به خود موجب كاهش اعتماد مردم به فرآيند پرافتخار انتخابات مي شود . يعني كانديدي كه بايد به طور طبيعي و منطقي در پرشورتر شدن صندوق هاي راي، نقش مثبت و موثري ايفا كند، با سخنان غير عملي و غير كارشناسي خود، آب در آسياب دشمن مي ريزد. به بيان ديگر، هر فردي، اعم از يك شهروند معمولي يا يك نامزد انتخاباتي كه بخواهد به دستاوردهاي انتخابات آزاد ايران كه ازسرمايه خون شهادت حاصل شده است، بي اعتمادي و نا اميدي را تزريق كند، در نتيجه به كل ايدئولوژي نظام خيانت كرده است. تسليم نشدن كانديداها در مواجهه با اربابان ثروت وقتي سخن از نمايندگي خليفة الله به ميان مي آيد، اين واژه مقدس الزامات سنگيني را هم در پي دارد كه يكي از عمده ترين آن ها، ارجح دانستن مصلحت عموم مردم بر منافع اقشار خاص است. پرواضح است كه نبايد از كانديدي كه سراپا وامدار الطاف گرو هاي وابسته به مكنت است و با دلگرمي و حمايت آنان به كرسي مجلس جلوس مي كند، متوقع بود كه در دوره نمايندگي اش، محنت توده را رنج خويش به حساب آورد. زماني خانه پارلمان از پاي بست ويران مي شود كه تعداد نمايندگان گروه هاي متمكن افزون تر از نمايندگان كارگران و پيشه وران باشد. تجربه چنين مجلس "كاپيتاليستي" در نظام ليبرال دموكراسي آمريكا و البته نتيجه فاجعه بار فعلي آن نيز مشهود و قابل عبرت است. وقتي سناتورها و منتخبان مجلس نمايندگان در ايالت متحده، خود در زمره اشراف محسوب شده و با رانت هم پياله هاي خود نيز به جايگاه سياسي نايل مي شوند، واضح است كه طبقات فقير اين كشور وقتي مشاهده مي كنند كه هيچ نماينده اي براي انعكاس دغدغه هاي آنان وجود ندارد، قيام گسترده "وال استريت" را براي اضمحلال كل نظام ترتيب دهند. در واقع، نتيجه و پيامدهاي وصل شدن مطلق نمايندگان مردم به مثلث زور و زر و تزوير در جامعه آمريكا، مي تواند براي بسياري از ملل گوناگون نيز آموزنده و پندآفرين باشد. متاسفانه در خاك ايران اسلامي هم كم نيستند كانديداهايي كه در پشت پرده با اربابان ثروت متصل هستند و فرامين گردانندگان و سرمايه گذاران ستادهاي انتخاباتي شان را مو به مو اجرا مي كنند. "نمك گير شدن" كانديداي مجلس شوراي اسلامي و راه يابي همان فرد به پارلمان، تاثير منفي و مستقيم خود را بر روي سرنوشت مردم برجاي مي گذارد و حتي در يك بازه زماني كوتاه مدت، هزينه جبران الطاف سرمايه داران، نه از جيب آن نماينده كه از كيسه مردم تامين خواهد شد. حضرت آيت الله خامنه اي، رهبر معظم انقلاب اسلامي، در همين راستا و در توصيف كانديداهاي اصلح عنوان كردند: مردم بايد كساني را انتخاب كنند كه به كانون هاي ثروت و قدرت متصل نباشند؛ كساني باشند كه واقعا مردم اينها را بخواهند؛ بر طبق وجدانشان، بر طبق دينشان و بر طبق وظايف انقلابي شان عمل كنند. سخن صريح آن كه بايد هوشيار بود كه اگر صداي دنده هاي ترك خورده فقرا، مجالي براي انعكاس در مجلس نمايندگان مردم نيابد، فرياد پابرهنگان از منفذي ديگر و به شكلي ديگر سر بر مي آورد! عدم تخريب و ترور شخصيت كانديداهاي ديگر همچو روز روشن است كه "ضعف شخصيتي" عمده دليلي است كه يك نامزد انتخاباتي، كانديداي ديگر را به تيغ تحقير و توهين مي خواند. اثبات حقانيت وعده ها با خرد كردن كانديداي ديگر حاصل نمي شود، بلكه كارنامه گذشته كانديداها، معيار غير قابل كتماني است كه مردم در گزينش خود به آن اتكا مي كنند. حتي آيت‌الله العظمي زنجاني، يكي از مراجع عظام تقليد در خصوص حفظ اخلاق انتخاباتي، پا را فراتر از توصيه نهادند و تخريب كانديدا را حرام اعلام كردند. "تخريب ديگران و غيبت كردن از آن ها در انتخابات شرعا حرام است. با بداخلاقي، تندي و خراب كردن ديگران كار درست نمي‌شود .كانديداها اگر هنر دارند خود را عرضه كنند و از تخريب ديگران بپرهيزند زيرا تخريب ديگران و غيبت كردن حرام است." در هر حال، جداي از نتايج انتخابات 12 اسفند، بايد عنوان كرد كه پذيرفته شدن در صندوق هاي اخذ راي، همواره به معناي قبول شدن در آزمون اخلاق انتخاباتي نيست. چه بسا كانديدي در پيشگاه مردم براي نمايندگي مجلس مقبول نيفتد اما اگر در پروسه انتخابات، كيسه بيت المال را صرف شانتاژ سياسي نكرد و زبانش را جز به راستي نچرخاند، آنگاه به طور قطع در آزمون "اخلاق انتخاباتي" در پيشگاه خداوند و مردم سرافراز بيرون آمده است. امين جلالوند – خبرنگار جام جم آنلاين

نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |پنجشنبه بیست و نهم دی 1390| در ساعت 11:59 |
 

نام اصلی امام حسین (ع) چیست؟
نام اصلی امام حسین (ع) چیست؟ مجموعه کتاب​های «جای پای رود» با نگاهی نو سرگذشتی ادبی و روایی را از اهل بیت(ع) پیش روی مخاطب جوان قرار می دهد که «نیمی بالا، نیمی بلند» به نوعی زندگی امام حسین(ع) را در بردارد. خبرآنلاین، کتاب «نیمی بالا، نیمی بلند» با زیر عنوان مشتاقانه با مولایمان حسین بن علی(ع) به همت شیما جهان تیغ از مجموعه کتابهای جیبی انتشارات امیرکبیر منتشر شد. این کتاب در مجموعه جدید «جای پای رود» منتشر شده که نگاهی نو و داستانی به سیره اهل بیت(ع) است و آنطور که ناشر معتقد است در این مجموعه با اسب و استر سراغ تاریخ نرفته و تنها قطعاتی از تاریخ را برای مخاطب روایت کرده که آموزنده نکات اخلاقی باشد و چراغی برای زندگی بشر امروز. این کتاب در 53 قطعه تولد تا شهادت حضرت سیدالشهداء (ع) را با زبانی شیوا و بدور از تکلف آثار تاریخی روایت کرده است. در بخشی از این کتاب که مربوط به تولد امام است؛ می خوانیم: پیامبر(ص) نوزاد را در آغوش گرفت و اذان در گوش راست او و اقامه در گوش چپش می خواند. صدایی به گوش پیامبر(ص) می رسد: - خداوند به تو سلام می رساند و می فرماید: «علی برای تو مانند هارون برای موسی است. بنابراین نام فرزندت را هم نام فرزند هارون کن!» پیامبر رو به جبرئیل می گوید: زبان من عربی است... - شُبیر به عربی، حسین است... از دیگر ویژگی های این کتاب این است که در پایان هر بخش از روایت داستانی و تاریخی، قابی برای مخاطب با عنوان «برای امروز» جدا کرده و نکاتی آموزشی را به او یادآور می شود. این کتاب در 160 صفحه و قیمت 2400 تومان روانه بازار نشر شده است. از این مجموعه آثار دیگری نیز درباره حیات نورانی و آموزنده ائمه(ع) منتشر شده است که برای تهیه آن می توانید با «سام» تماس بگیرید. ساکنان پایتخت برای تهیه این کتاب و یا دیگر کتاب های این مجموعه کافیست با شماره 20- 88557016 سامانه اشتراک محصولات فرهنگی؛ سام تماس بگیرند و کتاب را در محل کار یا منزل _ بدون هزینه ارسال _ دریافت کنند. هموطنان سایر شهر‌ها نیز با پرداخت هزینه پستی ارسال، می‌توانند تلفنی سفارش خرید بدهند.

نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |پنجشنبه بیست و نهم دی 1390| در ساعت 11:40 |
 

دستور توقف سه سریال حاشيه‌ساز
دستور توقف سه سریال حاشيه‌ساز آنچنان که خبرگزاری مهر نوشته است، معاون سیما درباره سریال های "تا ثریا" ،"شیدایی" و "پنجره" به سه مدیر ارشد صدا و سیما تذکر داده و "به همین خاطر دستور خاتمه این سریال ها نیز اعلام شده است." مهر، علی دارابی معاون سیما به سه مدیر ارشد این سازمان به دلیل ساخت سریال هایی با موضوعات تلخ، ناگوار و با رویکردی منفی مانند "تا ثریا" ،"شیدایی" و "پنجره" که این شب ها از شبکه های اول، سوم و شبکه تهران پخش می شوند به صورت کتبی تذکر جدی د اد. همچنین گفته می شود علت این تذکرها از سوی معاون سیما به خاطر تلخ و گزنده بودن، اثرگذاری منفی این سریال ها بر اعصاب مخاطب، پرداخت ناقص به نمونه یک زن ایرانی محجبه و نادرستی پرداخت به روابط محرم و نامحرم در این سریال ها عنوان شده و به همین خاطر دستور خاتمه این سریال ها نیز اعلام شده است. در این ابلاغیه همچنین از پرداختن به برخی مضامین دینی مانند تقبیح عمل ربا در سریال تا ثریا تقدیر شده است. بر اساس این گزارش در این تذکرها همچنین عنوان شده است که رویکرد معاونت سیما در این دوره ساخت سریال های طنز، جذاب و اجتماعی و آرام بوده و به همین خاطر هرگونه متن، فیلم نامه و سفارش هایی از این قبیل که در شبکه های سیما در حال ساخت است متوقف شود. این ابلاغیه از سوی معاون سیما در هفته گذشته به برخی مدیران ارشد این سازمان اعلام شده است.

نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |پنجشنبه بیست و نهم دی 1390| در ساعت 11:10 |
 

پیشنهاد عجیب ضدانقلاب به هاشمي
مواضع انتقادبرانگیز و دو پهلوی آیت الله هاشمی رفسنجانی در ایام فتنه 88 آنقدر ادامه دار شده که محافل ضدانقلاب که پیش تر در جبهه مخالفان سرسخت وی قرار داشتند، به راحتی آرزوهای عجیب و غریب خود را در قالب پیشنهاد به آقای هاشمی ارائه می دهند. به گزارش جهان، در همین راستا یکی از سایت های اپوزیسیون، در مطلبی با انتقاد از روند انتخاب رئیس جدید دانشگاه آزاد، آن را عجیب دانسته و از آقای هاشمی خواسته است که به طور علنی به این موضوع اعتراض کند. سایت خودنویس در پیشنهادی عجیب به آقای هاشمی، نوشته است: از تهران کوچ کرده تا حساسیتها نسبت به شما کم شود، و در مکان مناسبی از باقیمانده‌ی عمر لذت ببرید. این سایت ضدانقلاب خود را در مقام دلسوز خانواده هاشمی قرار داده و افزوده است: گوشه‌گیری شما لازم نیست با هیاهو باشد، که ممکن است مورد حاشیه‌سازی دوست و دشمن قرار گیرد. کافی است در جائی زیرلبی و به نرمی بگوئید که اگر رهبری فرزانه صلاح بدانند ترجیح می‌دهید از حوزه‌هائی دور بمانید و فرصت خدمت به دیگران که با انرژی‌تر هستند داده شود. یکی-دو جلسه‌ای هم به بهانه‌ی کسالت در مجمع حاضر نشوید. به همین راحتی! این سایت اجرای این اقدام را تنها شرط "پیروز شدن" آقای هاشمی توصیف کرده است. به نظر می رسد مواضع سوال برانگیز و گاه سکوت آقای هاشمی موجب مهیا شدن زمینه برای طرح ادعاها و مواضع عجیب اپوزیسیون شده است؛ رویدادی که برچیده شدن آن نیازمند موضع قاطع و صریح رئیس مجمع تشخیص علیه فتنه گران است

نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |پنجشنبه بیست و نهم دی 1390| در ساعت 10:51 |
 

جزئیاتی از نامه اوباما به رهبر انقلاب

نماینده مردم تهران با تشریح بخشی محتوای نامه باراک اوباما به رهبر معظم انقلاب اسلامی گفت که ‌اوباما در این نامه ‌درخواست مذاکره مستقیم با ایران را مطرح کرده‌ است.

alt

به نقل ازمشرق ،علی مطهری نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با فارس در خصوص نامه اخیر باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا به حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی جزئیاتی از محتوای این نامه را تشریح کرد.


وی در خصوص جزئیات این نامه گفت: در این نامه هم گفته شده که بستن تنگه هرمز خط قرمز ماست و هم اینکه درخواست مذاکره مستقیم کرده‌اند.

این نماینده مجلس ادامه داد: اوباما در این نامه برای مذاکره و حل و فصل اختلافات فی‌مابین اعلام آمادگی کرده است.

مطهری در این رابطه اظهار داشت: قسمت اول این نامه از موضع تهدید و قسمت دوم هم از موضع دوستی و مذاکره بیان شده است.




نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390| در ساعت 13:1 |
 

در اندیشه هاشمی؛ رئیس جمهور نباید فرمانبر رهبری باشد

در اندیشه هاشمی؛ رئیس جمهور نباید فرمانبر رهبری باشد

مدل مطلوب ساختار سیاسی از منظر هاشمی رفسنجانی ، الگوی رقابت دوحزبی با مشارکت محدود سیاسی است. در اندیشه سیاسی هاشمی رفسنجانی رییس جمهور نباید فرمانبر رهبری باشد.


دکتر عبدالرضا داوری: واکاوی اندیشه سیاسی حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی و نحوه نگرش وی به عرصه قدرت واجد اهمیت شایانی است که می تواند با ارائه تصویری درست از این نگرش ، رفتارها و کنشهای سیاسی وی را بهتر درک نمود.

حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی در گفتگو با صادق زیباکلام که در کتاب "هاشمی بدون روتوش" منتشر شده است ، ساختار سیاسی مورد نظر و مطلوب خود را ساختار توسعه گرای دمکراتیک امریکا که متشکل از دو حزب سیاسی فراگیر و با مشارکت سیاسی محدود شکل گرفته است ، معرفی می کند.

alt


حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی در این گفتگو خطاب به  صادق زیباکلام می گوید:"شما ببینید جامعه امریکا بالاخره یک جامعه جاافتاده دمکراتیک است. آنها خیلی آزاد بودند و آزاد هم هستند. مردم امریکا 50 درصد در انتخابات شرکت می کنند. نمی توانیم بگوییم بقیه که شرکت نمی کنند به امریکا علاقه مند نیستند یا به کارهای کشورشان علاقمند نیستند. آنها کار خودشان را می کنند و فکر می کنند اگر بیایند یا نیایند یکی از دو حزب می برد. در ایران هم ممکن است کم کم به همین جا برسیم که مردم بگویند بالاخره یا جناح چپ یا جناح راست می برد و از میان این دو هم هیچ وقت بیرون نرفته است همین جور هم دارد می شود. ممکن است عده ای به این ادله شرکت نکنند یعنی فکر کنند که نتیجه انتخابات چیزی را عوض نمی کند لذا عدم شرکت آنان را نمی توان لزوما به معنای مخالفت آنان یا پشت کردنشان به نظام گرفت." (1)

حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی در ادامه این گفتگو نکته اصلی مدنظر خود را در "نفی ضرورت حضور همه جانبه و گسترده مردم و کفایت اتکای نظام به یک اقلیت 20  درصدی از جامعه " بیان داشته و خطاب به صادق زیباکلام می گوید:"قبلا هم با شما این بحث را پیرامون آینده نظام داشته ام که نظام می تواند 20 درصد مردم را به طور فعال به نفع خودش در صحنه نگه دارد و ابزار قانونی هم در دستش است و گلوگاهها را دارد بنابراین می تواند نظام مستقری باشد حالا 30 -40 درصد از مردم هم بی تفاوت هستند و برای آنها چپ و راست فرقی ندارد می ماند آنها که مخالف هستند که به هرحال هر نظامی یک مقدار مخالف دارد بنابراین از نظر من نظام مستقر است."((2

حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی در بخشهایی دیگر از گفتگوی خود به موضوعات مرتبط با رهبری نظام اسلامی و ولایت فقیه اشاره می کند و در این مسیر تلویحا واتیکانیزه شدن اصل ولایت فقیه و عدم دخالت ولی فقیه در امور اجرایی را طلب می نماید. در واقع در اینجا اندیشه سیاسی حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی کاملا با اندیشه سیاسی علی مطهری انطباق می یابد.

علی مطهری، اسفند 1388 در گفت‌وگو با یکی از خبرگزاری‌ها و با بیان این‌که "ولایت فقیه را ولایت فکری و ایدئولوژیک می‌دانیم"، گفته بود:" ولایت فقیه"، "ولایت فقه" است و نه ولایت "یک شخص"، از این رو ولی فقیه کسی است که در رأس حکومت و نظام اسلامی به عنوان یک مکتب‌شناس‌ و اسلام‌شناس برای مراقبت از مسیر حکومت قرار دارد.

علی مطهری در همین گفتگو حاکم را دولت و رئیس‌جمهور در نظام اسلامی دانسته و گفته بود: ولی فقیه را ما ناظر می‌دانیم و اگر در جاهایی هم مثلاً حق انتصاب برای او قانون قائل شده است به دلیل مکتب‌شناسی ولی فقیه است، از این رو اگر ولی فقیه مثلاً رئیس‌ صدا و سیما و یا ارتش را منصوب کرد، به آن دلیل است که وی باید از نظر ایمانی و تقوا مورد تأیید باشد که این کار ولی فقیه به معنای حاکم بودن آن نیست."(3)

alt

حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی نیز در گفتگوی خود با صادق زیباکلام ابتدا به نگاه غالب در دولت موقت که اعتقاد داشتند امام خمینی (ره)  در قم مستقر شده و صرفا به امور مذهبی و معنوی اشتغال یابند و حکومت را به حاکمان در تهران بسپارند اشاره کرده و در همین موضوع اعلام میدارد که با نظر دولت موقت  برای اقامت امام خمینی در قم موافق بوده است . حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی در همین ارتباط می گوید:"ابتدا اعضای دولت موقت خیلی خوششان نمی آمد که ایشان(امام خمینی) در تهران باشند و از تصمیم ایشان (برای اقامت درقم) خوشحال شدند.ما هم قبول داشتیم که ایشان به قم بروند." (4)

حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی سپس در ادامه این گفتگو به مخالفت خود در خصوص گنجانده شدن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی اشاره کرده و با ذکر این نکته که در زمان تنفس جلسه خبرگان خطاب به مرحوم آذری قمی گفته بود که این اصل ولایت فقیه نمی شود ، بلکه ناصرالدین شاه می شود(!) ، خطاب به صادق زیباکلام می گوید:"شاید خیلی ها ندانند که وقتی در مجلس خبرگان به بحث ولایت فقیه که توسط عده ای مطرح شد رسیدیم من مخالفت کردم.آقای آذری قمی در جلسه ای تعبیری را از من نقل کرد که آقای هاشمی در زمان تنفس یکی از جلسات مجلس خبرگان گفته است این که شما می گویید ولی فقیه نمی شود، ناصرالدین شاه می شود. در بحثها اینگونه بودم."  (5)

حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی در ادامه گفتگوی خود با صادق زیباکلام به وضوح از اندیشه سیاسی خود و جایگاه ولی فقیه  در این اندیشه رونمایی می کند. در همین رابطه ابتدا صادق زیباکلام تحلیلی را ارائه می دهد و طی آن می گوید:"من خیلی جدی فکر میکنم که اگر میان رهبری نظام و روسای سه قوه فاصله زیاد باشد ، این حالت نه به نفع خیر و صلاح نظام است نه به نفع رهبری...اگر رییس مجلس بشود مقلد رهبر،رییس جمهور هم بشود مقلد رهبر،رییس قوه قضائیه هم بشود مقلد رهبر، در چنین وضعیتی بالطبع وقتی رییس مجلس پیش رهبری می رود خبردار می ایستد تا ببیند رهبری چه اراده می کنند تا مجلس اجرا کند....در مورد مجلس هفتم که این جوری شده.قوه قضائیه هم منتخب رهبری است....با این حساب بعد از خدا چشم امیدمان به رییس جمهور است اگر رییس جمهور از میان افرادی انتخاب شود که فعلا نامشان مطرح است آن وقت این مساله فاصله که عرض کردم تکمیل می شود و بیشترین ضرر این وضعیت در بلند مدت متوجه خود رهبری می شود."(6)

حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی در پاسخ به این تحلیل صادق زیبا کلام ، ضمن تائید اظهارات وی ، می گوید:"بر سر این موضوع با شما اختلافی ندارم...من هم مثل شما فکر می کنم که اگر بعضی افراد بیایند سطح مملکت پایین می آید و رییس جمهور فرمانبر (رهبری) می شود.من هم این را قبول ندارم (که رییس جمهور فرمانبر رهبری باشد). باید رییس جمهور متشخصی در کشور باشد که با اراده خودش کار کند." (7)

به واقع حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی به صراحت از عدم همراهی 80 درصدی مردم ، خطری را متوجه نظام نمیداند(حذف امت) و در عین حال ولی فقیه را نیز حاکم نمیداند(نفی امام) که در جمع بندی می توان اظهار داشت که در الگوی توسعه گرایانه دمکراتیک دوحزبی با مشارکت محدود ، که مدل مطلوب سیاسی حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی است، جایی برای ساختار امت و امامت وجود ندارد.

در جمع بندی این یادداشت در خصوص اندیشه سیاسی حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی می توان نکات زیر را احصاء نمود:

الف: مدل مطلوب ساختار سیاسی از منظر حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی ، الگوی رقابت دوحزبی با مشارکت محدود سیاسی است.

ب: در اندیشه سیاسی حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی هر نظام سیاسی می تواند با همراهی 20  درصد از شهروندانش ، بقاء خود را تضمین نموده و مستقر باقی بماند.

ج: در اندیشه سیاسی حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی ، ولی فقیه یک ناظر مکتبی و ایدئولوژیک است و در نظام سیاسی مطلوب وی ، رییس جمهور حاکم است و نه ولی فقیه.

د: در اندیشه سیاسی حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی رییس جمهور نباید فرمانبر رهبری باشد.

________________________________________

(1) هاشمی بدون روتوش، گفتگوهای صادق زیبا کلام با هاشمی رفسنجانی،انتشارات روزنه،چاپ چهارم 1390 ،صفحه 225

(2) همان-صفحه 226

(3) http://www.inn.ir/newsdetail.aspx?id=37579

(4) هاشمی بدون روتوش، گفتگوهای صادق زیبا کلام با هاشمی رفسنجانی،انتشارات روزنه،چاپ چهارم 1390 ،صفحه 73

(5)همان صفحه 157

(6) همان صفحه 252

(7) همان صفحه 259



نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390| در ساعت 12:22 |
 

آغاز فعالیت دفتر استفتائات بعثه مقام معظم رهبری در کربلا

آغاز فعالیت دفتر استفتائات بعثه مقام معظم رهبری در کربلا

altدفتر استفتائات بعثه مقام معظم رهبری در کربلای معلی با استقرار روحانیون مسلط در آن، آماده پاسخگویی به سؤالات زائران به شکل تلفنی و حضوری است.


به نقل از پایگاه اطلاع رسانی حج وابسته به بعثه مقام معظم رهبری، دفتر استفتائات بعثه مقام معظم رهبری در کربلای معلی با استقرار روحانیون مسلط در آن، آماده پاسخگویی به سؤالات زائران است. زائران برای طرح سؤالات خود و دریافت پاسخ، در کربلا می توانند با شماره تلفن 07713530089 تماس بگیرند.


بعثه مقام معظم رهبری در کربلا، در محل هتل باب السلام السیاحی واقع در شارع السدره مقابل مرقد امام حسین (ع) مستقر است و زائران می توانند برای دریافت پاسخ سؤالات شرعی خود، به‌صورت حضوری نیز به این مکان مراجعه کنند.




نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390| در ساعت 12:17 |
 

یادداشت روزنامه کویتی درباره رهبر انقلاب


روزنامه کویتی الدار، امروز طی یادداشتی به نقش رهبر انقلاب در جریانات سیاسی و مذهبی پرداخت و نوشت: آیت الله امام خامنه‌ای نقش ویژه‌ای در خاموش کردن فتنه‌های مذهبی، حمایت از جنبش‌های انقلابی و نیز مقابله با مستکبرین دارد.

alt
متن کامل این یادداشت به این شرح است:
آیت الله امام خامنه‌ای رهبر انقلاب ایران نقش بزرگی را در منطقه خاورمیانه ایفا می‌کند. از جمله نقش‌های ایشان در این منطقه حفظ استقرار و ثبات منطقه و از بین بردن فتنه‌های مذهبی است.
به عنوان مثال فتوای ایشان هنگام بی‌احترامی یاسر الحبیب به عایشه و تحریم بی‌احترامی به همسران پیامبر و اصحاب ایشان فتوایی بود که با تحسین زیاد همه مسلمانان قرار گرفت و از آن تجلیل کردند زیرا موجب تقویت وحدت و همبستگی اسلامی شد و این دلیلی بر نقش ایشان در از بین بردن فتنه‌ها است.
موضع گیری‌های دیگر ایشان هم نشان دهنده شجاعت ایشان است از جمله حمایت از جنبش‌های انقلابی اسلامی مانند حزب الله لبنان و حماس و جهاد اسلامی در غزه برای حذف رژیم صهیونیستی، زیرا ایران و حزب الله و حماس و جهاد در یک ایدئولوژی مشترکند و آن، محو رژیم صهیونیستی از نقشه است تا همه منابع شرارت‌ها با آن از بین بروند. ایران در این حمایت خود تفاوتی میان جنبش‌های شیعی و سنی نگذارده و از تمام جنبش‌های آزادی خواهانه حمایت کرده و با این نوع حمایت، وحدت اسلامی را به شکل صحیح رعایت کرده است.
آیت الله امام خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی همچنین نقش بزرگی در مبارزه با قدرت‌های بزرگ داشته زیرا ترسیم کننده خط مشی سیاست خارجی ایران بنا بر قانون اساسی ایران، رهبر است. ایشان از سال ۲۰۰۵ رو در روی شورای امنیت صهیونیستی ایستاده و ذره‌ای از مواضع خود در از سرگیری گفتگو با این کشورهای صهیونیستی به خصوص در برنامه هسته‌ای کوتاه نیامده زیرا هدف آن‌ها از متوقف کردن این برنامه، تامین امنیت ملی صهیونیست‌ها است. آن‌ها از این می‌ترسند که برنامه هسته‌ای ایران به یک برنامه نظامی تبدیل شده و موجب تهدید امنیت اسراییل بشود که از زمان سرنگونی شاه با ایران درگیر است.
ایشان همچنین در مساله سوریه و توطئه علیه نظام اسد، نقش مهمی در حمایت از این نظامِ مقاوم و پشتیبانی رسانه‌ای و معنوی از آن ایفا کرد. هدف ایشان از این حمایت تقویت محور مقاومت با مرکزیت ایران و سوریه و مقاومت لبنان و فلسطین بوده است زیرا با سقوط نظام مقاوم سوری، محور مقاومت که عزت و کرامت را به امت اسلامی و عربی برگردانده و تمام این دوره‌ها مایه فخر اسلام و مکتب اسلام و همانند مدرسه است که هر انسان آزاده‌ای که مخالف آمریکا باشد از آن درس می‌گیرد.


نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390| در ساعت 12:12 |
 

موج جدید حملات ضدانقلاب به جبهه پایداری با توسل به دروغ های آرشیوی!

altیکی از سایت های متعلق به جریان فتنه در اقدامی قابل تامل به بازنشر فحاشی های یک ماه قبل مصطفی تاج زاده علیه جبهه پایداری پرداخت.

در حالی که یک ماه قبل سایت های زنجیره ای حامی فتنه گران با ذوق زدگی خاصی با انتشار فحاشی های یکی از عناصر پشت پرده فتنه ۸۸ علیه جبهه پایداری، واهمه خود را از این جریان اصیل انقلابی نشان داده بودند، یک ماه پس از این اتفاق در اقدامی معناداربه بازنشر این اظهارات پرداختند.

گفتنی چندی قبل نیز محمد خاتمی در یکی از جلسات محفلی با حمله به جبهه پایداری اظهار داشته بود:

"در انتخابات پیش رو طیف جدیدی از اصولگرایان که از احمدی نژاد عبور کرده و ارادت عجیبی نسبت به رهبر انقلاب دارند به مجلس خواهند رفت که در این صورت تا ۱۰ سال اینده باید فاتحه اصلاحات را خواند."



نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390| در ساعت 11:34 |
 

توسل به "ترور" ؛ بازگشت استکبار به نقطه صفر

توسل به "ترور" ؛ بازگشت استکبار به نقطه صفر

دشمن از طريق تحريم هاي اقتصادي، راه اندازي جنگ تحميلي و ترور شخصيت هاي برجسته نظام از همان آغازين روزهاي پيروزي انقلاب به مبارزه با اين ملت برخاست و تاكنون نيز از هيچ تلاشي در جهت مبارزه با ارزش ها و مقدسات ديني، مبارزه با ولايت فقيه و مقابله با پيشرفت هاي علمي و فني كشورمان فروگذاري نكرده است.
altترور همواره به عنوان ابزاري جهت تحقق خواسته‏ هاي برخی سياست‏مداران، گروه‏ها و سازمان‏ها به كار گرفته شده است.

"ترور" در طول تاریخ اسلام و از همان آغازین سالهای بعثت رسول مکرم به عنوان گزینه ای برای توقف جنبش های مخالف، از سوی کافران و منافقان پیگیری می شده است.

این حرکت که نشان از درماندگی و خفت دشمنان اسلام داشت در زمان ائمه اطهار علیهم السلام نیز تکرار شد که سبب کوتاه شدن دست امت اسلام از جانشینان صالح و عالم خداوند شد و به تبع آن عقب افتادگی در زمینه های مختلف علمی،اعتقادی،فرهنگی،سیاسی و اقتصادی در طول 14 قرن گذشته از اسلام نتیجه نکبت بار این اقدامات است.

دشمنان اسلام و نظامات اسلامی پس گذشت 14 قرن برای سرپوش نهادن بر ضعف های خود و مقابله با پیشرفت های جهان اسلام باز هم این حرکت پلید را در دستور کار خود قرار می دهند.

در اين راستا دشمن از طريق تحريم هاي اقتصادي، راه اندازي جنگ تحميلي و ترور شخصيت هاي برجسته نظام از همان آغازين روزهاي پيروزي انقلاب به مبارزه با اين ملت برخاست و تاكنون نيز از هيچ تلاشي در جهت مبارزه با ارزش ها و مقدسات ديني، مبارزه با ولايت فقيه و مقابله با پيشرفت هاي علمي و فني كشورمان فروگذاري نكرده است.

انقلاب اسلامي ايران در حالي وارد چهارمين دهه از عمر خود شده است كه جريان ضد انقلاب و دشمنان شكست خورده آن به سركردگي آمريكا و رژيم صهیونیستی در ادامه حماقت هاي خود از هيچ تلاشي در جهت ضربه زدن به نظام جمهوري اسلامي در طول سي و دو سال گذشته فروگذاري نكرده اند. چنانچه در ادامه و از همان فرداي پس از انتخابات دهم رياست جمهوري، شمشيرهاي آغشته به كينه و حقد و غضب خود را از رو بسته و از هر وسيله اي در جهت ضربه زدن به نظام جمهوري اسلامي استفاده كردند.

كما اينكه در آخرين اقدام وقيحانه و خفت بار خود بار ديگر منطق تروريستي و مشي غيرانساني خود را با ترور ناجوانمردانه يكي دیگر از نخبگان و دانشمندان برجسته كشورمان به نام مصطفی احمدی روشن در بيست و دوم دي ماه، دقیقا یک سال بعد از ترور دكتر مسعود علي محمدي دانشمند برجسته فيزيك به اثبات رساندند . بدون ترديد اين گونه اقدامات ناجوانمردانه و غيرانساني، نمايانگر اوج عصبيت، سردرگمي و ضعف دشمنان در مقابله با نهضت عظيم علمي فرزندان ايران اسلامي بوده و لكه ننگ ديگري بر دامن قدرت هاي دشمنان قسم خورده اين آب و خاك است كه پيشرفت هاي علمي و فناوري دانشمندان ايران اسلامي تاب تحمل را از آنها ربوده است و چنين وقيحانه آنها را به اعمال خباثت بار وا داشته است. 

در شرايط فعلي نيز دشمنان قسم خورده و عناصر ضد انقلاب هم راستا با تهديدات استكبار و صهيونيسم جهاني اقدام كور ديگري را براي متوقف كردن جوشش علمي و فناوري ايران اسلامي انجام داده و در حركتي تروريستي پرده از نقشه هاي شوم خود براي تحت تاثير قرار دادن اين خيزش بلند علمي كشور برداشته؛ و در تلاشند تا با تداوم و پياده سازي اقدامات جنايتكارانه و تروريستي خود، چرخ پيشرفت هاي علمي كشورمان را متوقف سازند ولی دشمنان انقلاب اسلامی باید بدانند که با ریختن خون هر شهید از فرزندان این نظام،درخت انقلاب تنومندتر می شود و حرکت در مسیر پیشرفت پرشتاب تر خواهد شد و در پایان امام راحل این انقلاب خطاب به مزدوران فرمودند:
"بكشيد ما را؛ ملت ما بيدارتر مي شود. ما از مرگ نمي ترسيم؛ و شما هم از مرگ ما صرفه نداريد. دليل عجز شماست كه در سياهي شب، متفكران ما را مي كشيد."

نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390| در ساعت 11:4 |
 

هر كسي جز ولي فقيه متصدي امور باشد هرج و مرج مي‌شود

حضرت‌آيت‌الله العظمي حاج سيدابوالقاسم موسوي خويي (قده)

 
حضرت‌آيت‌الله العظمي حاج سيدابوالقاسم موسوي خويي (قده)
نیم نگاهی به زمینه‌های تدوین کتاب «حاکمیت در اسلام» همراه با یادکردی از آیت‌الله‌العظمی خویی در گفت‌وگوی «جوان» با آیت‌الله سیدمحمدمهدی موسوی خلخالی
هر كسي جز ولي فقيه متصدي امور باشد هرج و مرج مي‌شود
 

بیش از سه دهه از تدوین یکی از جامع‌ترین و محققانه‌ترین آثار در باب «ولایت فقیه» می‌گذرد.


عالم جلیل و گرانسنگ حضرت آیت‌الله حاج سیدمحمدمهدی موسوی خلخالی انگیزه نگارش این اثر ماندگار را، ‌کمک به تدوین‌کنندگان قانون اساسی جمهوری اسلامی می‌داند و بر این باور است که اصل اساسی ولایت فقیه از الزامات قطعی و لاینفک کلام وفقه اسلامی است. این گفت‌وشنود به مناسبت ۳۰ سالگی تولید این اثر انجام پذیرفت و در عین حال مقارن شد با سالروز ارتحال مرجع فقید عالم تشیع مرحوم آیت‌الله العظمی سید ابوالقاسم خویی (قده). به همین دلیل در این مصاحبه آراي آن بزرگوار درباره ولایت فقیه نیز مرور گشته است. با سپاس از حضرت استاد که پذیرای ما شدند.

نزديك به ۳۰ سال است كه از تأليف كتاب «حاكميت در اسلام» در تبيين مباني و مراحل ولايت فقيه مي‌گذرد. چه شد كه فكر نوشتن اين كتاب در ذهن جنابعالي شكل گرفت و مراحل تكوين و تدوين آن چه سيري پيمود؟
بسم‌الله‌‌الرحمن‌الرحيم. عرض كنم در همان اوايل انقلاب كه مجلسي براي تدوين قانون اساسي تشكيل شد، به ما پيشنهاد كردند حالا كه در اين مجلس قوانين و اصولي تصويب مي‌شود، خوب است عده‌اي از اهل علم جمع شوند و مصوبات آن را بررسي و نيز مطالب مورد نياز اين مجلس را تهیه كنند، ‌از بنده هم خواستند كه شما هم نظراتتان را براي ما بنويسيد. ما هم اين كار را كرديم. جمعي از علما جمع مي‌شدند و صحبت مي‌شد و مي‌نوشتيم و همان وقت هم، ‌نتيجه آن در بعضي از روزنامه‌ها منعكس مي‌شد.
خاطرم است كه به طور مشخص حواشي جنابعالي برقانون اساسي در يكي از مجلات آن دوره چاپ شد.
بله، ‌تا رسيديم به طرح و تصويب ولايت ‌فقيه در مجلس خبرگان. در آنجا به نظر رسید كه بايد موضوع بيشتر باز شود، ‌با توجه به مخالفت‌هايي كه عده‌اي از روشنفكران مي‌كردند ما بر اين باور بوده و هستيم كه ولايت‌فقيه در حكومت اسلامي، يك اصل اساسي و واقعاً ركن حكومت است، به همين دليل ما در اصل، حكومت را حق پيامبر اكرم (ص) مي‌دانيم و بعد حق ائمه اطهار(ع)، يعني عقيده ما شيعيان بر اين معناست كه بايد محور حكومت، اينها باشند. دليلش هم قرآن است: «وَ لَن يَجْعَلَ اللهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا»(۱)، ‌خداوند متعال در قرآن فرموده است كافر نبايد بر مسلمان سلطه پيدا كند. مراد از سلطه چيست؟ مراد، سلطه حكومتي است، يعني حكومت‌ مسلمان‌ها بايد به دست خودشان باشد. حكومت بدون رأس كه ممكن نيست ولاجرم بايد فردي رياست حكومت را داشته باشد. در دوره حضور پيامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) قطعاً حكومت متعلق به آنان است، چون قدر متيقن حكومت بايد با معصوم باشد. در زمان غيبت، قائم مقام امام (ع ) كسي است كه به نحوي مناسبتي با آن حضرت داشته باشد. اين مناسبت بايد در صلاحيت‌ها وحيثيات معصوم (ع) جست‌وجو شود. حكومت امام معصوم، بر دو پايه دو صلاحيت استوار است. يكي بر علم و ديگري بر عصمت، ‌در واقع اساس آرامش مردم بر اين دو پايه است كه اولاً حاكمشان عادل باشد و ثانياً عالم، ‌به اين معنا كه بداند چه چيز براي جامعه و نظام صلاح است و چه چيز فساد، چه چيزي خوب است و چه چيزي بد. طبعاً يك شخص جاهل نمي‌تواند اين را تشخيص بدهد. حاكم بايد بداندكه در هر زمان، چه سياستي را جاري كند، با چه كشوري بايد ارتباط برقرار يا قطع شود. وقس علي هذا. طبعاً ائمه اطهار(ع) به نحو اتم واكمل، ‌واجد هر دو امتياز هستند. در زمان غيبت معصوم، كسي مناسب اين مقام است كه در علم مجتهد باشد، ‌يعني مقلد ديگري نباشد و خودش صاحب رأي باشد و در اجتناب از گناه، اگر نمي‌تواند مانند معصوم باشد، عادل باشد. به مفهوم تبيين شده در فقه ما داراي عدالت باشد و معصيت نكند، حالا ممكن است سهواً خطا بكند، ‌اما از روي آگاهي و اختيار معصيت نكند. البته با فرض وجود تقوا و عدالت خداوند وعده فرموده است که عمدتاً مانع از خطا شود. در قرآن است که: ‌الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا.
اين دو تا در حد ملكه است؟ يعني ملكه اجتهاد و ملكه عدالت يا صرف اجتهاد و عدالت؟
بله، آن بحث ديگري است و مسلماً «ملكه» اين صفات، ‌ارجحيت دارد. راه‌حل مسئله خطا را هم خدا در قرآن تعيين فرموده است: «وَ شَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ»(۲) مسئله شور در رهبري لازم است. چرا؟ چون ممكن است در زمينه‌اي اطلاعات كافي نداشته باشد يا در جايي اشتباه كند. اين شور لازم است تا حكومت از يك سو تا سر حد امكان مبرا از خطا و از سوي ديگر مردمي باشد. این اجمالی از نظریه ما در آن دوره و اکنون است. اصل تدوين اين كتاب هم بر اين اساس مبنا بوده است.
يعني وقتي درخبرگان به اصل ولايت‌فقيه رسيدند، از جنابعالي خواستند كه اين مسئله را بررسي كنيد؟
كل موارد از جمله اين مورد. ما در اين كتاب ۱۰ مرحله براي ولايت‌فقيه ذكر كرده‌ايم كه در تمام اين مراحل، ‌ولي فقيه بايد نظارت و اشراف داشته باشد، چون تماماً مسائلي است كه محل ابتلاي جامعه است.
شيوه‌اي كه جنابعالي در اين كتاب در پيش گرفته‌ايد، با شيوه‌اي كه بسياري از علماي قائل به ولايت فقيه در‌ پژوهش‌هاي خود در پيش گرفته‌اند، متفاوت است، به اين معنا كه قبل از هر چيز، دقت و جزئي‌‌نگري بسيار بيشتري در آن به كار رفته است و از جمله احصاي ۱۰ مرحله از ولايت فقيه كه دست كم در كتاب‌هاي ديگر به اين شكل انجام نشده است. تفكر درباره اين مسئله از چه مقطع در برنامه‌هاي پژوهشي شما وجود داشته است؟ يعني فقط در آستانه تدوين قانون اساسي درباره مسئله ولايت‌فقيه شروع به تحقيق كرديد يا از زماني كه در نجف بوديد به اين مسئله فكر مي‌كرديد؟
البته در مسئله ولايت‌فقيه سابقه داشتيم. من درشرح اجتهاد و تقليد عروه‌‌الوثقي، ‌بحثي درباره ولايت‌فقيه كرده‌ام. ولايت‌فقيه در بعضي

دیدگاه آیت‌الله‌العظمی خویی در ولایت فقیه، به درستی درک نشده و این هم دلیل دارد. ايشان در مسئله ثبوت هلال، قول حاكم را حجت نمي‌داند و اين براي ايشان اسباب ایجاد ذهنیت شده كه پس لابد ولايت‌فقيه را هم قبول ندارد، ‌چون قول حاكم را در موضوعات خاص حجت نمي‌داند، ولكن ايشان در باب مسئله جهاد، در دو مقام بحث مي‌كند كه نمايانگر ديدگاهشان در باب ولايت فقيه است. يكي اينكه مي‌گويد آيا جهاد در زمان غيبت، واجب است يا واجب نيست؟ پاسخ ايشان مثبت است

از موارد، مورد مناقشه واقع شده، مثلاً در ثبوت هلال كه ممكن است نظريات، مختلف باشند، ولي ثبوت هلال امر گذرايي است و فوقش يكي دو روز است و اثر زيادي در جامعه ندارد. امور سياسي و امور اجتماعي مهم هستند كه بايد هميشه فقيه جامع‌الشرايطي بر آنها نظارت كند كه كم وكيف آن در اين كتاب مطرح شده است.
آنچه هم اينك از آن به ولايت‌فقيه تعبير مي‌شود، اعم از اين امور دهگانه‌اي است كه جنابعالي احصا فرموده‌ايد يا در بعضي از مواردي كه از مصاديق ولايت‌فقيه ذكر مي‌كنند، مناقشه داريد؟ موارد دهگانه‌اي كه شما ذكر كرده‌ايد عبارتند از: ولايت در فتوا، ولايت در قضا، ولايت در اجراي حدود و تعزيرات، ولايت در احراز اطلاعات با لحاظ جوانب شرعي، ولايت در موضوعات يا حجيت حكم حاكم، ولايت تصرف در اموال و نفوس، ولايت به معناي نظارت (اذن)، ‌ولايت به معناي زعامت، ولايت به معناي امامت (احراز زمينه‌هاي معنوي)، ولايت در امور حسبيه. آيا بعضي از اينها با يكديگر متعارف نيستند؟ مثلاً ولايت به معناي امامت به معناي زعامت يا ولايت در امور حسبيه، همه به يك معنا نيستند؟
امور حسبيه به مفهوم امور جزئي است، ‌مثلاً مالي است كه فعلاً مالكي ندارد و ولی نظارت مي‌كند كه مال را در فلان جا خرج كنيد. ولايت امامت به این معناست که بايد ولی يك مقام معنوي داشته باشد كه مقتداي مردم باشد و در عباداتش، در گفتارش و رفتارش جوري باشد كه مردم بگويند وقتی ايشان اين كارها را مي‌كند، ما هم بايد انجام بدهيم.
يعني از جنبه معنوي شأنيت احراز اين جايگاه را داشته باشد.
بله، ‌معناي معنويتي دارد، منظور ما از ولايت امامت، اين معناست. زعامت به معناي رياست كل است. یعنی در اداره تمامي شئون حكومتي حق داشته باشد، او دستور بدهد و همه هم اطاعت كنند. اینها مفاهيمي هستند كه با همديگر فرق دارند. جنبه زعامت با امامت فرق دارد. امام يعني مقتدا، يعني پيشوا، يعني کسی در عمل و رفتار جوري باشد كه من بگويم رهبر ما به اين خوبي، به اين پاكيزگي است، خب من هم همين كار را مي‌كنم. ائمه معصومين(ع) امام بودند، والايعني چه كه امام بودند؟
شما منظورتان طهارت معنوي و دروني است؟
بله، طهارت معنوي. اين منافات ندارد كه رئيس هم باشد، يعني وقتي دستور داد كه اين كار را بكنيد، ‌همه اطاعت کنند. معناي رياست اين است كه نافذالامر باشيد، والا اگر امام باشد و حرفش را گوش نكنيم، چه فايده‌اي دارد؟ اين مفاهيم هر كدام جداي از ديگري هستند.
در عرف و افواه جامعه، بعضي وقت‌ها اينها مترادف گرفته مي‌شوند.
ما به عرف كار نداريم، بايد ببينيم خودمان چه مي‌گوييم. اينكه ديگران چه تفسيري مي‌كنند، ما مسئولش نيستيم.
فكر كردن به مسئله ولايت‌فقيه، آن هم در فضاي سنتي نجف كه چندان درگير مسائل حكومت و نظام نبودند، خودش مسئله جالبی است. گذشته از اينكه جنابعالی مشهوريد به شاگردي آيت‌الله العظمی خويي و ارتباط علمي با ايشان كه بنابر شهرت به ولايت‌فقيه دست کم به معنای متعارف آن، اعتقاد نداشته است. پاسخ به اين پرسش چيست؟ نظر ايشان را بفرماييد.
متأسفانه دیدگاه ایشان در ولایت فقیه، به درستی درک نشده و این هم دلیل دارد. ايشان در مسئله ثبوت هلال، قول حاكم را حجت نمي‌داند و اين براي ايشان اسباب ایجاد ذهنیت شده كه پس لابد ولايت‌فقيه را هم قبول ندارد، ‌چون قول حاكم را در موضوعات خاص حجت نمي‌داند، ولكن ايشان در باب مسئله جهاد، در دو مقام بحث مي‌كند. يكي اينكه مي‌گويد آيا جهاد در زمان غيبت، واجب است يا واجب نيست؟ يعني اگر ما بتوانيم به محدوده جغرافیایی كفار حمله و كشور آنها را فتح كنيم و اسلام را به آنجا ببريم، واجب است یاخیر؟
جهاد ابتدايي؟
بله، ‌پاسخ ایشان مثبت است، چرا؟ چون اسلام براي اين نيامده كه در يك محدوده خاص باشد. «انا ارسلناك للناس جميعا»، اسلام براي هدایت همه بشر آمده است. ما كه نمي‌خواهيم بشر را اذيت كنيم، مي‌گوييم ما آمده‌ايم شما را مسلمان كنيم، بله، اگر مقاومت كردند، مي‌جنگيم، اگر نه مي‌گوييم هيچ كاري به شما نداريم و راحت باشيد. در این باب مشهور فقها مي‌گويند در زمان غيبت جايز نيست شما سر جاي خودتان بنشينيد و به بلاد کفر كاري نداشته باشيد اما آقاي خويي اين را قبول ندارد. در مقام دوم مي‌پرسد چه كسي فرمانده اين ارتش باشد؟ ارتش اسلام بدون فرمانده كه نمي‌شود. فرمانده هم بايد شخصي باشد كه قولش را بشنوند و وقتي به مردم گفت برويد جهاد، بروند. به قول مرحوم امام خمینی؛ بسيج عمومي. خب! اين را از كسي غير از امام گوش نمي‌كنند، چرا؟ چون مي‌گويند شايد اين آقا اشتباه كرده، شايد بيخود مي‌گويد. بايد يك نفر باشد كه مردم، قولش را قبول كنند و مردم، حرف ايشان را قبول كردند، اما اگر يك سرتيپ و سرلشكري بگويد برويد جهاد، گوش نمي‌دهند. آقاي خويي مي‌گويد: بايد كسي باشد كه «مسموع‌الكلمه» باشد، اگر از صاحب جواهر سؤال كنيد، مي‌گويد فقيه جامع‌الشرايط و من هم مي‌گويم كه فقيه جامع‌الشرايط بايد قيادت اين كار را بكند، منتهي مشورت هم بكند، چون ممكن است گاهي اشتباه کند و حمایت مردم را از دست بدهد، وقتي با مردم مشورت كرد، مردم در اين قسمت با او همراهي مي‌كنند، پس آقاي خويي ولايت‌فقيه را كاملاً قبول دارد و آنهايي كه مي‌گويند ايشان قبول ندارد، به تمام حرف‌هاي ايشان توجه نكرده‌اند. من عین عبارت ایشان را از منهاج الصالحین(۳) برایتان می‌خوانم: ‌«لو قلنا بمشروعيه أصل الجهاد في عصر الغيبه فهل يعتبر فيها إذن الفقيه الجامع للشرائط أو لا؟»: یعنی آیا در این موضوع اذن فقيه جامع‌الشرايط معتبر است؟ «يظهر من صاحب الجواهر- قدس سره- اعتباره بدعوى عموم ولايته بمثل ذلك في زمن الغيبه» نظر صاحب جواهر اين است كه فقيه ولايت عامه دارد. من داخل پرانتز بگویم چه حرف‌هاي بيهوده‌اي است كه بعضی مي‌زنند. كسي كه مي‌گويد ولايت‌فقيه را قبول ندارد، ‌واقعاً مهمل مي‌گويد. كسي مثل صاحب جواهر كه همه شاگرد او هستند، ولايت‌فقيه را قبول دارد، آن وقت يك طلبه مي‌گويد قبول ندارم. تو چه خبر داري عزيز من؟ تو چه مي‌داني چيست و از كجاست؟ به هرحال، ‌آقای خویی در ادامه درباره قول صاحب جواهر داوری می‌کند و می‌فرماید: «و هذا الكلام غير بعيد بالتقريب الآتي». مي‌گويد من اين را قبول دارم و به خودم اضافه مي‌كنم. «و على الفقيه أن يشاور في هذا الأمر المهم أهل الخبره والبصيره»، در این باره فقیه مشورت کند با آنهايي كه خبره و اهل بصيرت هستند و شناخت دارند و مي‌توانند بفهمند دشمن چه نيرويي و چه دستگاهي دارد. خود ما چه نيرويي داريم؟ آيا مي‌توانيم با امريكا‌‌ ‌بجنگيم يا نه؟ قدرت ما نسبت به او چه‌اندازه است؟ اينها يك چيزهايي است كه علم غيب مي‌خواهد و فقيه علم غيب ندارد، پس بايد مشاوراني را دور خود جمع كند و بپرسد آقاي ارتشي! آقاي كذا! تو خبر داري؟ اين بسيار معقول است. خدا به پيغمبر گفته مشورت كن «وَ شَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ» چرا؟ وقتي مشورت كرد، جنگ مردمي مي‌شود. مي‌گويد آقا! با عده‌اي خبره مشورت كرده، خودش هم كه مجتهد است، پس اين حرف درست است و برويم جلو، اما اگر آقا هيچ مشورت نكند و بگويد برويد، مردم مردد مي‌شوند و مي‌گويند نكند برويم و مغلوب شويم و آنها بيايند پدر ما را در بياورند: «ان یشاورأهل الخبره والبصيره من المسلمين حتى يطمئن بأن لدى المسلمين من العده و العدد»، عده يعني اسلحه و ملزومات جنگي، عدد هم يعني شما را افرادشان كافي است. «ما يكفي للغلبه على الكفار الحربيين». آن‌قدر عدد و وسايل داريم كه بتوانيم غالب شويم. و نهایتاً نتیجه می‌گیرند: ‌«و بما أن علميه هذا الأمر المهم في الخارج بحاجه إلى قائد و آمر يرى المسلمين نفوذ أمره عليهم، فلا محاله

آيت‌الله خويي ولايت‌فقيه را در امور عامه مسلمين ضروري مي‌داند و این راهی که ایشان در اثبات مسئله جهاد ابتدایی پیموده‌اند، ‌مشخص است. حال اگر آقاي خويي اين مورد را در جهاد ابتدایی لازم می‌داند، در امور سياسي ديگري كه همين اثرها را داشته باشد، چه؟مثلاً اینکه آيا ما با امريكا‌‌ ‌رابطه داشته باشيم؟ اين هم يك امر عام و مسئله مهمي است. امريكاي لجباز، مغرور و قدرتمند. ما با او چه نوع رابطه‌اي داشته باشيم؟ رابطه نوكري؟ اين مصلحت نيست. پس مصلحت در اين است كه رابطه‌ مان قطع شود. اين را بايد كسي بگويد كه مردم گوش كنند؟ مسلماً فقيه جامع الشرايط

يتعين ذلك في الفقيه الجامع للشرائط، فإنه يتصدى لتنفيذ». ولايت‌فقيه از اين بالاتر؟ «هذا الأمر المهم من باب الحسبه على أساس أن تصدى غيره لذلك يوجب الهرج المرج»، اگر کس ديگري غیر از فقیه متصدی شود، هرج و مرج مي‌شود، يكي مي‌گويد آري، يكي مي‌گويد نه، شلوغ‌كاري مي‌شود و مسئله مي‌ماند. این نشان می‌دهد که آيت‌الله خويي ولايت‌فقيه را در امور عامه مسلمين ضروري مي‌داند و این راهی که ایشان در اثبات مسئله جهاد ابتدایی پیموده‌اند، ‌مشخص است. حال اگر آقاي خويي اين مورد را در جهاد ابتدایی لازم می‌داند، در امور سياسي ديگري كه همين اثرها را داشته باشد، چه؟مثلاً اینکه آيا ما با امريكا‌‌ ‌رابطه داشته باشيم؟ اين هم يك امر عام و مسئله مهمي است. امريكاي لجباز، مغرور و قدرتمند. ما با او چه نوع رابطه‌اي داشته باشيم؟ رابطه نوكري؟ اين مصلحت نيست. پس مصلحت در اين است كه رابطه‌مان قطع شود. اين را بايد كسي بگويد كه مردم گوش كنند، ‌یعنی شرعا مکلف به تمکین از او باشند یا مثلاً اینکه ما با فلان کشور تجارت بكنيم يا نه؟ اين هم يك امر سرنوشت‌ساز است. تجارت با فلان کشور نسبت به تجارت مسلمانان خودمان چه تأثيري مي‌گذارد؟ آيا جور ديگري هست كه بازار خودمان تعطيل مي‌شود يا نه، بازار ما هم راه مي‌افتد و با آنها هم رابطه پيدا مي‌كنيم و از اين قبيل.
نكته‌اي كه مرحوم آيت‌الله خويي فرموده‌اند، ‌آیا تنها در مورد جهاد ابتدايي است يا اشاره‌اي است به قول صاحب جواهر و پذيرش آن در همه موارد؟ يعني آيا اين را به عنوان نمونه پذيرفته‌اند؟
نمونه است. ايشان بحث‌شان در محدوده جهاد است، ولي من قياس مي‌كنم كه همه امور سياسي عامه هم اين حالت را دارد، به جهت اينكه اگر اين كار كه براي مسلمان‌ها سرنوشت‌ساز است، فقيه جامع‌الشرايط با مشورت دخالت كند وقس علي‌هذا امور ديگري كه از اين قبيل است، ارتباطات، تجارت‌ها، باز به طور‌ كلي...
اين قياس نظر حضرتعالي است يا نظر آيت‌الله خويي است. فقط در اين مورد نظر صاحب جواهر را پذيرفته يا بر اساس اين قياس ساير موارد را هم پذيرفته‌اند؟
در اينجا تصريحي ندارد، ولي قاعدتاً بايد همين باشد. چون در فقه با شناختن مبانی فقها، ‌می‌توان نظر آنها را در همه موارد به دست آورد. مهم شناخت مبنا و شکل مواجهه آنها با مسائل است.
نمي‌تواند فقط يكي را پذيرفته باشد و در مورد بقيه سكوت كرده باشد.
اگر قبول نكرده باشد، معنا ندارد، بالاخره درباب ملاك مي‌گويند «منصوص العله». هر شيئي اگر علتش منصوص باشد، به ديگري هم تجاوز مي‌كند. مثلاً مي‌گويد آقا! ليموترش نخور. چرا؟ چون ترش است و تو هم سرما خوردي. آن وقت سركه هم نبايد بخوري، چون آن هم ترش است. علت وقتي معلوم شد، حکم روي چيزهاي ديگر هم مي‌رود. اين هم از باب «منصوص العله» بودن است، يعني اگر صلاح مسلمان‌ها مدافعه فقيه جامع‌الشرايط باشد، در امور سرنوشت‌ساز ديگر هم، ‌حکم از اين قبيل است.
شما نظر آقاي خويي را صرفاً از آثار ايشان به دست آورديد يا خودتان هم در زماني كه ايشان در اين موارد حرف‌هايي داشتند، با ايشان صحبت كرديد؟
در اين قسمت از نزديك نشنيدم، چون در آن دوره اينجا بودم، وقتي هم كه ايشان منهاج را هم منتشر کردند، در ايران بودم.
پس جنابعالی از سابقون شاگردان ایشان بوده‌ايد.
بله، من كتاب شرح عروه را حدود ۵۰ سال پيش نوشته‌ام، ولي تأليف ايشان يعني منهاج بعد از آن است.
نگارش كتاب «حاكميت در اسلام» چه بازتاب‌هايي داشت؟ وقتي چاپ شد، چه ديديد و چه شنيديد و از بازتاب‌هاي آن در محافل علمي و بين علما چه خاطراتي داريد؟
تعريفش را شنيدم. حتي شنيدم كه در دانشگاه تهران، اساتيد، دانشجويان را به مطالعه اين كتاب، ‌ارجاع می‌دهند. در حوزه هم بازتاب‌های مناسبی داشته و انتشارات جامعه مدرسین هم چند بار آن را تجدید طبع کرده است.
اخيراً بنا نداشته یا ندارید تا اضافاتي بر آن بيفزاييد؟
مجالش را ندارم و به كارهاي ديگر مشغولم، اين کتاب به همين شكل كافي است.
تا به حال چند بار چاپ شده است.
ناشر اولش يادم نيست، ‌اماچاپ‌های بعد را جامعه مدرسين انجام داد. عربي آن هم در قم از سوی مؤسسه مجمع‌الفكر چاپ شد. فعلاً هم دارد در بيروت چاپ مي‌شود.
اهمیت این کتاب در بسط و تحقیق گسترده آن است. كتاب حضرت امام تقریباً موجز و مختصر است، اما كتاب شما مفصل است. آيت‌الله منتظري هم خيلي در اصل موضوع درنگ نکرده و بيشتر در فروعات است.
آقای منتظری که ولايت‌فقيه را خيلي توسعه داده و مي‌گويد در تمام كارها بايد مداخله كند عجيب و غريب است.
اوايل اين‌طور بود، اين اواخر حرف‌هايش را يكي‌يكي پس مي‌گرفت. بگذریم، حضرتعالی كتاب ديگري هم داريد به عنوان «شريعت و حكومت» كه جواب آقای دکتر مهدي حائري را داده بوديد. داستان آن كتاب چيست؟
وقتي ايشان «شريعت و حكومت» را نوشت، نگاه كردم و ديدم انصافاً مقداری بي‌لطفي كرده، رأي مرا هم خواستند كه جواب بده و من نوشتم. ايشان - خدا رحمتش كند- نظرش اين است كه فقها نمي‌توانند اين كارها را بكنند، چون سرگرم مسائل علمي هستند و در سياست وارد نيستند و لذا صلاحيت ندارند كه اينها كشوري را رهبري كنند و براي كشور يك آدم قدرتمند قويِ لازم است.
از همه جوانب؟
ما جواب ایشان را داديم كه مولانا: ما نگفتيم همه، در هر صنفي همه جور هست. مگر الان در بین کلاهی‌ها چند نفر براي رياست جمهوري مي‌توانند كانديدا شوند؟ آیا همه كشور قابليت دارند رئيس‌جمهور شوند؟ ما كه نگفتيم همه علما رئيس شوند و رهبري كنند، آن كسي كه لايق است و توان و فهم آن را دارد. اين كار هم فهم علمي مي‌خواهد و هم فهم سياسي. انصافاً الان وقتي آقاي خامنه‌اي صحبت مي‌كنند، حرف‌هايشان خيلي متين و خوب است، يعني وقتی كه در سياست وارد مي‌شوند، مطالب پسنديده و درستی مي‌گويند. اين‌جور آدم كم است، ولي خدا بخواهد پيدا مي‌شود. نمي‌شود كه به‌طور كلي مأيوس شد.
بالاخره در اين حوزه به اين بزرگي، افرادي پيدا مي‌شوند؟
هميشه همين‌طور بوده، مثل مراجع. چند تا مرجع داريم، پنج شش تا يا فوقش ۱۰ تا. همه كه مرجع نمي‌شوند. اين اشكال نيست كه ما نداريم، خير، داريم، چرا نداريم؟
بعضي‌ها هم مثل شما نمي‌خواهند مرجع شوند.
آنهايي هم كه نمي‌خواهند، نخواهند و بروند كنار. یک چیز را به شما بگویم برادر! مرجعيت مسئوليت دارد. مسئوليتش هم مسئوليت سنگيني است و الحمدلله به حد كفايت هم هست. حالا ما چرا بيخود برويم مشكلي را به گردن بگيريم. مسئوليت گرفتن پول دارد، مسئوليت دادن پول دارد. آدم از كي بگيرد؟ چقدر بگيرد؟ به كي بدهد؟ چه‌جور بدهد؟
خوب شد كه حضرتعالی به مشهد آمديد كه طلاب بیشتر بتوانند از شما بهره ببرند.


كسي كه در تهران واقعاً بخواهد درس بخواند، به زحمت مي‌افتد، چون تا به استادش برسد، سه چهار ساعت در راه است. استاد بخواهد سراغ طلاب برود، وقتش گرفته مي‌شود و لذا تهران جاي تحصيل نيست، جاي درس خواندن و درس گفتن نيست. در تهران عده‌اي منزل ما مي‌آمدند، عده‌اي از شاگردان ما هم امام جماعت هستند و منبر مي‌روند، ولي مثل اينجا نبود. اينجا همه خيلي آسان و راحت در مدرسه جمع مي‌شوند و درس مي‌خوانند و هر كس هر درسي كه بخواهد ميسر است.
خدا ان‌شاءالله به شما طول عمر بدهد.
پي‌نوشت‌ها ‌
(۱) قرآن كريم، سوره نساء، آيه ۱۴۱.
(۲) قرآن كريم، سوره آل‌عمران، آيه ۱۵۹.
(۳) «المقام الثاني: أنا لو قلنا بمشروعيه أصل الجهاد في‌ عصر الغيبه فهل يعتبر فيها إذن الفقيه الجامع للشرائط أو لا؟ يظهر من صاحب الجواهر (قدس سره) اعتباره بدعوى عموم ولايته بمثل ذلك في زمن الغيبه و هذا الكلام غير بعيد بالتقريب الآتي و هو أن على الفقيه أن يشاور في هذا الأمر المهم أهل الخبره والبصيره من المسلمين حتى يطمئن بأن لدى المسلمين من العده و العدد ما يكفي للغلبه على الكفار الحربيين و بما أن علميه هذا الأمر المهم في الخارج بحاجه إلى قائد و آمر يرى المسلمين نفوذ أمره عليهم، فلا محاله يتعين ذلك في الفقيه الجامع للشرائط، فإنه يتصدى لتنفيذ هذا الأمر المهم من باب الحسبه على أساس أن تصدى غيره لذلك يوجب الهرج المرج و يؤدي إلى عدم تنفيذه بشكل مطلوب و كامل»، منهاج الصالحين، السيد الخويي، ج ١، الصفحه ٣٦٦.

محمدرضا كائيني |


نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390| در ساعت 11:1 |
 

بیچاره‌ فرهادی؛حتی‌ اپوزیسیون‌ هم‌ جایزه‌اش را باور ندارد

بیچاره‌ فرهادی؛حتی‌ اپوزیسیون‌ هم‌ جایزه‌اش را باور ندارد

http://www.2rnaz.com/khabar/50_871129_l600601.jpgآيا اپوزيسيون درباره جايزه گلدن گلوب به فيلم اصغر فرهادي جوگير نشده است؟

پايگاه اينترنتي خودنويس با طرح اين پرسش و ابراز تعجب از ذوق زدگي غيرعادي رسانه هاي ضد انقلاب نوشت: حالا همه در شبكه مجازي خوشحالند. من هم خوشحالم براي اين جايزه، اما نمي فهميم چرا نقد رفتار جوگيرانه ممنوع است. هر روز ما در انتظار اين هستيم كه كسي پيدا شود تا بتوانيم هيجان خفته خود را بر سرش خالي كنيم. واقعا هم تفاوت نمي كند كه اين آدم چه كسي است. يك روز استيو جابز است يك روز فرهادي. يك بار جواد اطاعت است يك بار دكتر معين. اما اگر كمي هم به آن طرف نگاه كنيم بد نيست. اين فيلم نماينده همان دولتي است كه خانه سينما را مي بندد. اين فيلم را همان كسي در ايران پخش كرده كه «اخراجي ها» را. حالا چه دليلي دارد كه اپوزيسيون بشود؟
نويسنده اضافه مي كند: فيلم جدايي نادر از سيمين نه نماينده سينماي مستقل است و نه بهترين فيلمي كه مي توانست به اينجا برسد. عوامل بسياري در موفقيت آن سهيم بوده اند. شرايط سياسي امروز ايران و لابي حرفه اي فرهادي با داوران آمريكايي. براي همين هم تاكنون مهرجويي و كيارستمي به آن نزديك هم نشدند. من نه با فرهادي پدركشتگي دارم و نه با سينما اما عجيب مي ترسم از اين موج سازي هاي بي منطق و مي ترسم پشت اين جوسازي اتفاقي برايمان بيفتد. احتمالا فردا هم براي موضوع ديگري جوگير مي شويم.
يادآور مي شود گروه هاي اپوزيسيون طي يك سال گذشته- پس از شكست فتنه سبز- در سرخوردگي محض به سر برده اند و به همين دليل نيز محافل خارجي حامي اين جريان با لطايف الحيل سعي مي كند به طيف اپوزيسيون روحيه بدهد. ناتوي فرهنگي در پوشش فرهنگ و هنر، بخشي از كارهاي برزمين مانده سرويس هاي اطلاعاتي غرب را به دوش مي كشد.

نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390| در ساعت 10:57 |
 

جاسبـــــــــی رفــــــــــــت

http://www.bibaknews.com/files/fa/news/1390/10/28/14444_936.jpgدر جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی برای بررسی تأیید ریاست فرهاد دانشجو در دانشگاه آزاد که بعد از ظهر امروز و به ریاست محمود احمدی‌نژاد رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی در نهاد ریاست جمهوری برگزار شد، فرهاد دانشجو با رأی اکثریت اعضای این شورا به عنوان رئیس دانشگاه آزاد انتخاب شد.



 فرهاد دانشجو در دومین جلسه هیئت امنای دانشگاه آزاد که روز چهارشنبه 21 دی در دفتر هیئت امنای دانشگاه آزاد برگزار شد، با رأی اکثریت اعضای این هیئت به عنوان رئیس پیشنهادی دانشگاه آزاد انتخاب شده و به شورای عالی انقلاب فرهنگی معرفی شده بود.


در جلسه اخیر هیئت امنای دانشگاه آزاد تصمیم نهایی و قطعی گرفته شده بود که از 9 نفر حاضر 5 نفر رای خود را به جناب آقای دکتر فرهاد دانشجو دادند و با اکثریت آراء ایشان به عنوان گزینه اصلی ریاست دانشگاه آزاد به شورای عالی انقلاب فرهنگی معرفی شد.

 



نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390| در ساعت 10:48 |
 

بی رغبتی طلاب حوزه برای دیدار با آقای‌هاشمی رفسنجانی
بی رغبتی طلاب حوزه برای دیدار با آقای‌هاشمی رفسنجانی
چندی است که برخی از چهره های معلوم الحال حوزه ها با تدارک دیدن دیدار های مستمری با حجت الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی، در زمان های مختلف شرایط را برای حضور سیاسی و بیان سخنان ایشان در رسانه ها فراهم می نمایند. بر همین اساس یکی از اعضای مجمع غیرقانونی محققین و مدرسین حوزه به نام (ص ق) که از رابطین دفتر آقای هاشمی رفسنجانی با این مجمع در روزهای گذشته پیگیر ثبت نام و جمع آوری تعدادی از روحانیون برای دیدار با آقای هاشمی می باشد.


چندی است که برخی از چهره های معلوم الحال حوزه ها با تدارک دیدن دیدار های مستمری با حجت الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی، در زمان های مختلف شرایط را برای حضور سیاسی و بیان سخنان ایشان در رسانه ها فراهم می نمایند.

بر همین اساس یکی از اعضای مجمع غیرقانونی محققین و مدرسین حوزه علمیه قم به نام (ص ق) که از رابطین دفتر آقای هاشمی رفسنجانی با این مجمع و همچنین دفتر حفظ و نشر آثار امام(ره) در قم است در روزهای گذشته پیگیر ثبت نام و جمع آوری تعدادی از روحانیون برای دیدار با آقای هاشمی رفسنجانی می باشد.


این روحانی عضو مجمع غیرقانونی محققین و مدرسین که در فتنه سال 88 نیز همانند سایر اعضای این مجمع همکاری بسیار خوبی را با اغتشاشگران و ضد انقلاب در دادن بیانیه و حمایت از سران فتنه و اغتشاشات خیابانی داشته است در ثبت نام طلاب حوزه برای دیدار چند روز آینده با آقای هاشمی رفسنجانی دچار مشکل شده است.

این عدم اقبال طلاب حوزه های علمیه برای دیدار با حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی به حدی رسیده است که آقای (ص ق) دست به دامن هر طلبه ای برای به حد نساب رساندن این جلسه شده  و با حضور هر روحانی در این جلسه موافقت می کند.

و این در حالی است که علت این دیدار را می توان در تغییر رئیس دانشگاه آزاد اسلامی جستجو نمود، تغییری که برای آقای هاشمی و یارانش بسیار سنگین تمام شده به طوری که پس از برگزاری جلسه هفته گذشته هیئت امنای دانشگاه آزاد و رأی مکتوب 5 عضو از 9 عضو هیئت امنا به فرهاد دانشجو، و جرزنی های دبیرخانه هیئت امنای دانشگاه آزاد به ریاست یاسر هاشمی با بیانیه اخیرشان آغاز شد.

لذا تیم رسانه ای حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی از فرصت دیدار با جمعی از طلاب ( اعضای مجمع غیرقانوی محققین حوزه و برخی از طلاب حاضر در فتنه 88) می خواهد برای تنفس مصنوعی دیگر به ریاست عبدالله جاسبی و مخالفت با فرهاد دانشجو استفاده نماید و بار دیگر از طریق این دیدار حضور خود را در رسانه ها پر رنگ تر نماید.

اخبار رسیده حاکی از آن است که تعداد طلاب برای حضور در این جلسه هنوز به حد نساب نرسیده است و برگزاری این جلسه منوط به کامل شدن دیدار کنندگان با آقای هاشمی رفسنجانی می باشد که قرار است که جلسه مذکور در این هفته در دفتر آقای هاشمی رفسنجانی برگزار گردد.

لازم به ذکر است که تمامی دیدار های گذشته حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی با طلاب حوزه که با نام جمعی از اساتید حوزه برگزار شده با حضور روحانیون حاضر در مجمع غیرقانونی محققین و همچنین برخی از اعضای دفتر حفظ و نشر آثار حضرت امام(ره) و تعدادی از اعضای بیت مرحوم منتظری و ... تشکیل گردیده است.



نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |سه شنبه بیست و هفتم دی 1390| در ساعت 19:52 |
 

عکس: "جدایی نادر از سیمین" و قندی که در دل سایت‌های ضداسلامی آب شد

سایت ضددین "بالاترین"، هدر بالای صفحه اصلی خود را به برنده شدن جایزه گلدن گلوب توسط فیلم اصغر فرهادی اختصاص داد.



نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |سه شنبه بیست و هفتم دی 1390| در ساعت 19:52 |
 

چه کسی سرهنگ را کشت؟ جواب: چادر ثریا!
آقاي ضرغامي و دارابي خجالت نكشيديد چادر را آلت قتاله كرديد/
چه کسی سرهنگ را کشت؟ جواب: چادر ثریا!

هنگامی که نخستین قسمت سریال «تاثریا» با آن آیه‌ی ابتدای تیتراژش از تلویزیون پخش شد، فکر می‌کردیم که بعد از شاهکار «وضعیت سفید»، انتظار ما برای دیدن یک سریال خوش مضمون و خوش فرم طولانی نمی‌شود و «تا ثریا» به علت پرداختن به یک موضوع مبتلا به جامعه و یک دغدغه‌ی قرآنی -یعنی رباـ سریالی خواهد شد به یاد ماندنی.

حضور سیروس مقدم در مقام کارگردانی این سریال هم امیدوارترمان می‌کرد به اینکه شاید موفقیت سریال «پایتخت» دوباره تکرار شود و بسیاری از کدورت‌های اخیر بین قشر مذهبی و رسانه‌ی ملی مرتفع شود؛ کدورت‌هایی که به دلیل ضعف مفرط رسانه‌ی ملی در جریان وقایع فتنه‌ی 88 کلید خورد و با پخش سریال‌هایی همچون «ساختمان پزشکان» و دفاع جانانه‌ی معاون سیما از آن بیشتر و بیشتر شد.

سریال که شروع شد، تمرکز قسمت‌های اول بر روی موضوع ربا و مال شبهه‌دار نشان می‌داد که ظاهراً حدس‎مان غلط نیست و قرار است به جای دیدن فیلم‌فارسی‌هایی همچون خیانت یک مرد ایرانی به زنش و بعد فلج شدن او به سبک سریال کلید اسرار(!) و یا حکایت نخ‌نما شده‌ی دوستی چندین ساله‌ی دو دوست قدیمی که بر سر هیچ و پوچ به دشمنی تبدیل می‌شود و موضوعات بی‌خاصیت دیگری از این دست، با یک سوژه‌ی جدید، با رنگ و بوی مذهبی و از جنس دغدغه های مردم روبرو شویم.

اگرچه در همان قسمت‌های اول و در اوج خوش‌بینی، نحوه‌ی تصویربرداری کار برای‎مان سوال بود و اینکه چرا کارگردان تا این حد بر زشت و ترسناک جلوه دادن کاراکتر اصلی از طریق گرفتن کلوزآپ‌های متعدد و حتی اکستریم کلوزآپ‌های غیرمرسوم اصرار دارد. در کنار آن، رو گرفتن‌های افراطی و نحوه‌ی عجیب چادر سر کردن کاراکتر «ثریا» هم با علم به اینکه او در قسمت‌های بعدی قرار است بلغزد، مشکوک‌مان می‌کرد.

کمی که کار جلو رفت، سوال‌های‌مان در مورد برخی ریز داستان‌های فرعی سریال بیشتر شد. اینکه برادر شوهر ثریا با وجود اینکه تقریباً شخصیتی منفی دارد و در زمان مرگ برادرش آشکارا با خواستگاری زودهنگامش از ثریا بی‌حیایی کرده است، چرا همیشه تسبیح به دست می‌گیرد؟ اینکه قرار است از رابطه‌ی ثریا و سرهنگ چه چیزی عايد بیننده شود؟ و در کنار این سوال‌ها، مسئله‌ی رابطه‌ی پویا -پسر ثریا- با دختر همکلاسی‌اش هم برای‎مان آزاردهنده شده بود. اینکه چرا در یک خانواده‌ی مذهبی کسی از دوستی پسر خانواده با یک دختر نامحرم ناراحت نمی‌شود و یا اگر هم نارحتی و مخالفتی هست، از آن جهت است که این دوستی به درس‌خواندن پویاخان لطمه می‌زند! اما در همین خانواده‌ی مذهبی همه در برابر رسمی شدن این رابطه و بهتر بگویم در برابر شرعی شدن آن موضع می‌گیرند؟ از آنجا که به سیروس مقدم خوش‌بین بودیم و نیز هنوز هم دغدغه‌ی سازندگان سریال را بابت پرداخت به موضوع «ربا» در آشفته بازار سریال‌های بی‌خاصیت مغتنم می‌دانستیم، سکوت کردیم.

اما هنگامی که ثریا با سرهنگ ازدواج کرد و بعد در اثر یک اتفاق او را کشت، راستش را بخواهید دیگر یادمان رفت که این سریال در مورد چه بوده و قرار بوده چه بگوید! بیش از موضوع ربا، ذهن‌مان را این موضوع به خود مشغول کرد که راستی این خانواده‌ی مذهبی دوباره می‌تواند سروشکلی به خود بگیرد؟ آیا با مادری که پنهانی ازدواج کرده و بعد شوهرش را کشته است، می‌توان دوباره مثل قبل سر یک سفره نشست؟ آیا با دامادی چنین حریص (مسعود) می‌توان دوباره روابط خانوادگی برقرار کرد؟ اما از سوی دیگر قسمت خوش‎بین‌ ذهن‎مان مدام یادآوری می‌کرد که این اتفاقات به شدت تلخ، حاصل همین گرفتن رباست و اتفاقاً نویسنده پازل خوبی را برای عبرت مخاطب طراحی کرده است.

بعد ازفکر کردن به این موضوع، اگرچه کمی قانع شده بوديم، اما هنوز چند سوال بی‌جواب داشتيم. اول اینکه اگر ورود به مقوله‌ی ربا تا این حد می‌تواند خطرناک باشد، پس چرا خانواده‌ی «آقا رضا» که تا گردن در این لجن‎زار ربا فرو رفته‌اند، سهم‌شان از مجازات‌ها کمتر از «ثریا» است؟ چرا مثلاً زن آقا رضا که با زیاده‌خواهی‌هایش ظاهراً عامل اصلی رو آوردن همسرش به نزول‌خواری بوده است، مثل ثریا تنبیه نمی‌شود؟ چرا دوربین فقط با ثریا نامهربان است و در مورد آقا رضا و همسرش قرار نیست چهره‌ی ترسناک و یا حداقل زشتی ترسیم شود؟ راستی چرا بقیه‌ی طلب‌کاران آقا رضا مثل «ثریا» بی‌آبرو و قاتل نشده‌اند؟ مگر «ثریا» بر خلاف بقیه، ابتدا راضی به مشارکت به‎جای ربا نشد؟ پس چرا بیش از دیگرانی که از همان ابتدا ربا را برگزیدند، مورد مجازات قرار گرفت؟

اگرچه اصلاً این منطق را که «گناه» آن هم از نوع «کبیره» به این دلیل بد است که زندگی دنیایی آدم را خراب می‌کند، قبول نداشتیم و این را در زمره‌ی نگاه برده‌وار به دین می‌دانستیم که از ترس آثار گناه، انسان را به رعایت حریم‌های الهی وا می‌دارد (چنان که از امام حسین در مورد سه نوع دینداری روایت شده است)، اما باز هم به همین منطق غلط راضی بودیم تا این بلاهایی را که سر ثریا آمده، توجیه کنیم و به ربا ربط دهیم اما ته دلمان هنوز قانع نشده و هم چنان مشکوک بودیم، چرا که سوال‌هایی مثل سوال های بالا بود که جوابی برایش نداشتیم و از طرفی فکر می‌کردیم چرا گناهی که معادل دشمنی با خداست، در رسانه‌ی ملی به گناهی که فقط زندگی را ویران می‌کند، تقلیل یافته است؟ و بعد به ذهن‎مان می‌رسید که اگر در چنین شرایطی ثریا از ارتکاب به ربا پشیمان شود، کار شاقی کرده است؟ خب هر کس دیگری هم بود، با دیدن این آثار زشت گناه پشیمان می‌شد! اما آیا دین خدا به همین آسانی است؟ یعنی با این منطق که هر کس به سراغ ربا برود، دنیایش تا این حد خراب می‌شود، می‌توان مردم را از نزدیک شدن به این محاربه‌ی الهی بر حذر داشت؟ یعنی مردم نمونه‌ای از انسان‌هایی که با ربا زندگی می‌گذرانند و اتفاقاً در ظاهر زندگی خوبی هم دارند و قتلی هم مرتکب نشده‌اند، سراغ ندارند؟ و آیا بهتر نبود آثار باورپذیر دیگری برای ربا همچون سقوط معنوی و خراب شدن نسل‌ها مد نظر قرار گیرد تا ارتکاب قتل؟ تا شاید مردم بیشتر هم‌ذات پنداری کنند؟

اما شب گذشته (دوشنبه) ماجرا برای‎مان فرق کرد، اگرچه تا همین قسمت قبلی از اینکه چطور یک زن مذهبی به بدترین وجه جلوی مخاطب خرد و بی‌آبرو می‌شود، حرص می‌خوردیم ولی با این وجود، همه چیز را به دلیل خوش‌بینی به آثار ربا ربط می‌دادیم. اما دیشب متوجه شدیم که نه! انگار چادر ثریاست که برای او عامل دردسر شده است نه ربا! چرا که اگر چادر ثریا نبود و زیر پای سرهنگ گیر نمی‌کرد، سرهنگ هم نمی‌مرد و این همه دردسر به وجود نمی‌آمد و فقط ثریا می‌ماند و یک ازدواجی که فاش شدنش هم خیلی ترسناک نبوده است و البته مقداری مشکل اقتصادی! و انگار فرق ثریا با بقیه عاملین ربا، در همین چادر است و لاغیر!

راستی نویسنده‌ی سریال چرا در صحنه‌ی تشریح قتل توسط ثریا، پای چادر او را وسط کشید؟ چرا ثریا که قرار است در این سریال نماد یک زن نگون‌بخت باشد، نیمی از صورتش را زیر چادر پنهان می‌کند و ادای سوپر مذهبی‌ها را در می‌آورد؟ آیا این نوع حجاب، با نحوه‌ی زندگی او و فرزندانش متناسب است؟ این نماهای غیر عادی از صورت ثریا به چه معناست؟ چرا نویسنده ماجرای ازدواج «پویا» و مخالفت ثریا با آن را در تقابل با ازدواج پنهانی ثریا قرار داده است؟ برای آنکه یک مادر مذهبی را به دلیل تناقض در گفتار و عملش جلوی چشم میلیون‌ها نفر از مخاطبین و در برابر فرزند جوانش لجن‌مال کند؟ تأثیر این سریال بر نوع نگاه جوانان به مادر خود چیست؟ آیا مسائلی از این دست، در قسمت‌های اخیر به جای مسئله‌ی ربا، به محوریت کار تبدیل نشده تا آنجا که اصلاً ماجرای مال شبهه‌ناک به فراموشی سپرده شده است؟ آیا اصلاً این مسائل در صداوسیما مورد توجه قرار می‌گیرد یا آنکه به بهانه‌ی توجه به موضوع ربا، می‌توان هر بلایی بر سر یک زن چادری محجبه آورد تا جایی که او به یک شخصیت ترحم برانگیز بیچاره تبدیل شود؟

حالا می‌توان با صراحت اعلام کرد که «ربا» در این سریال موضوع اصلی نیست و خود ثریاست که برای نویسنده جذابیت دارد. به همین خاطر او برای حفظ اصول دراماتیک، هر بلایی را که می‌خواهد سر ثریا آوار می‌کند و اصلاً به تاثیرات آن توجهی ندارد. و این نه مختص این سریال که به یک روال در صداوسیما تبدیل شده است. به سریال‌های اخیر صداوسیما دقت کنید. در «شیدایی» تمام اتفاقات بد بر سر خانواده‌ی «حاج آقا سپاهان» -به عنوان یک فرد مذهبی- تلنبار شده است. لیلا -دختر چادری همین سریال- در هر دو ازدواجش شکست خورده تا جایی که با وجود خیانت همسر دومش، خجالت می‌کشد برای دومین بار سرشکسته به خانه‌ی پدری بازگردد و به همین دلیل پای همسر دروغ‎گویش می‌ایستد! راستی شما باشید از چادری بودن زده نمی‌شوید؟ نه! ظاهراً هرکه در این بزم مقرب‌تر است، جام بلا بیشترش می دهند!

در «فرات» بین دو شخصیت به شدت مذهبی کدورت بی‌موردی ایجاد می‌شود و دو دوست قدیمی به جان هم می‌افتند؛ تا جایی که یکی از آنها که بر روی مسجد رفتن و خرج دادن او تأکید زیادی می‌شود، به بی‌منطق ترین و کینه‌ای‌ترین آدم زمین تبدیل می‌شود! کمی عقب‌تر، در سریال‌های ماه مبارک رمضان، خانواده‌ی «حاج بابا» در سریال «سقوط یک فرشته» چنان از هم می‌پاشد که فقط با یک پایان هندی می‌توان آنها را دوباره دور هم جمع کرد! که البته همین اتفاق هم می‌افتد. استدلال همه‌ی این اتفاقات هم این است که اگر سقوط یک فرد مذهبی را نشان دهیم، بیشتر تأثیر دارد تا نمایش لغزیدن یک غیر مذهبی. البته راست می‌گویند، اما اصلاً به این فکر می‌کنند که چرا این طور است؟ برای آنکه مذهبی‌های راستین به دلیل داشتن قدرت ایمان، کمتر و سخت‌تر به گناه تن می‌دهند و از این رو وقتی یکی از آنها از لحاظ معنوی سقوط می‌کند، نتیجه می‌گیریم که کید شیطان و نفس انسان تا چه حد فریبنده و آدمی تا چه میزان در معرض لغزیدن است. اما اگر قرار باشد هر روز و هر شب طی یک سریال، این خانواده‌های مذهبی کلکسیونی از گناه را ردیف کنند، دیگر چگونه می‌توان این مهارت شیطان و قدرت نفس اماره و جایگاه متزلزل انسان را نشان داد؟ آیا نمایش مدام سقوط یک خانواده‌ی مذهبی و فروپاشی آن در سریال‌های متعدد، تاثیرات بدی بر روی ذهن بیننده ندارد؟

نمی‌خواهیم بگوییم سیروس مقدم و یا سعید فرهادی (نویسنده‎ی سریال) عنادی با مذهب دارند. نه! هدف‎مان این نیست. بلکه می‌خواهیم در مورد برخی از انحرافاتی که ناخواسته اما به صورت پرتکرار در سریال‌ها رخ می‌دهد و کم کم می‌رود که به یک جریان تبدیل شود، هشدار دهیم و نظارت طلب کنیم. آیا توقع زیادی است؟

و در پایان یک دغدغه‌ی جدی! آقای ضرغامی! آقای دارابی! نگرانیم شکاف بین صداوسیما و مردمی که به چادر، به ریش تیغ نخورده، به شرعی شدن روابط دختر و پسر، به خانواده، به مفهوم مادر و به امثال آن تعصب دارند، به زودی به دره‌ای تبدیل شود. آیا شما نگران این موضوع نیستید؟ آیا از این سریال هم به خاطر توهین به چادر تقدیر خواهید کرد؟ آيا شما كه خودتان خانواده‌هاي محجبه‌اي داريد، از اينكه در پر مخاطب‌ترين برنامه‌ي مجموعه‌ي تحت امر شما، اين‌طور حجاب برتر به لجن كشيده شد، خجالت نكشيديد؟ آيا مدعي العموم كه به‌درستي با ويژه‌نامه موهن روزنامه ايران (خاتون) برخورد كرد، با خاتون صداوسيماي ضرغامي هم برخورد خواهد كرد؟ راستی آقاي دارابي کی مراسم تقدیر از «تا ثریا» را برگزار خواهد كرد؟



نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |سه شنبه بیست و هفتم دی 1390| در ساعت 19:20 |
 

بنياد باران خاتمي ستاد انتخابات اصلاح‌طلبان

بنياد باران خاتمي ستاد انتخابات اصلاح‌طلبان

alt


در اين جلسه كه دربنياد باران تشكيل شده بود، به نامزدهاي مورد نظر تأكيد شده است كه با چراغ خاموش وارد عرصه رقابت‌ انتخابات شوند. تحركات انتخاباتي بنياد تحت مديريت آقاي خاتمي در حالي صورت مي‌گيرد كه آنها ضمن شرط‌گذاري براي نظام،‌ هرگونه مشاركت اصلاح‌طلبان در انتخابات را به پذيرفتن شرايط آنها از سوي نظام موكول كرده بودند. شرايطي كه هرگز از سوي مسئولان نظام مورد اعتنا قرار نگرفت.

 



نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |سه شنبه بیست و هفتم دی 1390| در ساعت 12:13 |
 

اصغر فرهادی اول از همه با بی بی سی مصاحبه کرد + عکس

اصغر فرهادی اول از همه با بی بی سی مصاحبه کرد + عکس

altبه نظر می رسید او خود را مدیون بی بی سی می دانست و علت این احساس دین به زمانی می رسید که فیلم جدایی نادر از سیمین برنده جایزه شبکه بی بی سی شد.

فیلم ایرانی "جدایی نادر از سیمین" روز گذشته برنده بهترین فیلم خارجی "گلدن گلوب" شد. اما وقتی که زمان مصاحبه کارگردانش رسید، ترجیح داد رسانه شایعه پراکنی چون " بی بی سی " به جای هر رسانه ای از کشورش اولین مصاحبه کننده با وی باشد. به نظر می رسید او خود را مدیون بی بی سی می دانست و علت این احساس دین به زمانی می رسید که  فیلم جدایی نادر از سیمین برنده جایزه شبکه بی بی سی شد، اما اصغر فرهادی نتوانست در مراسم اهدای جوایز که در لندن برگزار شد شرکت کند و سرمایه گذار فیلم شامگاه پنجشنبه، ۱۸ نوامبر، در حالی که این جایزه را دریافت می کرد، خوشحالی اصغر فرهادی از دریافت این جایزه از بی بی سی را در مراسم اعلام کند.

alt

به گزارش باشگاه خبرنگاران، بهمن کلباسی خبرنگار بی بی سی حاضر در لس آنجلس، هم او که چندی پیش در مصاحبه با جواد لاریجانی از وی رانده شده بود، این بار اما اصغر فرهادی را در راهرو سالن مراسم یافته بود، ملتمسانه و هیجان زده از او پرسید : "چه احساسی دارید ؟" و او شادمانی خودش را به بی بی سی ابراز کرد و گفت:" بسیار بسیار خوشحال است." خبرنگار پرسید: تحلیلتان از موفقیت فیلم چه بود؟ او گفت:" خیلی سخت می تواند به این سوال پاسخ دهد، اما حدسش بر این است که این بخاطر احساسات مشترک میان آدمها در مکانهای مختلف دنیا باشد . "

سوالات خبرنگار پایان یافت و اما سوالی که ماند در ذهنمان این بود که فرهادی چرا قبل از همه رسانه های کشورش ترجیح داد با رسانه ای مصاحبه کند که بارها خیانتش را به مردم ایران اسلامی به اثبات رسانده است و آیا این رفتار می توانست شایسته نماینده مردم کشورمان در این موقعیت جهانی باشد؟ براستی چه کسی پاسخگوست؟

 



نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |سه شنبه بیست و هفتم دی 1390| در ساعت 11:55 |
 

بالاترین: قلم شریعتمداری به سیاست نظام تبدیل می شود

بالاترین: قلم شریعتمداری به سیاست نظام تبدیل می شود

براي اخبار فردا بايد روزنامه كيهان و براي اخبار گذشته بايد روزنامه شرق را خواند.

altاين مطلب را شبكه اينترنتي بالاترين در مطلبي به قلم يكي از عناصر فراري مقيم لندن منتشر كرد. نويسنده بالاترين با حمله به طيف هاي ضد انقلاب كه سوژه كيهان مي شوند نوشت: براي تشخيص دوغ از دوشاب، شريعتمداري دقيق ترين شاقول است، چون قلمي كه او در دست دارد دقيقا (!) حرف ها و ديكته هاي (آيت الله) خامنه اي را مي نويسد؛ چه زماني كه مي نويسد تنگه هرمز را مي بنديم و فردايش سياست رسمي مي شود، چه زماني كه مي نويسد در خارج از كشور (سران رژيم صهيونيستي) را ترور كنيم و بلافاصله سياست رسمي مي شود و به تأييد سپاه و وزارت اطلاعات مي رسد.

بالاترين بلافاصله افزود: لذا هر شخص و شخصيتي كه از صفحه دوم كيهان سر درآورد- غير از مطالب در پيتي بالاترين- اگر از داخل نظام باشد (مانند علايي) بايد مقدمش را گرامي بداريم و اگر از اپوزيسيون باشد، بايد نسبت به او ترديد كنيم. بنابراين اگر علايي را وارد پروسه خود مي كنيم، اكبر گنجي را مي بريم زير راديكال تا در علت اينكه از سوي برادر حسين، اكبر پونز و اكبر گاف تبديل به اكبر گنجي شده، تأمل كند. طولاني مي شود ولي حيفم مي آيد كه اين طنز تلخ تقي رحماني را نياورم. از او پرسيدند كدام روزنامه ها را مي خوانيد، پاسخ داد براي اخبار فردا كيهان را و براي اخبار گذشته شرق را. 

بالاترين در مطلب ديگري از انتقال جريان فتنه به فضاي مجازي ابراز ناخرسندي كرده و به قلم يكي از همكاران خود نوشت: يك سال است كه دارم از پشت كامپيوتر فرياد مي زنم. ديروز رفتم روي تختم نشستم و سررسيد امسال و پارسال را كه گهگاه خاطراتم را خيلي نامفهوم در صفحاتش مي نوشتم، برداشتم و شروع كردم به يك حساب سرانگشتي، نيازي هم به چرتكه نبود. روزها را شمردم و دستم آمد كه اگر اشتباه نكنم، يكسال است كه دارم از پشت كامپيوتر فرياد مي زنم، دلم براي آن فرياد هاي مردانه و جيغ هاي دخترانه تنگ شده، گفتم كه اگر اشتباه نكنم سيصد و اندي روز مي گذرد. از آن پس هر بار آمديم همه نبوديم. هر بار جمعي از ما بدقولي كرديم و جمعي ديگر را آنچنان كاشتيم كه هنوز كه هنوز است در اوين و هزاردخمه ديگر دارد زير پايشان علف سبز مي شود، علف كه چه عرض كنم حتما تا به حال درختي تنومند قد كشيده است. كم نبوده است يك سال.

در اين يك سال يك نوزاد مي تواند حرف بزند، بگويد دده، بابا، جيزه، مي تواند چهار دست و پا شود.
دلم مي خواهد باز فرياد بزنم، نه از پشت كامپيوتر و كيبورد و يك كليك چپ، تا برود به عرصه مجازي. چه بي معرفتيم. 

همكار سوم بالاترين در نوشته از سر افسردگي به شوراي هماهنگي سبز تاخته و نوشته است: بالاخره شوراي هماهنگي كي و چگونه تشكيل مي شود. هر سال مي گوييم امسال سال پايان رژيم است اما افسوس كه هيچ وقت اين سال نمي آيد. جنبش همبستگي براي... 

كنگره همبستگي براي آزادي... اتحاد ملي و... نشست همبستگي... سازمان اتحاد براي... به قدري جنبش و سازمان در خارج كشور تشكيل شده، كه هر كدام از ما در سه، چهار تا از آن ها عضو هستيم واقعا تا كي مي خواهيم از اين جور جنبش ها و سازمان ها تشكيل بدهيم؟



نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |سه شنبه بیست و هفتم دی 1390| در ساعت 11:51 |
 

تبریک ربع پهلوی با چاشنی "غلط املایی" به فرهادی+عکس

تبریک ربع پهلوی با چاشنی "غلط املایی" به فرهادی+عکس

altرضا ربع پهلوی که با تمام توان در حال خودنمایی در شبکه های اجتماعی ضد انقلاب است تا بلکه بتواند کمی از حیثیت از دست رفته اش را بازگرداند، بعد از برنده شدن فیلم جدایی نادر از سیمین در جشنواره گولدن گلوب برای آنکه از این میان بتواند برای خود کیسه ای بدوزد اینگونه در جهت تبریک به دست اندرکاران فیلم برآمده است !

alt

رضا ربع پهلوی: "موجب سرافرازی من و هر ایرانی است که هم میهنانمان آقایان اصغر فرهادی و پیمان معادی پس از نایل شدن به دریافت جایزۀ خرس طلایی جشنوارۀ جهانی برلین اکنون موفق به دریافت جایزۀ " گلدن گلوبال " شده و برگ زرین دیگری بر کارنامۀ هنری خود افزوده اند."

اما ایشان بعد از ۳۰ سال در فرنگ زندگی کردن، فراموش کرده اند که واژه صحیح " گلدن گلوب " می باشد!

یکی از کاربران شبکه های اجتماعی در زیر پیام تبریک وی اینگونه پاسخ داده است : " باز این جوجه پهلوی اومد خودش رو نخود آش کرد! از نوشتار غلط «گلوبال» هم معلومه نگاه نمیکرده، فکر کنم سرش بند بوده به توهمات و خیالبافی اش در مورد روزی که شاه میشه و میتونه ایران رو بگیره دستش ... البته این خوابی بیش نیست!"



نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |سه شنبه بیست و هفتم دی 1390| در ساعت 11:38 |
 

حسین کروبی:به ما گفته اند آماده باشید!

حسین کروبی:به ما گفته اند آماده باشید!

فرزند يكي از سران فتنه پروژه طراحي شده و هماهنگ شده با شبكه دروني و بروني فتنه گران را براي احياي مجدد فتنه تائيد كرده و از آغاز قريب الوقوع ماموريت خود سخن به ميان آورده است.

alt

به گزارش«نداي انقلاب» ،پس از آنكه اخباري مبني بر شكل گيري يك شبكه داخلي درارتباط با «اردشير امير ارجمند»،«مجتبي واحدي» و «علي مزروعي» منتشر شد ،حسين كروبي از كليد خوردن اولين اقدام اين شبكه سخن به ميان آورده است.

وي در اين زمينه گفته است،به ما گفته شده كه از ۴۰ تا ۵۰ روز مانده به انتخابات بايد فعال شده و شيب حمله به نظام را تند و راديكال نمائيم.

گفتني است اين اظهارات در حالي صورت مي پذيرد كه پيش از اين اخباري از دستورالعمل غرب خطاب به فتنه گران پرده برداشته بود.

بنا بر گزارش هاي دريافتي محتواي اين دستورالعمل به اين شرح بوده است:انتخابات مجلس ايران بايد به محل چالش امنيتي جديدي براي حكومت تبديل شود.اين انتخابات بايد فرمايشي جلوه داده شده وحضور مردم و مشاركت آنان بايد به حداقل برسد. اين انتخابات نبايد باعث بازسازي نظام شود.

بايد شرايط داخلي خوب رصد شده و از هر عاملي كه منجر به عدم مشاركت مردمي مي شود بهره برداري هاي لازم صورت بگيرد.

گزارش نداي انقلاب حاكي است ،پس از اين پيغام و فعل و انفعالات اخير در حوزه سياسي و بين الملل غربي ها در پيام جديد خود تصريح كرده اند كه طراحي هاي صورت گرفته كه با تركيبي از فشارهاي سياسي- رسانه اي روحيه مردمي در ايران كاهش يابد.

گفته مي شود دراين پيام از عناصر داخلي فتنه خواسته شده است كه سياه نمايي از وضعيت اقتصادي،بزرگ جلوه دادن تحريم ها،حمله به ايران را كه از داخل و خارج انتشار مي يابد پمپماژ كرده و در افكار عمومي ايجاد هراس نمايند. همچنين خسته كردن روحيه مردمي يكي ديگر از راهبردهايي است كه ابلاغ شده است.



نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |سه شنبه بیست و هفتم دی 1390| در ساعت 11:35 |
 

آیا شایسته مقام معلمی هستی؟
خانم میلیشیا بخواند!
آیا شایسته مقام معلمی هستی؟
 
 


سخن در باب معلمی کاریست سهل اما ممتنع، که تنها از عهده اقالیم صدق و وفا برآمده و ننگ دروغ و ریا بر آن وصله ای است ناچسب.
اما معلم کیست و معلمی را چه کسی سزاست؟ آیا معلمی حرفه و شغلی است برای بهره گیری از وجاهت آن در اجتماع، یا عملیست پیامبرگونه در راستای تبیین ولایت مداری و عدالت محوری و حذر از زیاده گویی و فزونی طلبی؟
اگر بنا به پاسخ گویی به سیاق مرسوم منور الفکران وطنی باشد، باید جواب را به ماکس وبر حواله داد. همان که روح سرمایه داری را در کالبد اخلاق پروتستان دمید تا سرمایه داری را پیوندی زند با مسلک مارتین لوتر و بنماید که روح سرمایه داری می باید مشوق نگاهی کاسب کارانه به فعالیت های اجتماعی و حتی عام المنفعه باشد و در این راه چه باک، که نوکیشان پروتستان که نیم نگاهی به آسمان داشتند و دستانی در خاک، وداع ملکوت کنند و رتق و فتق امور خاک را بر آن برتری دهند، معلمی را صنف خود کنند و مرامش را محملی برای ارتزاق.
اما مایی که نه پروتستانیم و نه سرمایه دار، چکارمان با وبر و امثال اوست. به ما آموخته اند که معلمی شغل انبیاست و معلم، نوری است از همان جنس. اگر معلم می آموزد و آموزاند برای این است که عمرش را وقف خدمت به صلاح و سعادت کرده، نه آنکه از این رهگذر در پی کسب منافع و منابعی باشد برای خویشان و یاران و «جانان» خود.
معلم می آموزاند که باید حق را ارج داد و فراتر از آن را نطلبید.
معلم می آموزاند، نه برای اینکه در پس خدمت خود غرض و مرض های آینده اش را پاسخ چاره ای بیابد! او می آموزاند تا بفهماند که سره از ناسره و حق از باطل را چگونه باید تشخیص داد.
او اگر روزگاری درس تاریخ داد و ندانست که سنت الهی بر استمرار حق و اضمحلال باطل و دروغ است، باید بداند که روح حاکم بر تاریخ را ندانسته و خود را مدیون نسلها کرده است.
خانم میلیشیا
معلمی شغلی است پرمشقت اما عزیز و محترم، که اطلاقش به کسانی که حرمت آن را نگه داشته و دامنشان را از ننگ طمع ورزی مصون بدارند، رواست.
حال شما خود بگو که شایسته مقام معلمی هستی؟ شما که چشم بر تخطی آشکار بستگان و خویشان و نزدیکان خود می بندی و همگان را در مقابل خویش تصور می کنی تا ترحمی حقارت آمیز را به خود جلب کنی شایسته مقام معلمی هستی؟
شمایی که اندک سالهای تدریست را وسیله زیاده طلبی و زیاده خواهی های نامعقولت کرده ای، چگونه می توانی معرف شایسته ای برای شناساندن مقام معلمی باشی؟
خانم محتشمی پور
شما برای دانش آموزی که روزگاری شما را امین و محرم خود می دانست، نامه ای پر عتاب و عقاب می نگاری و جزئی ترین درد دل های نوجوانی اش را فاش می گویی و در آخر آرزوی رستگاری می کنی. به راستی که چه پر تناقض و درشت سخن برزبان می رانی و توهماتت چه عجیب لجامت را گیسخته است.
معلم تاریخ دیروز!
آیا ندیدی که ریشه انحرافات و لغزشهای تاریخ در بی عدالتی هاست؟ بی عدالتی هایی که سست بنیان های زمانه را بر آن می دارد تا برای رفاه خویشان خود چشم بر حقیقت حق ببندند و با سفسطه گویی های ملال آور، راه االتقاط را پی بگیرند.
سخن از مجاهدت های سرور زنان دو جهان گفته ای و فراموش کرده ای که آن نفس پاک و منزه، جان گران سنگشان را نه در راه وفا به عهد خویشاوندی، که در راه دفاع از ولایت نثار کرد.
در حالی سخن از پاره تن آخرین فرستاده خداوند گفته ای که ای کاش، قطره ای از حیا آن بانوی الهی بر وجودت می چکید تا بی حیایی را در نوشته های خود به حد اعلی نمی رساندی.
سخن از دخت پیامبر اسلامی گفتی و شرط امانت در تاریخ نگه نداشتی و به قلم عنان گسیخته تند و تیزت که عادت بر یکه تازی و یکه گویی دارد مجال دادی تا راست و دروغ، ریا و خضوع را در هم آمیزی و مدعی «امنیت به تارج رفته» و «آرمان های به غفلت سپرده شده» شوی. غافل از اینکه ما و شما و دانش آموزان دیروزت جملگی شاهد آن بودیم که چگونه فتنه گران امنیت را از این دیار ربودند و مال و جان و ناموس و امنیت مردم را مورد هجمه عصیانگرانه خود قرار دادند. همان تلاطم و غلیانی که شما و همسر «جانت»! گردآورندگان هیزمش بودید.
خانم میلیشیا
در نامه ات سخن از به رخ کشیدن تاریخ گفته ای و ضرورت یادآوری درسهای آن. اما نگفتی که اگر تاریخ آئینه عبرت است چرا برای من و خویشانم نباشد!
گفتید «می توان در خانه شاهان پیامبرگونه و خدایی زیست». اما نگفتید که آیا در خانه منافقان نیز می توان پاک و خدایی بود؟ البته پاسخ، کاملا روشن است زیرا منافقان از کفار و پادشاهان ستمکار تاریخ پست ترند و این وعده ی صاحب عزت و جلالی است که منافقان را در دو دنیا خوار و ذلیل خواهد نمود.
معلم دیروز و خانم میلیشیای امروز!
از «عاقبت ستمگرانی که در زمین خدا فساد می کنند» سخن به میان آورده ای که چه زیبا و به موقع بود این کلام؛ چرا که تاریخ پر است از «وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ» هایی که جز دوزخ خداوند متعال جایگاه نداشته و ندارند.
و در آخر از شما می خواهم تا سوره تبت را با توجه بیشتری تلاوت کنی:بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ/ تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ ﴿۱﴾ /مَا أَغْنَى عَنْهُ مَالُهُ وَمَا كَسَبَ ﴿۲﴾ /سَيَصْلَى نَارًا ذَاتَ لَهَبٍ ﴿۳﴾ / وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ ﴿۴﴾ / فِي جِيدِهَا حَبْلٌ مِّن مَّسَدٍ ﴿۵﴾



نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |دوشنبه بیست و ششم دی 1390| در ساعت 15:14 |
 

قطره درياست اگر با درياست!
کیهان نوشت:
يادداشت امروز را برادر و همكار عزيزم آقاي سعدالله زارعي نوشته بود ولي طي چند روز گذشته بسياري از خوانندگان گرامي در تماس با روزنامه، نظر كيهان را درباره مقاله روز دوشنبه- 19 دي ماه- آقاي حسين علايي در روزنامه اطلاعات جويا شده بودند. پاسخ اوليه ما اين بود كه واكنش نسبت به اينگونه نوشته ها يكي از اصلي ترين اهداف كساني است كه آن را تدارك ديده اند تا از اين طريق يك ماجراي دم دستي و كم اهميت را به موضوع روز تبديل كرده و به فتنه گران تنفس مصنوعي بدهند. از اين روي پرداختن به آن را غيرضروري مي دانستيم، اما بعد از انتشار نامه تعدادي از سرداران محترم سپاه در اعتراض به آقاي حسين علايي و نصيحت همراه با ملامت وي كه از غيرت ديني و انقلابي آن عزيزان حكايت مي كرد، اشاره به نكاتي چند درباره يادداشت آقاي علايي را ضروري تلقي كرديم و در اين وجيزه نگاهي - هرچند گذرا- از زاويه اي ديگر به ماجرا خواهيم داشت. اميد آن كه آقاي حسين علايي در اين نوشته انديشه كند و چنانچه گفتني هاي آن را شنيدني ارزيابي كرد، پاي از بازي بيشتر در ميدان دشمن بيرون بكشد.

1- «بازي با مهره حريف» يا «شكار مهره» يكي از ترفندهاي عمليات رواني است. دشمن در اين ترفند شكار خود را از ميان كساني انتخاب مي كند كه اولا؛ سابقه شناخته شده اي از همراهي با نظام را در كارنامه خويش داشته باشند و ثانيا؛ به هر علت، از جمله ضعف بينش سياسي، آرزوهاي برآورده نشده و امثال آن، با نظام فاصله گرفته باشند. دشمن در اين حالت، از يكسو نقطه ضعف شكار خود را موجه جلوه داده و به تقويت آن مي پردازد. مثلا چنانچه «شكار» مورد نظر به مسئوليت دلخواه خود در نظام دست نيافته باشد، اين توهم را در وي مي دمد كه مسئولان بالادستي نظام حق او را ناديده گرفته و يا پايمال كرده اند! و از اين طريق مي كوشد تا حس انتقامجويي را در شكار خود تحريك كند. و از سوي ديگر، فرد شكار شده را گام به گام به موضع گيري عليه نظام مي كشاند و هريك از اين گام هاي زاويه دار او را به گونه اي -مثلاً از طريق رسانه ها- برملا مي كند تا به تدريج پل هاي پشت سر شكار خود را خراب كرده و راهي براي بازگشت وي باقي نماند. دشمن در اين مرحله، زبان خود را در كام فرد شكار شده مي گذارد و آنچه را كه از زبان و قلم دشمن تابلودار قابل عرضه نيست بر زبان و قلم شكار خود مي نشاند.
2- اكنون بايد ديد كه آقاي حسين علايي يك مهره شكار شده است و يا آنچه در يادداشت موهن خود آورده است، برخاسته از خواست و برداشت خود ايشان است؟ يافتن پاسخ اين سؤال دشوار نيست و براي كشف آن فرمول علمي و تعريف شده اي وجود دارد. با اين توضيح كه؛
الف: اگر اظهارات شخص مورد نظر- در اينجا، آقاي حسين علايي- برخاسته از ديدگاه و نظر خود او باشد، در بستر و چارچوب فرهنگ شناخته شده وي ابراز مي شود، چرا كه فرهنگ نوشتاري يا گفتاري افراد- صرفنظر از محتواي آن- به آساني قابل تغيير نيست و نمي توان اين تغيير فرهنگ را مثلاً به سادگي تهيه يك تابلو و نصب آن به يكي از ديوارهاي اتاق تلقي كرد!
ب: و اما چنانچه فرد مورد نظر با فرهنگي متفاوت از فرهنگ شناخته شده خود سخن بگويد و مخصوصاً هنگامي كه فرهنگ به كار گرفته شده با فرهنگ شناخته شده وي تفاوتي فاحش و در حد تضاد داشته باشد مي توان حدس زد- و البته متأسف نيز بود - كه به عنوان يك مهره از سوي دشمن شكار شده و چه بخواهد و بداند و يا نخواهد و نداند در ميدان دشمن به بازي گرفته شده است.
3- حالا به يادداشت آقاي حسين علايي توجه كنيد؛
«... حكومت شاه به بهانه نداشتن مجوز براي راهپيمايي- 19 دي ماه 56- به طلاب و جوانان در خيابان صفائيه حمله كرد و تعداد 6 نفر از طلاب و معترضين را كشت و عده اي را نيز مجروح كرد... رژيم شاه ظرف يك سال بيش از 2 هزار نفر از مردم معترض در خيابان هاي شهرهاي مختلف را كشت ولي هر چه بر كشته هاي خياباني افزوده مي شد...»
آيا يك سردار سپاه، آنهم در حالي كه كماكان خود را طرفدار انقلاب و جمهوري اسلامي معرفي مي كند، مي تواند به جاي واژه «شهيد» از شهداي مظلوم 19 دي قم از واژه «كشته شده» استفاده كند؟! آنهم نه يك بار و دوبار، بلكه 3 بار در يك نوشته كوتاه 4خطي و حتي يك بار هم به جاي «كشته» از واژه شهيد استفاده نكند؟! ممكن است گفته شود، اين جابجايي در نوشتار، از نوع «خطاي زبان و قلم» است! كه بايد گفت؛ آقاي علايي يك سردار سپاه است و فرهنگ شهيد و شهادت در وي نهادينه شده است بنابراين، اگر جابجايي اين واژه عمدي نبوده است، دستكم بايد يك بار به جاي «كشته شده» از لفظ شهيد استفاده مي كرد كه نكرده است! چرا؟!... بايد توجه داشت كه «خطا» وقتي در يك موضوع واحد به تكرار رسيد، ديگر «خطا» تلقي نمي شود، بلكه «خط» است!
4- آقاي علايي در يادداشت كذايي، برخلاف عقيده و نظر بارها اعلام شده خود به اين تحليل مي نشيند كه مردم ايران خواستار تغيير رژيم شاهنشاهي نبوده اند بلكه فقط انجام تغييراتي در رژيم شاهنشاهي را دنبال مي كردند!! ولي از آنجا كه شاه به اصلاحات مورد نظر آنها پاسخ مثبت نداد، تظاهرات و اعتراضات شدت گرفت و «عملاً از اقتدار نظام شاهنشاهي كاسته شد»! و سپس در 7 بند و در قالب پرسش هاي فرضي، محمدرضا شاه را نصيحت مي كند كه چرا با بي توجهي نسبت به اصلاحات مورد نظر مردم باعث فروپاشي رژيم شاهنشاهي شده است؟!
بايد از آقاي علايي پرسيد؛ آيا مردم خواستار سرنگوني رژيم شاهنشاهي و برپايي جمهوري اسلامي نبودند؟ و آيا بعد از تغيير نخست وزير، شعار نمي دادند «ما ميگيم شاه نمي خوايم، نخست وزير عوض ميشه» و...؟!
5- آقاي حسين علايي در يادداشت مورد اشاره، برخلاف فرهنگ رايج و جاي گرفته در قلب و جان سپاهيان، از بكارگيري واژه «امام» براي ناميدن آن مراد به حق پيوسته و رهبر كبير انقلاب اسلامي، خودداري مي ورزد و آنجا كه ناچار به نام بردن از آن بزرگوار است به عبارت «آيت الله خميني» بدون هيچ پيشوند و پسوند احترام آميز بسنده مي كند.
آيا، اين ديدگاه و فرهنگ و چارچوبي كه در بيان آن به كار گرفته شده مي تواند با ديدگاه كسي كه عمري را در كسوت يك سردار سپاه سپري كرده است كمترين همخواني و ارتباطي داشته باشد؟! قاعده آن بود و هست كه زبان جناب علايي در نام بردن از امام(ره)، به كمتر از «حضرت امام(ره)» حركت نكند و در كام نچرخد. آيا آن چرخش و اين نچرخيدن زبان و قلم ايشان را بايد- خداي نخواسته- به حساب چرخش مواضع آقاي علايي نوشت يا -باز هم خداي نخواسته- به حساب ديكته اي كه ديگران براي او نوشته اند؟! بي ترديد، اين نوشته با فرهنگ گفتاري و نوشتاري يك سردار سپاه آنهم با سابقه فرماندهي در جنگ تحميلي همخواني ندارد. دارد؟! پس چه كسي آن را ديكته كرده است؟!
6- يك بار ديگر به يادداشت آقاي حسين علايي مراجعه كنيد. ايشان اولا؛ به حضرت امام(ره) اهانت مي كند و بناي مستحكم آن بزرگوار يعني انقلاب اسلامي و نظام برخاسته از آن را بدون انگيزه الهي و اسلامي قلمداد مي كند! ثانيا؛ خاستگاه اسلامي انقلاب را نفي مي كند و خواست با خون نوشته مردم مسلمان ايران را در حد و اندازه اصلاحات در رژيم شاهنشاهي تنزل مي دهد! ثالثا؛ از فتنه آمريكايي- اسرائيلي 88 حمايت مي كند و...
حالا امضاي يادداشت را ناديده بگيريد. آيا نوشته ايشان با نوشته اي كه از يك ضد انقلاب دوآتشه انتظار مي رود كمترين تفاوتي دارد؟! اگر تفاوتي ندارد- كه ندارد- احتمال سفارشي بودن آن دور از ذهن نيست!
7- در حالي كه انقلاب اسلامي به الگوي تحولات در جهان اسلام تبديل شده و ملت هاي مسلمان با در دست داشتن اين نسخه بر ديكتاتورهاي دست نشانده شوريده و پوزه آمريكا و اسرائيل و متحدان اروپايي آنها را به خاك مذلت ماليده اند و در حال و هوايي كه دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب، انكار نمي كنند كه از اقتدار ايران اسلامي تحت رهبري امام راحل و خلف حاضر او به تنگ آمده و فرياد استيصال سرداده اند، مخالف خواني افرادي كه روزي همراه انقلاب بوده اند جز آن كه براي دهان هاي گرسنه دشمنان بيروني و دنباله هاي داخلي آنها خوراكي در حد و اندازه يك ساندويچ فراهم كند چه تأثير ديگري مي تواند داشته باشد؟! جناب علايي! «قطره درياست، اگر با درياست ورنه او قطره و دريا، درياست».
8- ديروز آقاي حسين علايي طي يادداشت كوتاهي بر وفاداري خود به اسلام و انقلاب و ولايت فقيه تأكيد كرد كه اميد است اولين گام ايشان براي بازگشت از بيراهه اي باشد كه در آن گام نهاده بود و همينجا گفتني است و عبرت آموز نيز هست كه يادداشت كذايي آقاي علايي، به به و چهچه و استقبال همراه با ذوق زدگي فراوان رسانه هاي دشمن و گروه هاي ضد انقلاب را در پي داشت ولي نوشته كوتاه ديروز او با بي اعتنايي همان رسانه ها روبرو شد. عبرت انگيز نيست؟! فاعتبروا يا اولي الالباب...


نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |دوشنبه بیست و ششم دی 1390| در ساعت 14:59 |
 

فخرآور و سایت ضد انقلابی بالاترین به جان هم افتادند! + سند

فخرآور و سایت ضد انقلابی بالاترین به جان هم افتادند! + سند

http://www.yjc.ir/image/journal/article?img_id=121116&t=1326684822319این جور افراد حال آدم رو به هم میزنن. ادعای دموکراسی و آزادی بیانشون گوش فلک رو کر کرده اونوقت هنوز به هیچ کجا نرسیده و هیچ ... نشده توی انحصارطلبی و بستن مسیر آزاد اخبار اسیر شدن

 

امیرعباس فخرآور عضو کمیته اصلی کنفرانس " گذار به دموکراسی در ایران" که با حمایت مالی دانشگاه امنیت ملی و سیاست خارجی واشینگتن "آی دبلیو پی" به فعالیت علیه نظام جمهوری اسلامی ایران می پردازد در صفحه فیس بوکش خطاب به مدیر سایت ضد انقلابی بالاترین که با بودجه صهیونیستها اداره می شود، اینگونه نوشته است : " به یحیی نژاد مدیر سایت بالاترین اخطار داده بودم ولی ترجیح داد که راه سخت تر رو انتخاب کنه! این جور افراد حال آدم رو به هم میزنن. ادعای دموکراسی و آزادی بیانشون گوش فلک رو کر کرده اونوقت هنوز به هیچ کجا نرسیده و هیچ ... نشده توی انحصارطلبی و بستن مسیر آزاد اخبار اسیر شدن! آقای یحیی نژاد، مثلا وبسایت من رو بلاک کردی، به اهدافت در مبارزه میرسی؟  واقعا برات متاسفم!"

alt

فخرآور که با استفاده از روابط قبلی خود با رامین عسگرد مدیر فعلی صدای امریکا ، که پیش از آن مشاور سیاسی ژنرال پترائوس در ستاد فرماندهی ارتش ایالات متحده امریکا بوده و در زمان فرار فخرآور از ایران در سفارت آمریکا در دوبی مشغول به کار بوده اکنون همه کاره صدای امریکا شده توقع داشت سایت ضدانقلابی بالاترین در دعوایش با باطبی دیگر مدعی مدیریت صدای امریکا ، طرف وی را بگیرد که با حذف پی در پی اکانتهایش در این سایت مواجه شد! و  مخالفانش در بالاترین با تمسخر  فخرآور که مدعی است با بوش رئیس جمهور پیشین امریکا، روابط نزدیکی دارد او را یک دروغگوی کلاش نامیده اند که تنها به فکر منافعش در صدای امریکاست.

alt

رفتارهای اینچنینی گروههای ضد انقلاب بر سر قدرت های خیالی، همه و همه بار دیگر این حقیقت را اثبات می کند که اینها که مطرود مردم عزیز کشورمان هستند اگر قدرت ناچیزی به دست بیاورند چطور عملکرد دیکتاتور موابانه و رادیکال گونه شان،  نقاب از چهره های دروغینشان بر می دارد و حقیقت زشتشان را هویدا می کند.



نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |دوشنبه بیست و ششم دی 1390| در ساعت 13:31 |
 

دیدار لیدر جریان انحرافی با سرکرده گروهک برانداز

دیدار لیدر جریان انحرافی با سرکرده گروهک برانداز



altاخیرآ شنیده شده است که لیدر جریان انحرافی طی ملاقاتی با مولوی عبدالحمید امام جمعه اهل سنت زاهدان که تمایلات شدیدی به وهابیت عربستان دارد ، ضمن مساعدت های مالی به این همکار سابق کروبی از وی خواسته است که در جریان انتخابات مجلس نهم ، مطالبات مذهبی_قومیتی را در شرق کشور به طور جد پیگیری کند.

همچنین لیدر جریان انحرافی مدتی پیش در دیدار با مرکزیت یک تشکل غیر قانونی جدایی طلب که سابق آشوب طلبی در خوزستان را دارند از آن خواسته که در آستانه انتخابات گروه های قومیتی را با عناوین مختلف در این منطقه فعال کنند.

لجنة الوفاق عنوان این تشکل غیرقانونی در استان خوزستان است که در سال 84 با تحریک اعراب این منطقه و دامن زدن به مطالبات قومی، باعث ایجاد تنش و درگیری هایی در اهواز و سایر شهرهای خوزستان شده بود.



نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |دوشنبه بیست و ششم دی 1390| در ساعت 13:28 |
 

مشخصات دو عضو محکوم شده منحرفین
دادگاه 4 نفر دیگر وابسته به منحرفین هفته آتی برگزار خواهد شد.


به نقل از ندای انقلاب نوشت: احکام دو تن از بازداشت شدگان منسوب به جریان انحرافی که سابق بر این در یکی از سازمان های تحت سلطه این جریان مسئولیت داشته اند به اتهام جاسوسی ، اختلاس ، ارتشا ، تحصیل مال نامشروع و ارتباط نامشروع بازداشت شده بودند اخیرا" ابلاغ شده است.

یکی از این دو فردی به نام (ایرج.ب) فرزند(الف) می باشد که مسئول تشریفات سازمان مذکور بوده در چهار اتهام محکوم شده است. اتهام اول ، جاسوسی برای سرویس های آمریکا ، انگلیس و ایتالیا که در این باره به ۵ سال حبس محکوم شده است. اتهام دوم ، اختلاس توام با جعل که در این زمینه به ۵ سال حبس ، انفصال دائم از خدمات دولتی ، رد مال مورد اختلاس و پرداخت ۲۶ هزار یورو جزای نقدی محکوم شده است. اتهام سوم ، تحصیل مال نامشروع است که در این خصوص به پرداخت دو برابر مال تحصیل شده (۸ هزار دلار و ۶۰ میلیون ریال ) و رد اصل مال (۴ هزار دلار و ۳۰ میلیون ریال) محکوم شده است. اتهام چهارم این فرد رابطه نامشروع بوده که با اثبات آن به ۹۹ ضربه شلاق محکوم شده است.

فرد دیگر (محمدرضا.س) منسوب به انحراف که ذیحساب سازمان مذکور بوده در زمینه ۳ اتهام محکوم شده است.
اتهام اول ، اختلاس که بابت آن به تحمل ۴ سال حبس و انفصال دائم از خدمات دولتی و رد مال مورد اختلاس (مبلغ ۹۲ میلیون و ۲۰۰ هزار ریال) و پرداخت جزای نقدی معادل ۲ برابر مال مورد اختلاس محکوم شده است.
اتهام دوم وی اخذ رشوه است که بابت آن به تحمل ۴ سال حبس ، ۷۴ ضربه شلاق و پرداخت ۷۰ میلیون جزای نقدی محکوم شده است.
اتهام سوم ، رابطه نامشروع بوده که بابت آن پس از اثبات به ۹۹ ضربه شلاق محکوم شده است.

گفتنی است دادگاه 4 نفر دیگر وابسته به منحرفین هفته آتی برگزار خواهد شد.



نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |دوشنبه بیست و ششم دی 1390| در ساعت 11:23 |
 

نقاشی‌هایی که به دست بابا نرسید + تصویر
علی و زینب و لیلا دلتنگ از فراق بابا، برایش نامه‌هایی نوشتند اما این نامه‌ها وقتی به جبهه رسید که بابا به شهادت رسیده بود


دلتنگی‌ها و بهانه‌گیری برای دیدن پدر روز به روز بیشتر می‌شد تااینکه مادر، علی 6 ساله، زینب 4 و نیم ساله و لیلا 3 و نیم ساله، فرزندانش دور هم جمع کرد و گفت «بچه‌ها بیایید برای باباجون نامه بنویسیم«. هر کدام از بچه‌ها برای ابراز و بیان دوست داشتن پدر، مداد سیاه را بر قلب سفید کاغذ کشیدند. این نامه‌ها یک هفته قبل از شهادت پدر نوشته شد اما زمانی به جبهه رسید که خداجون، بابا را پیش خودش برده بود.

شهید «حسن معین لشکاجانی« زمانی از شلمچه به سوی معبوش پرپرواز می‌گشاید که فرزندان کوچکش چشم به راه پاسخ مهربانانه‌اش بودند. این نامه‌ها حدود یک ماه بعد از شهادت بابا بدون اینکه هیچ کس آنها را بخواند، به مبدأ بازگشت.

***

علی که تازه نوشتن «بنام خدا، بابا، آب، نان و علی معین« را یادگرفته بود، برای پدر اینگونه نوشت:

بنام خدا

بابا آب بابا نان! آ ا ـ بـ ب ـ نـ ن ـ

بابا آب بابا نان! آ ا ـ بـ ب ـ نـ ن ـ

علی معین

مادر نیز در شرح نامه علی می‌نویسد:

بسمه تعالی

از طرفی علی جان تقدیم به باباجان عزیزش

حسن جان این صفحه را علی هم مشق و هم اسمش و هم بنام خدا را خودش نوشته است و همچنین در پایین صفحه یک هواپیما و بالای آن یک کوه و شکل یک آدم را کشیده است. یک تمرین ریاضی هم که با عدد 5 نوشته شده است. نوشته و برای بابای عزیزش فرستاده. حسن جان ا‌نشاءالله که خوشت بیاید و با هواپیمای علی به «لشکاجان« بیایی. خداحافظ و نگهدارت.

»علی معین»

 

***

«زینب معین لشکاجانی« که چهار سال و نیمه بود، نمی‌توانست بنویسد اما برای آرام شدن دلتنگی‌هایش نقاشی از کوه و آدم و گل که شاید ایستادگی و عشق‌ورزیدن به پدر را نشان می‌دهد، برای پدر نقاشی می‌کند. همسر شهید «حسن معین لشکاجانی« در توضیح این نامه می‌نویسد:

 

بسمه‌تعالی

از طرف زینب جون تقدیم به بابا جون عزیزش

حسن‌جان این کوه و آدم و گل را زینت کشیده و برای باباجانش فرستاده است.

انشاءالله با دیدنش خوشحال شوی.

خداحافظ و نگهدارت باباجون عزیزم.

دخترت «زینب معین»

 

***

«لیلا معین لشکاجانی« در زمانی که می‌خواست این نامه را برای پدر بفرستد، 3 سال و نیم داشت؛ او در عالم کودکی خود و برای اینکه به پدر بگوید همیشه دوستش دارد، نقاشی کشیده تا پدر آن را ببیند و خوشحال شود؛ این فرزند شهید در ظاهر و خلقیات بیشتر شبیه پدر است. مادر این سه فرزند شهید در توضیح نقاشی‌های لیلا نوشته است:

 

بسمه‌تعالی

از طرف لیلاجون تقدیم به باباجون عزیزش.

حسن جان! این خرگوش و آدام و جوجو و گل را لیلا کشیده است و برایت فرستاده است. امیدوارم خوشحال شوی.

خداحافظ و نگهدارت.

باباجون عزیز «لیلا معین».

به گزارش توانا، شهید «حسن معین لشکاجانی« از دانشجویان پیرو خط امام بود که سال آخر زبان و ادبیات فارسی را در دانشگاه زاهدان سپری می‌کرد؛ وی در دانشگاه زاهدان مسئولیت‌هایی از جمله مسئول انجمن اسلامی، عضو کمیته انضباطی، مسئول تربیت بدنی، مسئول شورای صنفی و جهاد دانشگاهی را بر عهده داشت.

این معلم شهید اعزامی از سپاه محمدرسول الله (ص) آرپی‌جی‌زن بوده است و در 19 دی ماه 136 در عملیات «کربلای 5» در منطقه شلمچه به شهادت رسید


نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |دوشنبه بیست و ششم دی 1390| در ساعت 10:28 |
 

ضمن تسلیت اربعین به من رای دهید
همزمان با اربعین حسینی تعدادی از داوطلبان انتخابات و همچنین نمایندگان فعلی مجلس به ارسال پیامک های تبلیغاتی پرداختند. در حالی که این اقدام آنها غیر قانونی بوده و خلاف مقررات محسوب می شود. حال آنکه آنها در این پیامک ها اربعین را تسلیت گفته و به مردم توصیه های اخلاقی ...
فرازی از زیارت نامه اربعین حضرت امام حسین (ع): « ... تا برهاند بندگانت را از (گرداب) جهالت و نادانى و سرگردانى (در وادى) گمراهى و چنان شد که همدست شدند بر علیه آن حضرت کسانى که دنیا فریبشان داد. و فروختند بهره (کامل و سعادت خود را) به بهاى پست ناچیزى و بداد آخرتش را در مقابل بهایى اندک و بى مقدار و بزرگى کردند و خود را در چاه هوا و هوس سرنگون کردند...». به امید آنکه گوشزدی باشد برای کسانی که در عملی غیر قانونی علاوه بر توصیه های اخلاقی به مردم از آنها درخواست رای می کنند.

 به گزارش خبرنگار پارلمانی بولتن نیوز، روز شنبه مصادف با اربعین حسینی، که اکثر قریب به اتفاق مردم متدین کشور عزیزمان مشغول عزاداری برای سرور و سالار شهیدان بودند، تعدادی چند از نمایندگان و افراد متعددی از داوطلبان نهمین دوره مجلس شورای اسلامی این فرصت فرا زمینی را مغتنم نشمرده و دست به تبلیغات برای امور زمینی زده اند. تبلیغاتی که طبق قانون انتخابات خلاف مقررات است.

در این اقدام، داوطلبان و نمایندگان فعلی مجلس با ارسال پیامک هایی  به مردم حوزه انتخاباتی خود با عدول از قانون مبادرت به تسلیت این روز غم بار حسینی کردند.

این داوطلبان انتخاباتی با ارسال این پیامک ها خواستار رأی مردم به خود در انتخابات آینده مجلس شدند.

در پیامکی که یک نمایندگان فعلی مجلس برای مردم حوزه انتخاباتی خود فرستاده بود، با حدیثی از امام حسن عسگری آورده است: «مومن پنج نشانه دارد که یکی از آنها قرائت زیارت اربعین است. التماس دعا. دفتر اعتماد مردمی نماینده ... »



در پیامک تبلیغاتی دیگری نیز اینگونه آمده است: «اربعین حسینی را تسلیت عرض می کنم. الف ـ ط . نماینده .....»

بسیاری از این افراد پیامک های مذکور را از طریق مخابرات به صورت گروهی ارسال می کنند. در صورتی که یک یا چند یا ... پیامک تبلیغاتی، غیر از زمان تعیین شده از سوی ستاد انتخابات کشور، اقدامی غیر قانونی محسوب می شود.

لازم به ذکر است نهمین دوره انتخابات مجلس اسفند ماه امسال برگزار خواهد شد.


نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |دوشنبه بیست و ششم دی 1390| در ساعت 10:18 |
 

شریعتمداری و نصیحتی به حسین علایی
«بازي با مهره حريف» يا «شكار مهره» يكي از ترفندهاي عمليات رواني است. دشمن در اين ترفند شكار خود را از ميان كساني انتخاب مي كند كه اولا؛ سابقه شناخته شده اي از همراهي با نظام را در كارنامه خويش داشته باشند و ثانيا؛ به هر علت، از جمله ضعف بينش سياسي، آرزوهاي برآورده نشده و امثال آن، با نظام فاصله گرفته باشند.

يادداشت امروز را برادر و همكار عزيزم آقاي سعدالله زارعي نوشته بود ولي طي چند روز گذشته بسياري از خوانندگان گرامي در تماس با روزنامه، نظر كيهان را درباره مقاله روز دوشنبه- 19 دي ماه- آقاي حسين علايي در روزنامه اطلاعات جويا شده بودند. پاسخ اوليه ما اين بود كه واكنش نسبت به اينگونه نوشته ها يكي از اصلي ترين اهداف كساني است كه آن را تدارك ديده اند تا از اين طريق يك ماجراي دم دستي و كم اهميت را به موضوع روز تبديل كرده و به فتنه گران تنفس مصنوعي بدهند. از اين روي پرداختن به آن را غيرضروري مي دانستيم، اما بعد از انتشار نامه تعدادي از سرداران محترم سپاه در اعتراض به آقاي حسين علايي و نصيحت همراه با ملامت وي كه از غيرت ديني و انقلابي آن عزيزان حكايت مي كرد، اشاره به نكاتي چند درباره يادداشت آقاي علايي را ضروري تلقي كرديم و در اين وجيزه نگاهي - هرچند گذرا- از زاويه اي ديگر به ماجرا خواهيم داشت. اميد آن كه آقاي حسين علايي در اين نوشته انديشه كند و چنانچه گفتني هاي آن را شنيدني ارزيابي كرد، پاي از بازي بيشتر در ميدان دشمن بيرون بكشد.
1- «بازي با مهره حريف» يا «شكار مهره» يكي از ترفندهاي عمليات رواني است. دشمن در اين ترفند شكار خود را از ميان كساني انتخاب مي كند كه اولا؛ سابقه شناخته شده اي از همراهي با نظام را در كارنامه خويش داشته باشند و ثانيا؛ به هر علت، از جمله ضعف بينش سياسي، آرزوهاي برآورده نشده و امثال آن، با نظام فاصله گرفته باشند. دشمن در اين حالت، از يكسو نقطه ضعف شكار خود را موجه جلوه داده و به تقويت آن مي پردازد. مثلا چنانچه «شكار» مورد نظر به مسئوليت دلخواه خود در نظام دست نيافته باشد، اين توهم را در وي مي دمد كه مسئولان بالادستي نظام حق او را ناديده گرفته و يا پايمال كرده اند! و از اين طريق مي كوشد تا حس انتقامجويي را در شكار خود تحريك كند. و از سوي ديگر، فرد شكار شده را گام به گام به موضع گيري عليه نظام مي كشاند و هريك از اين گام هاي زاويه دار او را به گونه اي -مثلاً از طريق رسانه ها- برملا مي كند تا به تدريج پل هاي پشت سر شكار خود را خراب كرده و راهي براي بازگشت وي باقي نماند. دشمن در اين مرحله، زبان خود را در كام فرد شكار شده مي گذارد و آنچه را كه از زبان و قلم دشمن تابلودار قابل عرضه نيست بر زبان و قلم شكار خود مي نشاند.
2- اكنون بايد ديد كه آقاي حسين علايي يك مهره شكار شده است و يا آنچه در يادداشت موهن خود آورده است، برخاسته از خواست و برداشت خود ايشان است؟ يافتن پاسخ اين سؤال دشوار نيست و براي كشف آن فرمول علمي و تعريف شده اي وجود دارد. با اين توضيح كه؛
الف: اگر اظهارات شخص مورد نظر- در اينجا، آقاي حسين علايي- برخاسته از ديدگاه و نظر خود او باشد، در بستر و چارچوب فرهنگ شناخته شده وي ابراز مي شود، چرا كه فرهنگ نوشتاري يا گفتاري افراد- صرفنظر از محتواي آن- به آساني قابل تغيير نيست و نمي توان اين تغيير فرهنگ را مثلاً به سادگي تهيه يك تابلو و نصب آن به يكي از ديوارهاي اتاق تلقي كرد!
ب: و اما چنانچه فرد مورد نظر با فرهنگي متفاوت از فرهنگ شناخته شده خود سخن بگويد و مخصوصاً هنگامي كه فرهنگ به كار گرفته شده با فرهنگ شناخته شده وي تفاوتي فاحش و در حد تضاد داشته باشد مي توان حدس زد- و البته متأسف نيز بود - كه به عنوان يك مهره از سوي دشمن شكار شده و چه بخواهد و بداند و يا نخواهد و نداند در ميدان دشمن به بازي گرفته شده است.
3- حالا به يادداشت آقاي حسين علايي توجه كنيد؛
«... حكومت شاه به بهانه نداشتن مجوز براي راهپيمايي- 19 دي ماه 56- به طلاب و جوانان در خيابان صفائيه حمله كرد و تعداد 6 نفر از طلاب و معترضين را كشت و عده اي را نيز مجروح كرد... رژيم شاه ظرف يك سال بيش از 2 هزار نفر از مردم معترض در خيابان هاي شهرهاي مختلف را كشت ولي هر چه بر كشته هاي خياباني افزوده مي شد...»
آيا يك سردار سپاه، آنهم در حالي كه كماكان خود را طرفدار انقلاب و جمهوري اسلامي معرفي مي كند، مي تواند به جاي واژه «شهيد» از شهداي مظلوم 19 دي قم از واژه «كشته شده» استفاده كند؟! آنهم نه يك بار و دوبار، بلكه 3 بار در يك نوشته كوتاه 4خطي و حتي يك بار هم به جاي «كشته» از واژه شهيد استفاده نكند؟! ممكن است گفته شود، اين جابجايي در نوشتار، از نوع «خطاي زبان و قلم» است! كه بايد گفت؛ آقاي علايي يك سردار سپاه است و فرهنگ شهيد و شهادت در وي نهادينه شده است بنابراين، اگر جابجايي اين واژه عمدي نبوده است، دستكم بايد يك بار به جاي «كشته شده» از لفظ شهيد استفاده مي كرد كه نكرده است! چرا؟!... بايد توجه داشت كه «خطا» وقتي در يك موضوع واحد به تكرار رسيد، ديگر «خطا» تلقي نمي شود، بلكه «خط» است!
4- آقاي علايي در يادداشت كذايي، برخلاف عقيده و نظر بارها اعلام شده خود به اين تحليل مي نشيند كه مردم ايران خواستار تغيير رژيم شاهنشاهي نبوده اند بلكه فقط انجام تغييراتي در رژيم شاهنشاهي را دنبال مي كردند!! ولي از آنجا كه شاه به اصلاحات مورد نظر آنها پاسخ مثبت نداد، تظاهرات و اعتراضات شدت گرفت و «عملاً از اقتدار نظام شاهنشاهي كاسته شد»! و سپس در 7 بند و در قالب پرسش هاي فرضي، محمدرضا شاه را نصيحت مي كند كه چرا با بي توجهي نسبت به اصلاحات مورد نظر مردم باعث فروپاشي رژيم شاهنشاهي شده است؟!
بايد از آقاي علايي پرسيد؛ آيا مردم خواستار سرنگوني رژيم شاهنشاهي و برپايي جمهوري اسلامي نبودند؟ و آيا بعد از تغيير نخست وزير، شعار نمي دادند «ما ميگيم شاه نمي خوايم، نخست وزير عوض ميشه» و...؟!
5- آقاي حسين علايي در يادداشت مورد اشاره، برخلاف فرهنگ رايج و جاي گرفته در قلب و جان سپاهيان، از بكارگيري واژه «امام» براي ناميدن آن مراد به حق پيوسته و رهبر كبير انقلاب اسلامي، خودداري مي ورزد و آنجا كه ناچار به نام بردن از آن بزرگوار است به عبارت «آيت الله خميني» بدون هيچ پيشوند و پسوند احترام آميز بسنده مي كند.
آيا، اين ديدگاه و فرهنگ و چارچوبي كه در بيان آن به كار گرفته شده مي تواند با ديدگاه كسي كه عمري را در كسوت يك سردار سپاه سپري كرده است كمترين همخواني و ارتباطي داشته باشد؟! قاعده آن بود و هست كه زبان جناب علايي در نام بردن از امام(ره)، به كمتر از «حضرت امام(ره)» حركت نكند و در كام نچرخد. آيا آن چرخش و اين نچرخيدن زبان و قلم ايشان را بايد- خداي نخواسته- به حساب چرخش مواضع آقاي علايي نوشت يا -باز هم خداي نخواسته- به حساب ديكته اي كه ديگران براي او نوشته اند؟! بي ترديد، اين نوشته با فرهنگ گفتاري و نوشتاري يك سردار سپاه آنهم با سابقه فرماندهي در جنگ تحميلي همخواني ندارد. دارد؟! پس چه كسي آن را ديكته كرده است؟!
6- يك بار ديگر به يادداشت آقاي حسين علايي مراجعه كنيد. ايشان اولا؛ به حضرت امام(ره) اهانت مي كند و بناي مستحكم آن بزرگوار يعني انقلاب اسلامي و نظام برخاسته از آن را بدون انگيزه الهي و اسلامي قلمداد مي كند! ثانيا؛ خاستگاه اسلامي انقلاب را نفي مي كند و خواست با خون نوشته مردم مسلمان ايران را در حد و اندازه اصلاحات در رژيم شاهنشاهي تنزل مي دهد! ثالثا؛ از فتنه آمريكايي- اسرائيلي 88 حمايت مي كند و...
حالا امضاي يادداشت را ناديده بگيريد. آيا نوشته ايشان با نوشته اي كه از يك ضد انقلاب دوآتشه انتظار مي رود كمترين تفاوتي دارد؟! اگر تفاوتي ندارد- كه ندارد- احتمال سفارشي بودن آن دور از ذهن نيست!
7- در حالي كه انقلاب اسلامي به الگوي تحولات در جهان اسلام تبديل شده و ملت هاي مسلمان با در دست داشتن اين نسخه بر ديكتاتورهاي دست نشانده شوريده و پوزه آمريكا و اسرائيل و متحدان اروپايي آنها را به خاك مذلت ماليده اند و در حال و هوايي كه دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب، انكار نمي كنند كه از اقتدار ايران اسلامي تحت رهبري امام راحل و خلف حاضر او به تنگ آمده و فرياد استيصال سرداده اند، مخالف خواني افرادي كه روزي همراه انقلاب بوده اند جز آن كه براي دهان هاي گرسنه دشمنان بيروني و دنباله هاي داخلي آنها خوراكي در حد و اندازه يك ساندويچ فراهم كند چه تأثير ديگري مي تواند داشته باشد؟! جناب علايي! «قطره درياست، اگر با درياست ورنه او قطره و دريا، درياست».
8- ديروز آقاي حسين علايي طي يادداشت كوتاهي بر وفاداري خود به اسلام و انقلاب و ولايت فقيه تأكيد كرد كه اميد است اولين گام ايشان براي بازگشت از بيراهه اي باشد كه در آن گام نهاده بود و همينجا گفتني است و عبرت آموز نيز هست كه يادداشت كذايي آقاي علايي، به به و چهچه و استقبال همراه با ذوق زدگي فراوان رسانه هاي دشمن و گروه هاي ضد انقلاب را در پي داشت ولي نوشته كوتاه ديروز او با بي اعتنايي همان رسانه ها روبرو شد. عبرت انگيز نيست؟! فاعتبروا يا اولي الالباب...
حسين شريعتمداري

 



نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |دوشنبه بیست و ششم دی 1390| در ساعت 10:12 |
 

پاسخ قاطع ایران به اقدامات تروریستی
وزیر اطلاعات با اشاره به ترور اخیر یکی از دانشمندان هسته‌ای گفت: آمریکا، انگلیس و موساد، نتیجه این اقدامات خود را خواهند دید و جمهوری اسلامی ایران جواب قاطعی را به آنها خواهد داد.
مصلحی در جمع خبرنگاران:
 پاسخ قاطعی به اقدام تروریستی آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی خواهیم داد
 خبرگزاری فارس"
حجت الاسلام والمسلمین حیدر مصلحی عصر امروز یکشنبه در حاشیه جلسه دولت در جمع خبرنگاران ضمن تسلیت به خانواده دو شهید ترور اخیر اظهار داشت: انگلیس و آمریکا نمی‌توانند نقش خود را در این ترورها مخفی کنند و با اعلام این موضوع که ما این اقدامات را انجام نداده‌ایم دست پلید خود را پوشیده نگه دارند.

وزیر اطلاعات با اشاره به نقش رژیم صهیونیستی در خاورمیانه تصریح کرد: اینها پسر بدی را در خاورمیانه قرار داده‌اند و جنایات خود را گردن وی می‌اندازند.

مصلحی با طرح این سؤال که مجامع حقوقی چه پاسخی را در این خصوص خواهند داشت، گفت: این ترورها در واقع مربوط به دانشمندان علمی است و کسانی که امروز در دنیا ادعای پیشرفت در علم را دارند چگونه می‌خواهند این مسئله را پاسخ دهند. آیا آن‌ها این احتمال را نمی‌دهند که ممکن است چنین اقداماتی در کشورشان رخ دهد.

وی با تاکید بر اینکه پاسخ محکمی را به این اقدامات خواهیم داد، یادآور شد: آمریکا، انگلیس و موساد، نتیجه این اقدامات خود را خواهند دید و جمهوری اسلامی ایران جواب قاطعی را به آنها خواهد داد.

وزیر اطلاعات افزود: رژیم صهیونیستی با حمایت کشورهایی که ما را تروریسم می‌دانند اما در پرونده ارباب سیار نتوانستند حتی 2 هفته در صدر رسانه‌ها باشند، دچار ورشکستگی اطلاعاتی شد.

مصلحی بر همین اساس به ارائه سند دخالت آمریکا و موساد در ایران به مجامع بین‌المللی اشاره و اضافه کرد: با دبیر خانه شورای عالی امنیت هماهنگ کردیم تا در این زمینه اسناد و مدارک را به مجامع بین المللی حقوقی ارائه دهیم.

وی در ادامه سخنان خود یادآور شد: وزارت اطلاعات مسئول حفاظت از افراد نیست و روش‌های حفاظتی را ما تعریف نمی‌کنیم. البته دستگاه‌های مسئول هم نباید توپ را به زمین دیگری بیندازند.

وی خاطرنشان کرد: وظیفه حفاظت به‌عهده دستگاه‌های انتظامی است و این شورای امنیت کشور است که تصمیم گیری می‌کند و به هر کس در رده حفاظتی‌اش، مسئولیت می‌دهد.


نوشته شده توسط دوستدار ولایت | لينک ثابت |دوشنبه بیست و ششم دی 1390| در ساعت 10:10 |
 

آخرين مطالب
ماه من


سران فتنه نه تنها رفع حصر نمی‌شوند بلکه تاوان جرم بزرگشان را هم باید پس بدهند







نظریه کلیدی رهبر انقلاب درباره مقاومت مسلحانه در فلسطین
"دوره کاریزمای خاتمی و هاشمی تمام شده است"





ایران به قدرت موشکی جهان تبدیل می شود



درباره وبلاگ

عناوين ويژه
آرشيو موضوعي
هفته دوم مهر 1391
هفته دوم مرداد 1391
هفته اوّل مرداد 1391
هفته چهارم تیر 1391
هفته سوم تیر 1391
هفته دوم تیر 1391
مرداد 1393
تیر 1393
خرداد 1393
اردیبهشت 1393
فروردین 1393
اسفند 1392
بهمن 1392
دی 1392
آذر 1392
آبان 1392
مهر 1392
شهریور 1392
مرداد 1392
تیر 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
مهر 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
آرشيو
بخش ويژه


یاران خورشید

free counters





























onLoad and onUnload Example